|
|
سروده ای از صبا
نفس
دیریست گرفته این نفس
از همه چیز از همه کس
همایی پر شکستۀ یی
اسیر شده اندر قفس
دیریست گرفته این هوا
از دود غم اندر فضا
آهنگ رحلت سر دهد
بلبل و گل در یک صدا
ديریست گرفته این سپهر
اسرار لطف عشق و مهر
ای دیده ، تو بیدار شو
تا صبح عمر نه گشته دیر
دیریست گرفته دل صبر
از کشتن زنده به جبر
ز بعد مرگ ما چه سود؟
بوسه زني، بر سنگ قبر
صفحهء مطالب و مقالات
صفحهء
اول
|