غزل ـ هارون بهیار

اکتبر 7, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

هارون بهیار

**********

تو آسمان‌نشینی و من یک زمینی‌ام
بسیار کوچکم، چه کنم تا ببینی‌ام؟

یک عمر می‌شود به کنارم ندیدمت
دیگر رسیده است نبودت به بینی‌ام

چون باد روز و شب به هوای تو تاختم
یک بار هم نشد بدهی آفرینی‌ام

بگذار تا سری بگذارم به سینه ات
من عاشقِ گذاشتنِ اینچنینی‌ام

هی میزنم زمین و زمان را به یکدگر
بسیار خسته کرده مرا خشمگینی‌ام

من مرد خودکشیِ غریبانه نیستم
ای دستِ مرگ! منتظرم برگزینی‌ام

مثل همیشه باز هم امشب به سر رسید
پهلوی چشم‌های ترم، شب‌نشینی‌ام

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و هم...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx