محبوبه ابراهیمی

کلمات

پرندگان آذر ماه اند

-گرسنه و سرما خورده-

چنگال هاشان

حلقه زده دور انگشت‌هایم

درامه نمی سازم

انگشت من

دیگر

زیبایی را به حلقه طلا باز نمی گرداند

همه چیز خوب تر شده است

‌ تنها

جای حسرت درد می کند

می شد به جای مشت

باران‌ ببارد بر زلال گونه ها

می‌شد به‌جای لگد

آفتاب بنشیند روی مرمر شانه ها

می شد به جای سنگ ….

می‌شد ….

پرندگان برگشته اند

و حلقه محکم چنگال هاشان

دور انگشت هایم

همه چیز را خوب تر خواهد کرد

باید به فکر زمستان پرندگان باشم

سا یه ی بی رنگ

سا یه ی بی رنگ

علی احمد زرگرپور ای خدا امشب عذابم می کُشد حسرتِ یک چشم خوابم می کُشد سایه ی بی رنگم افتادم به خاک...

مرا به سنگ زنید!

مرا به سنگ زنید!

عزیزالله ایما مرا به سنگ زنید! من زنم شما مردید و بار بارِ دگر دَم ز نام و ننگ زنید مرا به سنگ...