دنیای کودکی بهشت گمشده‌ی ما

نوامبر 5, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

یحیا جواهری


دنیای کودکی

بهشت گمشده‌ی ما

غم یک دقیقه بود؛ غمی دیرپا نبود
رنگ جهان کوچکِ ما شادمانه بود

لبخند دل‌نواز به لب داشت زنده‌گی
با بچه‌ها رفاقت ما بی‌بهانه بود

کفش و کلاه ساده و «خودکار بیک» مان
حتا به وقت خواب، رفیق شبانه بود

با خنده تن به آب روان می‌زدیم ما
در گیرودار موج، خدا پشتوانه بود

نه های‌وهو، نه جنگ، نه قُرص دیازپام
دنیا قشنگ بود؛ نه دیوانه‌خانه بود

تفریح کودکانه‌ی ما بی‌تکان دل
اصلن جهان بدون تفنگ و تکانه بود

کم‌کم به واژه‌ی «من» و «تو» آشنا شدیم
این واژه در قبیله‌ی ما آشنا نبود

آن سال‌ها گذشت؛ ولی حیف برنگشت
ای کاش! آن جهانک ما جاودانه بود

امروزهای ما همه رنج است رنج‌رنج‌رنج
دیروزهای ما چقدر عاشقانه بود

آدم اگر بزرگ شود گرگ می‌شود
دنیا چه خوب بود اگر کودکانه بود

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx