نگری گذرا بر دوبیتی

مه 25, 2019 | بخش ادبی, نقد و نگارش, هنر و ادبیات

دکتور حمیرا نکهت دستگیر زاده


******

نگری گذرا بر دوبیتی

یکی از قالب های شعری که ریشه در زبان و ادب خود ما دارد دوبیتی است. هر چند شکل فعلی اش کاملاً با تعاریف ادب شناسی عرب انطباق داده شده و در کنار قالب هایی که بیشتر از شعر عرب با نام های عربی وارد ادب فارسی شده اند می ایستد اما از قالب های کاملاً فارسی ست که تا زمان ساسانیان به نام ترانك، حضور گرم و گیرا داشته و بعد از آن هم به نام دوبیتی و با وزن عروضی هزج مسدس محذوف – مفاعیلن مفاعیلن فعولن- از وزن هجایی کوچید و به دو کوی خانه کرد و بار بار سیمایش را تازگی و طراوت بخشید، یکی در کنار قالب های مطرح شعر فارسی و دیگر در زبان مردم که به نام فهلویات شهرت دارد.

 

این قالب در کنار نام ترانه و دو بیتی نام دیگری هم دارد که چهار بیتی است. نام چهار بیتی از چهار مصراع این قالب کوتاه گرفته شده است چنان که نام رباعی. رباعی هم به معنی چهار است و در حقیقت رباعی نیز چهار مصراع و دو بیت است مانند دوبیتی، اما چنان که میدانیم بیت، دو مصراع را می گویند و دوتا دو مصراعی چهار مصراع می شود مگر به جای اینکه چهار مصراعی خوانده شود یا چهارگانه چهار بیتی گفته اند. در حالیکه رباعی را به اعتبار چهار مصراع نه دو بیتی و نه چهار بیتی خوانده اند. زیرا این نوع قالب با نام مشخص رباعی وارد ادبیات ما شده و با همین نام هم نامیده میشود. هر چند این قالب هم ریشه در ادب ما دارد و حکایتی از رودکی داریم که روزی از جای می گذشت و شنید که کودکان هنگام بازی گوی می گویند غلتان غلتان همی رود تا بن گو، این جمله در ذهنش وزن رباعی را خلق کرد و رباعی از پرکاربرد ترین انواع شعر به ویژه در دربار شاهان چون شعر کوتاه مناسبتی و بداهه سرایی شد. در سنت شعرعرب در رابطه به نام ها قالب ها معمولاً از روی شمار مصراع یا بیت، نامگذاری شده اند مثل رباعی ، مسدس، مخمس و مثنوی اما نام های مثل ترکیب بند ، ترجیع بند ، قطعه و قصیده ، مستزاد و مسمط نام های با مسما اند. در ادب فارسی نظر به محتوا ترانک ، چکامک، سرواد و … نامیده شده اند بهر حال، از نامگذاری ها که بگذریم هدف این نوشتار معرفی دوبیتی و بر شمردن ویژ گی های این قالب شعریست که در این اواخر در برگه های فیسبوک بیشتر دیده می شود. قالب های شعر فارسی به اعتبار قافیه و تعداد ابیات طبقه بندی شده اند. مطلع، مصرع و مقفی یا بیت نخست به جز قطعه در همه انواع لازمیست وقافیه جز در مثنوی پیوسته از بیت اول تا آخر تعقیب میشود. تمام قالب ها در تمامی انواع در گزینش وزن آزاد اند جز رباعی و دو بیتی. دو بیتی همانطور که قبلا یاد شد در وزن هزج مسدس محذوف سروده میشود . موتمن در کتاب تحول شعر فارسی وزن رباعی را نیز از قول استادان فن عروض از متفرعات بحر هزج می نویسد اما بعد از شرح تخنیکی و فنی برای آسان شدن از عبارت لاحول و لا قوة الا بالله نام می برد. البته این عبارت را همه عیار وزن رباعی میدانند. هرچند در کل برای رباعی ۲۴ وزن شناخته اند. زیبا ترین و روان‌ترین رباعیات در همین وزن است که همه بر درستی آن هم نگر اند. دوبیتی دارای دو ویژگیست، یکی وزن و دیگر تعداد ابیات. این ویژگی ها بسیار مهم اند. غزل و قصیده و سایر قالب ها در هر وزنی نوشته می شوند و هنوز غزل یا قصیده نامیده می‌شوند اما دو بیت خارج از وزن دوبیتی را کسی به این نام نمیخواند. بلکه به نام مفردات یا شعر های کوتاه یاد می‌کنند. دو بیت تنها در صورتی که دارای وزن های دو بیتی و یا رباعی باشند شعر کامل دیده و شناخته می شوند. در غیر آن قسمتی از یک شعر و گسسته ی از یک قالب اند. وزن رباعی و دو بیتی در سایر قالب ها استفاده شده است. مولانا غزل های بسیار زیبایی در وزن دو بیتی دارد:

