|
|
||
|
|
||
|
منکر ز کارسازی به تدبیر می شویم در دست عقل نیست چو تعین سرنوشت ناچار رفته بندهء تقدیر می شویم گاهی به جرم فلسفه تعزیر می کنند گاهی به حکم سفسطه تکفیر می شویم استاد عبدالرحمن پژواک
شکرالله شيون
هوای کهسارانت قشنگ است
زهر گلدسته ای مسجد صدای اذان شامگاها نت قشنگ است
احسان پاکزاد
روزی یک ماهی بزرگ تونایاتون سریع و چابک، درنده و حریص و بسیار بسیار ... پروين پژواک
نصرالله نظری
من به تو معتادم و به آن شبنم چشمان سیاه که دلم در گروش بیمار است محبوبه نيکيار «فروغ»
حريب کابلی
كمر از اندوه فرزند شكسته شانه از بار درد آزرده همه احساس خود يتيم كرده با جگر خونين و دل آزرده جبين با لبخند راز آراسته رباب |
چه بی رحمانه درو شد اما خرمن ياد خوشه ای نيست که بتوان به دست باد سپرد
پروين پژواک
کاوه شفق آهنگ
دست ظالم باز گلون مظلوم فشرد بر زمین سردغلطید پیکری یخ بست خون گرم، بر رگ های داغ یک انسان ! خاموش شد باز، یک آواز گرم، عزيز عليزاده
دشت و دمنت جهان عشق است نـــــوروز توبا حضــــــــور لاله زینت گر بوســـــتان عشـق است چون شعر دری که جاودان اســـت این بلخ مرا چو جان عشق است منير سپاس
تلاش رشتهء دل شـــــــعلهء فــــانوس ها دارد به هر جا دوست خواهد ساز تسلیم است آهنگم که شبنم روی گل با آفـــــــتاب محبوس ها دارد چو مستی رو دهد با نـوک مژگان میکنم کویش حصول سعی و دانش حالت مــــــایوس ها دارد سميع رفيع
نبی عظيمی
از همه چیز از همه کس همایی پر شکستۀ یی اسیر شده اندر قفس دیریست گرفته این هوا از دود غم اندر فضا صبا
| |
|
استفاده از مطالب و عکسهای « فـردا» با ذکر نشانی مأخذ مانعی ندارد
IE 5.0+ Browser Recommended, 1024 x 768 Resolution
|
||