غزل ـ ظاهریوسفی

Oct 7, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

ظاهریوسفی

**********

افسرده ام، بی چاره ام ، دلتنگم ای دریا
لب تشنه ی غمگین ترین آهنگم ای دریا

با موج پهلو می زنی، باسنگ می جنگی
قسمی که من با زندگی می جنگم ای دریا

هرشام ، تکراری ، غروب ماه می افـتد
در دجله ی غم های رنگارنگم ای دریا

حال و هوای خاطرات کهنه را دارم
دلتـنگ آن پس­کوچه های تـنگم ای دریا

صد سنگ از دل خستگی سویت می اندازم
آیا به سویت می رسد یک سنگم، ای دریا؟

ازخویش نـفـرت دارم و ازهرچه دلگیرم
زندانی ام، درقید صد ها ننگم ای دریا

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

Your email address will not be published.