میان ما درآ ما عاشقانیم
که تا در باغ عشقت درکشانیم

مقیم خانه ما شو چو سایه
که ما خورشید را همسایگانیم

چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم
چو عشق عاشقان گر بی‌نشانیم

ولیک آثار ما پیوسته توست
که ما چون جان نهانیم و عیانیم

هر آن چیزی که تو گویی که آنید
به بالاتر نگر بالای آنیم

تو آبی لیک گردابی و محبوس
درآ در ما که ما سیل روانیم

چو ما در فقر مطلق پاکبازیم
بجز تصنیف نادانی ندانیم

و همچنین این مثنوی بسیار گیرای حافظ که در آن بر بیتی از مولانا نظر دارد در وزن دو بیتی است:

الا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان دو بی‌کس
دد و دامت کمین از پیش و از پس

بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم ار توانیم

که می‌بینم که این دشت مشوش
چراگاهی ندارد خرم و خوش

که خواهد شد بگویید ای رفیقان
رفیق بیکسان یار غریبان

مگر خضر مبارک پی درآید
ز یمن همتش کاری گشاید

مگر وقت وفا پروردن آمد
که فالم لا تذرنی فرداً آمد

چنینم هست یاد از پیر دانا
فراموشم نشد، هرگز همانا

که روزی رهروی در سرزمینی
به لطفش گفت رندی ره‌نشینی

که ای سالک چه در انبانه داری
بیا دامی بنه گر دانه داری

جوابش داد گفتا دام دارم
ولی سیمرغ می‌باید شکارم

همچنین داستان ویس و رامین و شاهنامه ی مسعودی رازی ، داستان خسرو و شیرین نظامی در همین وزن ترانک اند. همه این ها را گفتم که گفته باشم که وزن دوبیتی را در سایر قالب های شعری می توان به کار بست اما دوبیتی در وزن دیگری نمی توان نوشت. مرحوم بهار می نویسد که این وزن از وزن های شعری ساسانی است که اصلاحاتی در آن وارد شده و به قالب عروضی در آمده . ویژگی دوم محدود و معدود بودن تعداد ابیات در این نوع شعر است. دو بیتی چنان که از نامش پیداست فقط دوبیت دارد، در این دو بیت سه مصراع به حیث مقدمه وظیفه دارند تا ذهن خواننده را برای درک اصل مطلب که در مصراع آخر بیان می شود ،آماده سازند. ظرافت و لطف دو بیتی در مصراع واپسین نهان است . موتمن به خصوصیت دیگری اشاره میکند که برای همه ی ما سخت آشناست و آ ن تکرار مصراع دوم در جای مصراع سوم ‌یا به نحوی تکرار مضمون و محتوای مصراع دوم در مصراع سوم است.گاه با افزودن عبارت چه باشه مضمون را تکرار می‌کنند.

الا دختر بغل تنگت بگيرم
به زير شال هفت رنگت بگيرم

به زير شال هفت رنگت چه باشه
دو بوسه از لب قندت بگيرم

اما در مورد تکرار مصراع یا بخش بزرگی از مصراع این دوبیتی بابا طاهر مثال روشنی می‌تواند باشد:

غریبی سخت مرا دلگیر داره
فلک برگردنم زنجیر داره

فلک از گردنم زنجیر بردار
که غربت خاک دامنگیر داره

البته تکرار مضمون و عین مصراع دوم از الزامات نبوده و شاعر مکلف به مراعات آن نیست.

این نکته در سرایش رباعی و دو بیتی نیز مهم است که باید به گونه ی بهره مند از آرایه های لفظی و معنوی باشد که در آن هیچ نوع حشو و تکرار و ابتذال گرایی راه نیابد. استفاده از ترکیب ها، تشبیهات و یا استعاره های که حد اکثر فضا سازی را در حد اقل فرصت ممکن بسازد برای دوبیتی ناگزیر است. یکی از قالب های که در شعر معاصر پیوسته حضور داشته دو بیتی است که همین امروز نیز در ایران و افغانستان با کمال و زیبایی درکنار دیگر شکل های شعری خواننده دارد و هر روز نو آوری ها و نوگرایی های در محتوا، فرم و زبان دوبیتی رخ میدهد. این قالب کوتاه که می‌توان هایکوی فارسی نامید امکان نو شدن و همزمانی را داراست. این ژانر زنده در زبان و ادب شفاهی مردم فرصت وارد شدن مفاهیم روزمره در ادب شفاهی را میسر ساخته است از آنجا این مفاهیم به شعر و ادب نوشتاری رخنه میکنند. مفاهیمی چون عسکر، سنگر، تفنگ، انتحار، واسکت انتحاری،بدون دوبیتی و بستر ملایم و زبان نزدیک به محاوره ی آن دیر شاید وارد غزل میشدند. اما شاعران معاصر مفاهیم شهری را چون دنیای تازه کشف شده در زیبا ترین و عاطفی ترین بیان وارد دوبیتی ساختند و درد های جاری شهر و روستا را در این قالب گنجاندند. خیلی از دو بیتی های قهار عاصی که بیگمان از ماندگارترین دوبیتی شعر فارسی اند روایتگر درد جاری جامعه و تفاوت های احساسی و عاطفی شهر و روستاست. امروز ادبیات بر محور همنشینی ژانر های مختلف فرصت حضور تمام انواع شعر را میسر ساخته است، دوبیتی چون غزل در این فرصت سراینده های برازنده اش را می جوید و می یابد. دو بیتی های امروزی گاه دچار زبان غزل و قصیده می‌شوند و زمانی به زبان نیمایی و شاملویی گرایش می یابند. در هر حال زبان محلی و مردمی هنوز در همان دره هاست و کمتر در دوبیتی های ادبی دیده میشود. خوشبختانه هنوز دوبیتی های محلی در میان مردم زاده میشود و رشد میکند. یعنی همزمان دو نوع دوبیتی در ادب ما وجود دارد و رخ نمایی میکند یکی محلی که در بین مردم شکل می گیرد و کمتر شاعر آن شناخته میشود و معمولاً تمام روستا و محل آن را میدانند و از بر می خوانند. دیگری دوبیتی های که شامل حوزه ادب نوشتاری اند و به شدت پیرو ادبیت و جریان های نوگرایی در شعر اند و اثر این گرایش ها را در دوبیتی شاعران نو گرا می‌توان دید. شعر های روستا داستان دیگری دارند،

شمالی لاله زار باشه به ما چی؟
مستانش بهار باشه به ماچی؟

شبم در پیره و روزم به زاری
که یار جان انتظار باشه به ما چی؟

در اینجا زبان ساده است پهره پیره گفته شده، تفاوت ها با عناصر طبیعی نمایانده شده اما در اینجا سوز است، عاطفه است، درد است که نقاب از چهره نابرابری ها بر میدارد و جبر و ناروایی اجتماعی را به وسیله ی عاطفه و احساس بیان میدارد. عین درد را شاعر ادیب با اندیشه ی سیاسی و با واژه های متفاوت و اصطلاحات فلسفی و سیاسی بیان میکند. موتمن می نویسد که در آغاز شاعران بزرگ از نوشتن فهلویات ابا می ورزیدند:”…شعرای خراسان که به لهجه ی دری شعر می گفتند هرگز در این وزن و با این مفهوم دوبیتی نساخته اند . شعرای ادوار دیگر نیز غیر از آنان که که به لهجه ی محلی آشنا بودند گاهی تفنناً شعری در آن وزن می سرودند.” به نظر من وابستگی به ادب شفاهی، شهرت مردمی و عامی دوبیتی، شاعران بزرگ را از پرداختن به آن بازداشته است. رباعی که می گویند از ابداعات رودکیست ،جانشین دوبیتی به حیث کوتاهترین قالب شعری در ادب نوشتاری شده است و با شکل رسمی تر و زبان متفاوتی که دارد بیان مضامین پیچیده ترعرفانی و فلسفی و حتی مدحیه سرایی را در کوتاهترین شکل ممکن ساخته است. از سوی دیگر وسیله ی بیان حرف‌ها و نکته های فی البداهه به ویژه در دربار ها شده است. مثلاً:

این داستان و این رباعی بداهه: “ گویند روزی سلطان سنجر در حال چوگان بازی از اسب به زیر افتاد و صورتش را آسیبی رسید. امیر معزی حاضر بود و بر ارتجال این رباعی بگفت:

شاها ادبی کن فلک بد خو را
گر چشم رسانید رخ نیکو را

گر گوی خطا کرد به چوگانش زن
ور اسب خطا کرد به من بخش او را

رباعی چون دوبیتی هرگز از ادب نوشتاری به ادب شفاهی نکوچیده است اما دوبیتی به همانگونه که در بین عوام زبان شادی و درد بوده در زبان شعر و نوشتار هم حاوی انواع مضمون شده است. حضور هر دو نوع بر هستی شعر امروز ما مبارک است.


ماخذ ها: شعر فارسي از آغاز تا امروز پروین شکیبا تحول شعر فارسی زین العابدین موتمن فرهنگ عروضی داکتر سیروس شمیسا وزن شعر فارسی داکتر خانلری تاریخ ادبیات افغانستان محمد حیدر ژوبل

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx