جان آفرينی

جولای 1, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

صوفی احمد علی قندهاری


**********

غزل نزدهم

جان آفرينی

به بازار عدم بينی زجاج خود نه بينی را

ز عکس خود بیاموزی آشارت قم بِاِذنی را

برون از شهر بند گفت و گو ها گفت و گو دارم

نمي دانم که می آموزد اين معجز بيانی را

نهادن سر بپای خويشتن هر کس نمي داند

بلی اقطاب داند مرکز و مرکز نشينی را

خوش آنکس کو عنان اختيار خويش بگذارد

تواند تافتن سر پنجۀ جان آفرينی را

بهر دوری يکی را سر بلندی مي شود حاصل

در اين دور احمدا! زن سکۀ  صاحبقرانی را

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx