تيغ تجلی

مه 12, 2019 | بخش ادبی, هنر و ادبیات

صوفی احمد علی قندهاری


    **********
غزل (دوازدهم)

تيغ تجلی

ای ساقی سرشار! بده بادۀ هو را
تا دور کند درد سر زشت و نکو را

از آمدن حضرت ليلا جرس دل
زنهار که او گم نکند راه گلو را

زان سو که خورد تيغ تجلی تو بر دل
حاشا که مسیحا نکند بخيۀ او را

صد محشر عظما گزد انگشت ندامت
در عشق اگر شرح کنم يک سر مو را

آن را که دم تيغ شد انگشت شهادت
سرچشمۀ حسن ازلی ساخت وضو را

عکسم بوجود آمده ز انوار جمالش
جز حسن نکويی نسزد درد نکو را

يک سر ز خودی رفتن احمد بود اين بس
لبريز بفرما ز کرم جام و سبو را

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx