به اوضاع جاری وطن چگونه بنگریم؟

مارس 25, 2019 | بخش اجتماعی, بخش سیاسی

(سید حمید الله روغ)

به اوضاع جاری وطن چگونه بنگریم؟گفتار دهم

بلی!!!!! صلح یک کالای صادراتی است!

تا جایی که به ما افغانان بر می گردد، این گپ یک مقام امریکایی مهم تر بود که مذاکرات با طالبان در تفاهم با رییس جمهور غنی آغاز شده است؛ اما مذاکرات امریکا با طالبان هر چه بیشتر معما گونه می شود؛

از یکطرف چنین معلوم می شود که کوشش برای صلح در افغانستان یک پوشش برای پیچیدگی هایی شده است که ما از ان چیزی نمی دانیم؛ بهر حال کدام معضلی در میان است که فعالیت های جناب داکتر خلیلزاد کفایت نکرده است؛ و جناب بولتون اعلام می کند که برطالبان نمی شود اعتماد کرد؛ وجناب پومپیو میخواهد که خودش شخصا در مذاکرات حاضر شود؛ دانسته شدیم که هیچ چیزی از این گپ ها دانسته نمی شود؛

و ازطرف دیگر سرشناسان سیاسی ونظامی امریکاُ یکی بدنبال دیگری، نظر میدهند و نقشه پیشنهاد می کنند که خروج نیروهای امریکایی چگونه صورت بگیرد؛ یک سناتور با نفوذ امریکایی برنامهٔ خروج کامل امریکا ازافغانستان ظرف یکسال را به سنا پشنهاد کرد.

پس نگفته ها و نهفته های مذاکرات با طالبان در کجا هست؟ آیا امریکا می خواهد دربارهٔ چیزی از طالبان امتیاز بگیرد که قبلاْ فیصله شده است؟ و یا امریکا می خواهد که وظایفی را به عهدهٔ طالبان بگذارد که غیابت امریکا درحوزهٔ ما را جبران کنند؟

در هردوی این صورت چرا و.تا چی اندازه ما این جریانات را بنام «صلح» به فال نیک بگیریم؟

کجای کار سرخمی دارد ؟

آب ترازو را از کدام طرف بازو بزنیم؟

روشن سخن می گوییم: این که دیگران، بشمول امریکا، برای منافع خود تلاش دارند، نه کدام راز است؛ و نه بد است!

کار از کجا خراب است؟

کار از اینجا است که ما خود ما هیچ نظر ، وهیچ تحرکی ، برای آوردن صلح نداریم؛ ما فکر می کنیم که صلح هم مثل چای یک کالای صادراتی است که از کدام طرفی باید وارد شود؛ چای که رسید باز ما به چارچته براییم و صدا کنیم که چای چارک چند؟

مثالی را که در گفتار نهم دادیم، تکرار می نویسیم:

گریتا تونبرگ دخترک ۱۶ سالهٔ سویدنی توانست هزاران نفر را از خاطر حفظ محیط زیست بحرکت بیاورد؛

اما پیرمردی از افغانستان که بنام ختم جنگ و آوردن صلح در وطن به راهپیمایی طولانی پرداخت، این پیرمرد تنها ماند؛ و در نا امیدی تنها مُرد!

یک نفر مرد نه شد که با وی از نام صلح همصدا شود!

یک نفر مرد نه شد که بر نقش قدم های وی براه بیافتد!

یک نفر مرد نه شد که نام وی را بگیرد!

یک نفر مرد نه شد که در سوگ وی بگرید!

یک نفر مرد نه شد که خبر مرگ یک ابرمرد را به این دنیای نامرد برساند!

این جای کار ما است که سرخمی دارد!

این جای کار ما است که خرابی دارد!

تا وقتی که صلح امر هر کدام ما نه شود!

تا وقتی که هرکدام ما حاضر به قربانی برای ختم جنگ و آوردن صلح نه شویم!

تا وقتی که ما یک نهضت سراسری برای ختم جنگ و آوردن صلح ایجاد نکنیم!

تا وقتی که زنان و جوانان افغانستان پیشاهنگان و رهبران نهضت صلح نه شوند!

تا آن وقت هر کسی حق دارد با هر کسی جورآمد کند و جوراب سوراخ و چرکین را با برچسب های رنگین به ما صادر کند!

و هیچ کس از ما ، قطعا، حق ندارد در این حقیقت شک و تردید کند:

ما شایستهٔ این چنین صلح صادراتی هستیم !!!

بلی!!!!! صلح فقط یک کالای صادراتی است!

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

0 Comments