پر بیننده ترین شعرها
باغ عشق

باغ عشق

صنم عنبرین لبریز حس تازه، آبستن بهارم مثل تن درختی، صد ریشه انتظارم من باغ باغ عشقم، یک صبحدم میایی در خنده های گرمت خورشید می شمارم آغوش می گشایم تا میوه های ممنوع از جنس سیب سرخ ام، یک پیرهن انارم با تو ز پیله ی ابر، ابریشمی ز باران برسینه می فشارم، تا لحظه یی ببارم...

لبخند زد پگاهی و امیدوار رفت

لبخند زد پگاهی و امیدوار رفت

الیاس صبوری صمد یار لبخند زد پگاهی و امیدوار رفت بیرون شد از حویلی و دنبال کار رفت در کوچه چرت زد که چنین است زندگی فارغ شد از جهان و به فکر مزار رفت ابری به گریه آمد و چتری نداشت او تر شد به عمق سفسطه‌ی روزگار رفت آهسته در کنار سرک گربه‌ای سیاه او را به غصه پل زد و...

آن شاخ و برگ تازه ی دیرینه نیستی

آن شاخ و برگ تازه ی دیرینه نیستی

آن شاخ و برگ تازه ی دیرینه نیستی شعری؛ ولی برآمده از سینه نیستی صبح است و اعتراض خروسان دلت گرفت یک روز، شاد و راحت و بی کینه نیستی هی دست می بری به سر افسوس می خوری بر زخم های سینه ی خود پینه نیستی دیوانه وار می دوی از زینه ها، چرا در فکر غلت خوردنت از زینه نیستی می...

شبی که من ستاره شمردم

شبی که من ستاره شمردم

شعری از یونگ دونگ جو ترجمه: حضرت وهریز   آسمان- گذرگاه فصل ها، پر از پاییز است. حس می کنم می توانم، به آسانی تمام ستاره ها را در ژرفای پاییز بشمارم. چرا نمی توانم اکنون تمام ستاره هایی را که در ژرفای قلبم یکی پی دیگر نقش بسته اند، بشمارم؟ از این است که سپیده دم به...

غزل

غزل

سید مهدی موسوی تاریک و دل‌گرفته و خاموشم! مانند عصرهای زمستانی شوری به یأس خانه نخواهد داد آواز یک پرنده‌ی زندانی می چرخ و چرخ و دایره می‌سازم، در من دونده‌ای‌ست که می‌بازم هر روز روی نقطه‌ی آغازم، هر روز روی نقطه‌ی پایانی با گوسفندِ منتظرِ سلّاخ، با موش‌های گمشده در...

دسته‌ها

بایگانی‌ها