میرزا محمد طاهر قندهاری

تا سر زلف تو مهجور و دو تا افتاده است

دام کفریست که اندر پی ما افتاده است

اندرین بادیۀ هجر نه تنها من زار

به هزاران دگر بی سرو پا افتاده است

سر بسودای غمت داده ام از روز ازل

تا ببینم که سرانجام کجا افتاده است

بهوای شکن طرّۀ پر پیچ و خمش

سروکارم همه با باد صبا افتاده است

منعم از عشق مکن زاهد نیکو اطوار

که مرا سلسلۀ عشق بپا افتاده است

سنبل از تاب سر زلف تو داده است عنان

نرگس از شیوۀ چشمت به حیا افتاده است

دیدم از شش جهت عشاق بصحرای غمش

چون من دل شده مفتون جفا افتاده است

با من غمزده تا نرد جفا باخت فلک

قسمتم خون جگر در همه جا افتاده است

جای شادی و طرب نیست بزن خیمۀ انس

اندرین دهر کهن کاهی فنا افتاده است

دل به دنیای دنی از چه ببندی شب و روز

رفته گان را بنگر کز تو جدا افتاده است

ایمن از عشوۀ ایام محیّل منشین

گردش چرخ به تزویر و ریا افتاده است

سخن طاهر از آن مورد ایراد نشد

که به طبعش اثر لطف خدا افتاده است

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و هم...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx