بگذار برایت بنویسم

جولای 1, 2019 | بخش ادبی, نقد و نگارش, هنر و ادبیات

نقیب آروین


**********

بگذار برایت بنویسم

نویسنده ای «که شب هادر هرات به خواب می رود وصبح هادرهامبورگ بیدار می شود.»

«بگذار برایت بنویسم» با طرح یک نامه به همسر سابق جریان پیدا میکند.نامه روی خرابه های زمان ها ورنج های از دست رفته راه می رود ودررفت وآمد میان هامبورگ آلمان وهرات است.

باطرح این نامه بیش از آنکه به رابط خط خورده دوفرد پرداخته شود،به اندرونی «کوتی» درهرات و رنج انسان هاسفر می کند.

قطعات به هم پیوسته رنج وزندگی آدمی با کلمه وباظرافت توسط نویسنده خامک دوزی می شود.نه خامکی یک رنگ که همه رنگ وحیرت آور.

انگار خروارها آیینه شکسته زمان را نویسنده دیده واز میان شان،برشی هایی برچیده،کنارهم گذاشته وازآن تصاویری تکان دهنده ساخته است.روایت به اصطلاح خطی نیست ونحوه پیوند قطعات استوار برساختاری نظام مند ودرعین حال متفاوت شکل یافته است.

   

اززندگی،خانواده،بیرون،سیاست ،زن،مرد و…عکس انداخته است.اما وقتی این عکسها مجموع می شوند ،همه به هم ربط دارند.همه درتکمیل روایت برابرسهیم بودندومهم تر اینکه این عکس ها از درون رنج وزندگی آدمی با کیفیت بالا حکایت وروایت می کند.جسارت نویسنده در بیان حرف های نگفته وآن هم از یک زاویه کاملا انسانی ستودنی است.

این رمان از آنهایی است که خواننده رمان خوان کم توقع از ادبیات افغانستان را تکان می دهد وبه این فکر اندر می سازد که کارهای ارزشمند وجهانی درخلوت درحال تولید وشکل گرفتن است واینکه ادبیات آن چیزی نیست که درنمایش ها واکت واداها وروشنفکر،فمنیست بازی ها شکل بگیرد.

ادبیات درگوشه ها،بی ادعا اما بارنج ،بی ادعا اما باهنرکلمه ،شکل می گیرد.

کاری که ناهید مهرگان با توانایی بی مانندی در«بگذار‌ برایت بنویسم» به سرانجام رسانده است.باچنان ساختارمستحکمی به روایت برشی از یک خط زندگی باطعم هرات پرداخته که رشک انگیزست.

نه مانند بسیاری از اندیوالان روشنفکر-فمنیست خود به شرح کاریکاتورانگارانه از زن پرداخته ،نه دانای کل بوده ونه کارش به سطح لغزیده است.نه نویسنده را که ازقضا زن است در شرح وروایت زن می بینی ونه روایت را آنچنان که به غلط رایج است،«روایت زنانه می خوانی».چه بسا زنج مردها به گونه ای دیده می شود که خود مردان قادر به دیدن آن نبوده اند.

هم در شرح وشرحه های رنج آدمی با یک انسان مقابل می شوی وهم هنرساختن دنیایی به وسیله کلمه را به کمال وخط به خط نفس می کشی.

زندگی چه در«کوتی»وچه درگوشه های از شهر هرات همزمان با دوره طالبان وپس از آنان را از زاویه ای تازه وهنرمندانه میتوان دید .قصه هایی که برای همه ما آشناست اماقدرت کتابت ودر آمیختن این قطعات زندگی با هنر کلمات را نداشتیم. این کتاب از جدی ترین کارهای ادبیات داستانی این فصل است.ظرفیت معرفی وترجمه را به حیث یکی از بهترین نمونه های ادبیات را دارد.خیلی سعی کردم،برش هایی از کتاب را نمونه بیاورم ولی هرقطعه کتاب یک تابلوی ماندگارست. این کتاب به دلیل «شو » بودن مسایل،حتا مسایل فرهنگی هنوز خوانده نشده وطبیعی هم هست که کار عمیق ودقیق زود دیده نمی شود.این کتاب به دلیل «طعم» ویژه هرات چه از لحاظ زمان ومکان وچه اصطلاحات وکاربرد خاص زبان هرات وطنری خفیف وتلخ اما منحصر به هرات وهامبورگ نیست وبه نظرم به مرور درقفسه های بهترین رمان های جهان جا باز می کند.هرچند نویسنده هنوز «شب ها درهرات می خوابدو صبح درهامبورگ بیدار می شود.».جمله ای کخ آن حسرت خورده ام.به حیث یک خواننده از ناهید مهرگان عزیز که پس از این کتاب بسیار عزیزترشده،تشکر می کنم.زنده باشی دختر!مهم ترین هنر وقدرت کتاب این است که میتوان باآن گریست،میتوان زندگی را درهرات وهرجا دید ومیتوان به ادبیات بی رحم امیدوار بود.

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *