جنگلِ رویا

اکتبر 20, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

هاینر مولر ـ عکس از صفحۀ هایپر کلابز

شعر : هاینر مولر
ترجمه : دهقان زهما

 

امشب در خواب از جنگلی گذر کردم

وحشت زا بود از الف تا به ی

با چشمانِ تهی که هیج نگاهی نمی فهمدش

حیوانات میانِ درختان ایستاده بودند

یخبندان سنگ را کوبیده، داربستِ کاجها در برابرم قد کشیده

در برف لرزان و جرینگ جرینگ گام نهاد

– خواب می بینم می بینم آنچه را که می بینم-

کودکی مسلح با زره و نقاب

در دستش نیزه که نو کش برق می زند

در تاریکی کاجها که می نوشدش آفتاب

واپسین اثر روز یک خطِ طلایی

آنسوی جنگلِ رویا که مرگ را فرا می خواند

در میانِ پلک زدن، میانِ ضربه و زخم

چهره ام به من نگریست: آن کودک من بودم.

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *