(سال پیر … )

May 20, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

حسیب نیما


******

(سال پیر … )

روز های کهنه در من مرد ،  سال یاس  و خون ، خدا حافظ !
سال زخمی ،  زخم نابسته ، زخم روز افزون ،  خدا حافظ !

کاروانی راهی غربت   ، غارت  دزدان دریایی
پشت هر گهواره یک تابوت، مرگ بی قانون ، خدا حافظ !

کوچه ها هم-مرز تنهایی ، خنده  بر لب ها مقوایی
ای شیوع ناگهان  آفت طاعون ، خدا حافظ !

آبها با چشمه بیگانه ، چشمه را مرداب می بلعد
نعش دریا روی دست خسته ی هامون ، خدا حافظ !

عشق آن سوی عبادت ها ، خنجر و خون کفر می زاید
ای خدا بیگانگی ، ای باور مظنون ، خدا حافظ !

یک گرسنه ،  منگ و بیفردا ، یک تفنگ و یک کتاب خشم
سرزمین جنگ های گندم و افیون، خدا حافظ !

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

Your email address will not be published.