غزل

Oct 20, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

سخی ظفری

نفس گرفتی اگر، ترس همنشین تو بود
که در چهار طرف مرگ در کمین تو بود

ای آفتاب نشد مهربان شوی باری
جهان کاغذی‌ای زیر ذره‌بین تو بود

چقدر خواستی از خود دمی فرار کنی
که مارخانه‌ی تلخی در آستین تو بود

میان حنجره آواز مُرد و لال‌شدن
سزای سی و دو دندان خشمگین تو بود

خزندگان خوش‌اقبالِ خفته در ته خاک
در انتظار نفس‌های آخرین تو بود

هزار توته تو را کرد و خورد خونت را
گریزگاه مخوفی که سرزمین تو بود

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

Your email address will not be published.