|
|
||
|
|
||
|
اکرم عثمان
” پرنده در سفر خويش بس كه تنها بود“ زمين دلهره و ترس می گشودش دام كسی نگفت كه: ” ای يار! پرنده در سفر خويش هيچ تنها نيست“ همه ردای شب اضطراب را بر تن بشير ســـخاورز
ژکفر
خموشيی ميان اتاق چونان آرامش هوا در فاصله خشمهای توفان بود چشمهای تماشاييان اشكها شان را خشك كرده بودند و نفسها ـ كه خداوند گواه باد ـ در واپسين منزل برگردان: صبورالله سياه سنگ
سميع رفيع
پـــويـــا
"سياست در قلمرو کله" و دو طنز ديگر
احسان سلام
در تن شان عطر بسيار زنند هم از گل انار زنند هم از مشک عطار از نرگس و ياسمن و از هرنوع گل بيخار زنند امام عبادی
سر دشمن به زير کفش پايت نمی خواهم شوی دلگير به غربت سرود شاد بهارا ن صدايت صفای عيد بدل نشتر زده باز به قلب زا ر من خنجر زده باز ناتور رحمانی
مه از ای احترام رئیس به کرامت انسانی... محمود نظری
نگاهی گذرا بر کتاب "تاريخ يمنی"
يحيی حسينی
یارب از جورویش بازچه تزویر برانم من نه بد بودم و نه باز بدی یاد کنم که هراس شب تاریک به تفسیر بخوانم سوخت دل در نفس رنجش امواج رهش ازکه پرسم که درین رنج، به چه تقصیر روانم عبدالله جاغوری
باز آن صنمی مسلهء ساز آمده بود آن الهه ی واپسین ناز آمده بود ای دوست اگرخطای رفت ست ببخش! کان توبه شکن دوباره باز آمده بود
داود درياباری
عزيز عليزاده
|
رهنورد زرياب و جايزه ادبی نوبل
منبع: راديو صدای آلمان
صدا و آيينه در يک بامداد رنگين
اميدوارم نخواسته يا ندانسته، ... صبورالله سياه سنگ
پسرکی که در پهلویش با چوبی میان کثافات می گشت، با دیدن ناک بی اختیار ... پروين پژواک
شيون
سالار عزيزپور
مقدم شما را در این گردهمایی بزرگ و اجلاس تاریخی خیر مقدم می گویم. حال از استاد بزرگوار محترم مرغاسانپور خواهش می شود تا روی ستیژ تشریف آورده پیرامون اهداف این گردهمایی... هژبر شينواری
عوض حصارنايی
رنگ متن این دنیا فولادی است. ای خدا!، به سفیدی و سیاهی اش قسم، که نه خوب است و نه بد . آنچه در این میانه هست، معما ست! گل احمد حکيمی
ســرود روشـــنِ صبحِ درين شبانه تـــرين غروب خســته خونين دلانِ مهجــــــورم بخوان غروب غريبم به آشيـــــانه تــرين بخوان بخوان که نوای تو همنوای منست نوای نالــــهء مـــا را به بيکـــرانه تــرين سالار عزيزپور
چه شبهای سیاهی بود که ناگه از جنوب، دیوی کلاه دین بسر پو شید! مسلمانی دگرگون شد، و یک شیطان، دیگر شیطان را « بو » گفت و مردم هم ، بسان بره های روز قربانی، دستگير نايل
بــســوزان ازکــران تــا بـه کــران وجــودم را بـا آتـش نگـاهـت زیرا عـید رسید عزيز عليزاده
الهام غرجی
سيد بصير مجاب
| |
|
استفاده از مطالب و عکسهای « فـردا» با ذکر نشانی مأخذ مانعی ندارد
This website is optimised with IE6+ and a screen resolution of 1024 X 768 or
higher
|
||