این روزها…

آگوست 12, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

سید ضیا قاسمی


********

این روزها…

این روزها مدام چراغانیِ غمم
از حال من مپرس که سرریز ماتمم

در من شکسته است همه شیشه‌های شهر*
زخمی که خون‌چکان به همه جای عالمم

دورم چنان ز شادی کز یاد برده‌ام
مثل تمام اهل زمین من هم آدمم

هر روز در سرم خبر بمب می‌کفد
هی زخم تازه بر ‌سر زخم است مرهمم

من کابلم، به آتش هر روزه مبتلا
گنجشک‌ها گریخته‌اند از جهنمم

ای باد بی‌ملاحظه! آهسته‌تر بوز!
آرام‌تر! که غرقه به خون است پرچمم

ضیا قاسمی

——-

* دلم شکسته‌تر از شیشه‌های شهر شماست (سهیل محمودی)

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx