سفر

ژوئن 16, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

شریف سعیدی


**********

سفر

عینکها

عصا

و دندان‌خلالها

لوازم سفر

همین‌هایند

من لغزش‌ها را

محکم گرفته ام

عینک‌ها

عصا

و دندان‌خلال‌ها را

تو چمدان را

طوری می‌کشی

که انگار

سیگار تیر است

پشت سرت را نگاه کن

پیری

در ستون فقراتم

تیر می‌کشد

این عصا نیست

مهره‌های ستون فقراتم را

به مشتم داده اند

این عینکها را

باید به نوبت بپوشم

و این دندان خلال‌ها

ریشه‌گوشت‌ها را کشیده اند

حالا

زندگی آنقدر آسان است

که با نوک دندان‌خلال

می‌توانم

دندان تختم را بکشم

این راه چقدر خاکستری است

سیگار تیرت را آهسته بکش

نیمی از عصای من درخاکستر است

یا دندان‌خلالم افتاده

دستم را بگیر

این عینک

کدامش است؟

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx