|
|
اکرم عثمان
مشت های بسته رمانی از ويلهلم موبری با ترجمهء مسعود مرادی
هرچند سوئدی ها در غنامند کردن ادبيات داستانی سهنمی به سزا داشته اند و رمان های بزرگی تحويل جهان ادبيات و هنر نموده اند مع الوصف چنانکه سزاوار است تا دم حاضر فارسی زبانهای خارج از سوئد چندانکه بايد، از دقايق و ظرايف آن آفريده ها اطلاع چندانی ندارند. بالمقابل سويدی ها عنايت بيشتری به گنجينهء ادب و فرهنگ پارسی زبانها داشته اند از جمله ادبيات شناس نامدار «اريک هريلن» شمار کثيری از آثار کلاسيک زبان فارسی را به سوئدی برگردان کرده و با دقت و امانت فراوانی تحويل جامعهء ادبی کشورش داده است. به هر رنگ قلمبدستان ما اعم از ايرانی و افغان در اين سرزمين بيکار ننشسته اند و آثار ذيقيمتی را برگردان کرده و يا در دست ترجمه دارند که از آن شمار نويسنده و مترجم معروف ايرانی جناب مسعود مرادی رمان ارزشمند «ويلهلم موبری» رمان نويس نامدار سوئدی بنام «مشت های بسته» را به فارسی برگردان کرده و با ادارهء مجله و بسايت «فردا» فرستاده است که از ديد ما شايستهء قدردانی و مبارکباد است. اين رمان در 316 صفحه با قطع و صحافت مرغوب از سوی انتشارات «نشر تحستين» به نشر رسيده وبه دسترس علاقمندان رمان گذاشته شده است. انشای بسيار خوش، سلاست عبارات، کاربرد واژه های عام فهم و دقت کامل در انتقال مفاهيم از زبان اصلی به زبان فارسی از ويژگی های اين کتاب دلپذير به شمار ميروند. مترجم در مقدمه ای پيرامون «مشت های بسته» و «ويلهلم موبری» چنين آورده است:
"«ويلهاطم موبری» نويسنده و روزنامه نگار شهير سوئدی صاحب
سری رمان های «مهاجران» در سال 1895 ميلادی در جنوب سوئد، استان اسمولند به
دنيا آمد. وی از سد نويسندگان صاحب نامی از جمله «هاری مارتينسون» که راه را برای نويسندگان جديد و نوپا سد کرده بودند، گذشت و به زودی شهرت را تجربه کرد! از مشخصات نوشته های اين نويسندهء بزرگ آن است که در داستان ها و رمان های متعدد خود به شخصيت های داستان اجازه می دهد تا با زبان و گويش عاميانه سخن بگويند. اين نويسنده زمانی صاحب نام و افتخار شد که موزيسين های بزرگی چون «بيورن اولاوس» با نمونه برداری و استفاده از شخصيت های رمان «مهاجران» ، ترانه «کريستينای دومولای» را ساختند و با اين کار هم خود به شهرت رسيدند و هم يلهلم را صاحب عنوان نويسنده مردمی نمودند. ويلهلم، پسر سرباز فقيری بود که در استانی فقيرتر در جنوب سوئد به دنيا آمد. دوران کودکی و نوجوانی خود را در فقر و فاقهد گذراند! زمانی که محصل بود کوشش نمود خرج تحصيل خود را با کار فراهم نمايد. عليرغم اينکه عنانوين تحصيلی نداشته و مقاطع تحصيلی دانشگاهی را نگذرانده اما علاقه و استعداد درخشان به ادبيات، باعث رشد و شکوفايی او درين گستره ادبی شد. در نوجوانی به اتفاق دوستان خود «باشگاه کتاب» را تشکيل داد که در اين باشگاه جوانان با مبادله کتاب و بحث بر سر ماجرا هايی که در داستان ها خوانده بودند به کار نوشتن تشويق می شدند...."
کانون قلم افغانها در سويدن، ترجمه و اشاعهء اين رمان زيبا را يک دستاورد مهم تلقی می کند و مطالعهء آنرا به دوستداران آثار جدی داستانی توصيه می کند.
|