دوست دارم غزلم تار تبسم بزند
2019-12-02

سید ضیاالحق سخ

دوست دارم غزلم تار تبسم بزند
پنجه در ب فروخورده ى مردم بزند

ببرد عربده ها را به فراسوى قفس
خيمه بر گستره ى جشن ترنم بزند

دوست دارم غزلم، موج زند موج زند
تا به هر دل كه رسد، طبل تلاطم بزند

دوست دارم كه كسى شعر مرا مى نوشد
نكند ميل دگر لب به لب خُم بزند

دوست دارم غزلم، شاخه ى ممنوعه شود
تا كه آدم نرود دست به گندم بزند

گاهى هم اين دل من از غزلم مى خواهد
حرف خود را برود با دُمِ  گژدم بزند

()

وقتى اينگونه شود، لايق آن خواهد شد
تا كه زانو به توَلاى تو خانم بزند!

مرگ پسرک

مرگ پسرک

تنگ غروب پر فروغ آب در خندق بالا می آید زن آبستن در دشت می رود تو را به یاد می‌آورم نرگس آنگاه‌ که...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *