باران

جولای 15, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

پرویز کاوه


********

امروز باران می‌رسد، امروز من خوبم
در پیش پایم، در نگاهم، در سرم باران

امروز باران می‌رسد، امروز دنیا را
سر می‌زنم تا بسترم، در بسترم باران

مادرکلانم گفت، نام اولم آتش
مادرکلانم گفت، نام دیگرم باران

خیر و شرم را از خدایم باز پرسیدم
خیر و شرم، خیر و شرم، خیر و شرم باران

در نیمه گیر افتاده شب، من نیز بیدارم
می‌بینم از سوراخ در، پشت درم باران

بیدارم و دستان هیزم گشته‌ام آتش
بیدارم و در بند چشمان ترم باران

افسانه‌ی ناگفته‌ی آتش کنار آب:
در بسترم آتش فشان و در برم باران

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و هم...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx