غزل

دسامبر 1, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

حسیب نیما


***************

دهانِ تلخ و دلِ تنگ، در کنار شبم
مرا چراغ بپوشان که سنگسار شبم

دوکفش روز به من هدیه کن که کوچ کنم
که سالهاست به بن بستِ بی‌گذار شبم

غروب، باغِ به آتش کشیده است، بیا !
کنار شاخهٔ بشکستهٔ انار شبم

ببین، تولد گرگِ سیاهِ بدمست است
بیا، مترس که آبستن شکار شبم

ز نسل عشق، تویی، نعره می زنی در من
به پشت پنجره ها عاشق فرار شبم

درختِ شب به زمینم گرفته ریشه، و من
تبر به دست‌ترین دشمنِ تبار شبم

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *