فردوس اعظم- تاجکستان

این دست غربت است که با مشت می زند
روح مرا، بدون صدا مشت می زند

از لابلای خاطره ها یک نفر مدام
دیوارهای ذهن مرا مشت می زند

گاهی به گوش پنجره، گاهی به پشت در
گاهی به روی آینه ها مشت می زند

اینجا نگاه رهگذران دوستانه نیست
حتی مرا نگاه گدا مشت می زند

از چار سو محاصره ام، ای دریغ باز
غربت جدا، زمانه جدا، مشت می زند

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments