دوست دارم غزلم تار تبسم بزند

دسامبر 2, 2019 | بخش ادبی, شعر و ادبیات

سید ضیاالحق سخ

دوست دارم غزلم تار تبسم بزند
پنجه در ب فروخورده ى مردم بزند

ببرد عربده ها را به فراسوى قفس
خيمه بر گستره ى جشن ترنم بزند

دوست دارم غزلم، موج زند موج زند
تا به هر دل كه رسد، طبل تلاطم بزند

دوست دارم كه كسى شعر مرا مى نوشد
نكند ميل دگر لب به لب خُم بزند

دوست دارم غزلم، شاخه ى ممنوعه شود
تا كه آدم نرود دست به گندم بزند

گاهى هم اين دل من از غزلم مى خواهد
حرف خود را برود با دُمِ  گژدم بزند

()

وقتى اينگونه شود، لايق آن خواهد شد
تا كه زانو به توَلاى تو خانم بزند!

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *