غزل

جولای 29, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

پرویز آرزو


********

در جنگلِ شب، خونِ درختِ مهتاب جاریست

در چشم نرگس، در سوگ بلبل، کی خواب جاریست؟

 

آیینه های این سرزمین از تهمینه پُر شد

رستم غمین است، در دشت جانِ سهراب جاریست

 

خواهد فکند از دیوار هستی تصویر ما را

سنگی که هر دم بر گُرده های این قاب، جاری است

 

ما ماهیانِ لب تشنه را کی سودای آب است

مرگ نفس در رگ های خشکِ مرداب، جاریست

 

تنهایی ام را تا گریه کردم، بر برگ‌ِ ابری

اخبار شب گفت: در شهر جانان، سیلاب جاریست…

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *