خشونت علیه زن

آوریل 1, 2019 | بخش اجتماعی, بخش سیاسی, نقد و نگارش

نصیرمهرین

             افغانستان دارندۀ مقام نخست خشونت علیه زن -بخش سوم  

عوامل پرمخاطره

“. . . طالبان بعد از این که یک زن را به جرم تنها به شهر رفتن متهم کرده بودند، سرش را بریدند. 

در ادامۀ چنان زمینه های پیشینه و مساعد برای خشونت در جامعه وبه ویژه علیه زنان؛ “تحریک اسلامی طالبان” هنگام امارت چندین ساله، با وضوح کامل نشان داد که نمونه یی است از رفتار غیرانسانی در برابر زنان. نتیجۀ آن ایجاد غم آمیزترین فضا و چارچوب طاقت سوز برای زنده گی پرمشقت رن در افغانستان بود. ملیون ها زنی که سالیان متمادی، اندوه ها  وغم های گوناگون را تجربه نموده بودند، ملیون ها زنی که نیاز داشتند بر زخم های شان مرهم نهاده شود، دست نوازش آمیز، همیاری و کم رسانی به سوی رفع نیاز های شان دراز شود، شاهد رفتار توحش آمیز شلاق زنی و محدودیت های بیش از پیش شدند.

سوگمندانه روزگارغمبار زن پس از راندن و دور کردن چندین سالۀ آنها از افغانستان پایان نیافت. در سالهای حکومت حامد کرزی، اگراز یکسو فضای متفاوتی ایجاد شد و دختران  زنان هم در عمل نشان دادند که دست کمی از مردها برای تبارز استعدادهای خویش در همه زمینه ها ندارند، اما از سوی دیگر، زمینه های موجود تبعیض جنسیتی درجامعه، دلبستگی اجتماعی- قومی به طالبان در حکومتگران و حضور موانع حاصله از آن برای مبارزه با افکار خشونت آمیز و زن ستیز، بار آورندۀ نگرانی ها بود. چنان بود که سرتا سر افغانستان را اگر امید بهبود خواهی و بدون جنگ زیستن، دسترسی به امنیت وندیدن جنک و خشونت فرا گرفته بود، نیروهای بیگانه با تحقق این امید مردم، آنانی که حامل تمنیات متحجرانه بودند، آنانی که برای طفیلی زیستن خویش، نیازها و امیدهای بهبود خواهانۀ مردم را مانع شده و تمام سعی وکوشش را برای “مسلمان نمودن” جامعه معطوف نمودند، پیام آور خشونت های دل آزار شدند که بـُعدی از آن را خشونت علیه زن احتوا نموده است.

به چند نمودی از آن توجه نمائیم:

  • سرتاسر افغانستان، در مراسم مختلف، به خاک سپاری فاتحه خوانی، سخنرانی ها درمساجد، ملاهای سیاسی بر بنیاد افکار وقرائت گروهی خویش، بسیارماهرانه، ازادی های مدنی وحقوق زنان را مورد حمله قرار داده، افکاری را تبلیغ می نماید که حامل بار خشونت است. این هم سزاوار یادآوری است که مطابق عادت و سنت دیرینۀ سخنرانی های ایشان، کسی حق ندارد که چون وچرایی را مطرح کند. با شکسته نشدن این چارچوب که به سان جادۀ یکطرفه در اختیار ملاها قرار گرفته است، بی محابا اسب مراد میرانند، تبلیغ خشونت نموده و از اسلام استفادۀ ابزاری می نمایند. مشت نمونۀ خروار، این سخنان مولوی عبدالصمد، “رئیس شورای علمای تخار” را در نظر آوریم :

این مولوی در شهر تالقان گفت:

“زنان  بی‌حیا‌ترین طایفه در دنیا است.”

“لطیف سعید، عضو شورای ولایتی تخار، گفت: «این مولوی بار بار زنان را توهین کرده، ناقص‌العقل گفته و جنازه نظامیان کشور را نمی‌خواند. وی باید از زنان تخار معذرت خواهی کند”

جالب است که وقتی عبدالصمد با اعتراض مواجه شد، چنین پاسخ داد:

“وی از گفته‌هایش پشیمان نیست.

. . . کسانی‌که به سخنان بزرگان گوش ندهند، مصروف کارهای شخصی خود باشند، در مجالیس سزاوار همچو کار استند و از این کرده سختر خواهم گفت.”(1)

چنین تبلیغات که از زمان حکومت حامد کرزی به اینسو، به صورت نگران کننده یی رو به گسترش نهاده است، تنها در حوزۀ تبلیغاتی محدود نیست بلکه، در همه نقاط کشور، در عمل نیز خشونت هار وننگین را نشان داده است. بنگریم:

”      ذبیح الله امانی، سخنگوی والی سرپل، به سلام تایمز گفت که اواخر سال قبل، یعنی در 7 جدی،  . . . طالبان بعد از این که یک زن را به جرم تنها به شهر رفتن متهم کرده بودند، سرش را بریدند.”(2)

در این نبشته منظور نشان دادن ارقام همه خشونت های روزانه را نداریم. کاری که شایسته است، در فرصت دیگراتمام بپذیرد. تنها در هیمن منبع بالا، گونه های خشونت علیه زن وارقام تکاندهنده یی را دیده ایم که طالبان وداعشیان در برابر دختران وزنان اعمال نموده اند. محکمۀ صحرایی، سنگسار، شلاق زنی، با این “اتهام” که زنی تنها به سوی شهر رفته است ویا از تلفون دستی استفاده نموده  و. . . در همۀ افغانستان غمزده بیداد میکند.

  • مدارسی که به کمک عربستان سعودی وجمهوری اسلامی ایران تبلیغ مورد نیاز حامیان خویش را می کنند، افزون بر نمایش گونۀ از رقابت و تدارک جنگ نیابتی، در اشاعۀ خشونت باوری و منجمله خشونت علیه زنان مشغول استند.
  • “. . . عملاً شماری از مدارس دینی، امامان مساجد، استادان دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی مشغول ترویج افراط گرایی هستند. او(حفیظ منصور) می‌گوید که از ۱۶۰ هزار مسجد و مرکز آموزشی در کشور، تنها ۵۰ هزار آن ثبت شده‌اند.” (3)
  • ” میزان نفوذ تندروان مذهبی در میان مردم تا آنجا است که به گفته یکی از ساکنان ولایت شمالی قندوز، حالا “منبر و مسجد و آیات و حدیث به دست آن‌ها است”. یک راننده تاکسی در کابل می‌گوید: “دو سال است که دخترم به مدرسه می‌رود، حالا عبادت ما را نادرست و دارایی ما را ناپاک می‎داند و اصرار دارد که جواهرات مادرش را خرج مدرسه کند”(4)

                                                                    ادامه دارد

منابع

  • تارنمای طلوع نیوز 19 قوس 1395
  • تارنمای سلام تایمز 2017-03-09
  • افراط گرایی وبازی قدرت درافغانستان. ایوب آروین در صحبتی با حفیظ منصور.تارنمای بی بی سی 2 دسامبر 2016 .
  • منبع بالا
سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

0 Comments