خون یاران

سپتامبر 23, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

شریف سعیدی


به شهید صمد امیری جوان آگاه و ریس دفتر حقوق بشر در ولایت غور افغانستان که در جلریز توسط طالبان شکنجه و سپس گردن زده شده است

خون یاران

آنچنان که بر در و دیوار باران می‌زند

بر در و دیوار ما خون‌های یاران می‌زند

ابر هرجا می‌رسد باران نم‌نم دارد و

بر سر ما می‌رسد با مشتِ توفان می‌زند

باغ در بهت بنفش مرگ می‌بیند که باد

گردن آلاله را با تیغ بران می‌زند

خون سربازان به دشت و کوه رنگ دیگر و

خون مردم موج بر فرش خیابان می‌زند

استخوان سینه سرباز بی سر را به کوه

گرگ سیری بو کشان آهسته دندان می‌زند

خون شاگردان ز پشت میز جاری بر کتاب

خون جاروکش شتک بر سقف و ایوان می‌زند

دست نانوا در خمیر تازه پر خون دل است

چره‌ها کنجد به روی پاره نان می‌زند

یال و روی و گوشهای اسپ گاری سوخته

دست و پا در زیر بار سرب انسان می‌زند

قوچ پامیری به روی مین سم کوبیده و

شاخ بر سنگ پر از خون بدخشان می‌زند…

خفته بین بستر تردید فرمانده به روز

حرف‌ها در خواب از شام درخشان می‌زند

ارمغانی غیر از پاییز کی‌دارد به ما

آن که لاف از رونق سبز بهاران می‌زند

06.09.2019 / 15شهریور 1398

اوپسالا سویدن

شهید صمد امیری

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *