Farda فـــــردا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صبورالله سياه سنگ

 

 

کتابخــانه ها در افغانســــتان

 

Nancy Hatch Dupree

برگردان: صبورالله سياه سنگ

hajarulaswad@yahoo.com

 

 

 

رسانه های جهانی امروزين به نبود حاکميت کارآ و ويرانی شبکه های خدماتی در سرتاسر افغانستان ميپردازند. اين تصويرهای تاریک سبب گرديده که پيشرفتهای رخشان، آنچه از سوی سازمانهای کمک کننده نيز گزارش نیافته و به کنج فراموشی نگهداشته شده، ناديده گرفته شوند.

 

در اين ميان، نشانه های فراوانی از دلبستگی مردم به کتابخوانی، نه تنها در شهرها که در روستاها نيز به چشم ميخورند. چنين چشمداشتی از شهرنشينان به جاست، ولی آگاهی يافتيم که 1500 شمارهء يک مجله در يک روز در قشلاق کوچکی (بخش شمالی افغانستان) به فروش رفته اند. جان سخن در اينجا واژهء "فروش" است نه پخش "رايگان". ببينيد: به فروش رفته اند.

 

اين جرقهء کنجکای برانگيز، ما را به "کانون آگاهی و سرچشمه های افغانستان" (ARIC) که بخشی از "سازمان همآهنگ سازندهء کمکها برای افغانستان" (ACBAR) است، رهنمون گرديد تا نگاه ژرفتری به مايه های دسترس و خواندنی داشته باشيم. آنگاه چندين نکتهء ارزشمند هم پديدار شدند.

 

1) شبکهء کتابخانه های پيش از جنگ، با آنکه به گونهء بدی از کتاب تهی شده اند، هنوز در برخی از جاها کار ميدهند.

 

2) باشندگان جاهايی که پيش از جنگ، نظام تعليمی رسمی را نديده بودند، اينک آموزشگاه و کتاب ميخواهند. شمار کمی از کتابهای درسی برجا مانده و خواندنيهای کمکی کميابتر از پيش اند.

 

3) نه فراهم آوری و نه پخش مواد خواندنی چنانی که شايد و بايد جلب توجه ميکنند. روشن است که به جستجوی راهکارهای تازه نياز داشتيم.

 

افزون بر دريافتها و برداشتهای خودم در دو دههء 1960 و 1970 در کابل و سالهای پس از 1978 در پشاور، آگاهيهای تاريخی نهفته در اين نوشته از گفت و شنود با کارشناسان نستوه افغان در رشتهء کتابخانه ها به دست آمده اند. پروژه های پژوهشي/ شناسايی (Assessment Missions) از 1993 تا 1998 برای چندين بخش سازمان ملل و نيز شاخهء آموزشی ACBAR رويدست گرفته شده بودند.

 

با دريغ، نوشتهء کنونی ناجور است، زيرا کتابخانه نخستين آماج ديد و بازديدها نبود، با آنهم چگونگی و چون و چند آنچه که پيش از 1978 برجا بودند و سپس هرآنچه تا کنون رخ داده اند، در اينجا نمايش داده ميشوند. آگاهيهای تازه، از راه اندازی کتابخانهء گردنده (سيار) ARIC و رخدادهای پس از 1996 برگرفته شده اند.

 

گرچه افغانستان دارای پايينترين گراف خواندن و نوشتن در آسيا است، افغانها از کتابخانه های سترگی که روزگاری در دربار سامانيها (بلخ، سدهء نهم)، غزنويها (غزنه، سدهء يازدهم)، تيموريها (هرات، سدهء پانزدهم) و کاخ نارنج (کندهار، سدهء هژده) در اوج شگوفايی بودند، با ارج فراوان ياد ميکنند.

 

در خم و پيچ تاريخ آشفتهء افغانستان، گنجينه های پيشگفته يکی يکی دستخوش ويرانيها و دست درازيها شده اند. ناگفته نماند که ارجگذاری به کتاب، چونان مرده ريگ گرانقدر، در ميان افغانها همچنان برجاست.

 

چشم انداز تازه در افغانستان

کتابخانه های عامه

 

نخستين کتابخانهء عامه به نام "کتابخانهء ملي" در 1924 [در کابل] پايه گذاری گرديد و در آن دستنويسهای تذهيب داری که از سوی شهزاده نصرالله برادر شاه امان الله (1919_1929) گردآوری شده بود، به دسترس مردم گذاشته شد.

 

شهزاده نصرالله پيش از آنکه کتابهايش نخست به کاخ باغ بالا و سپس به دلايل امنيتی به آرامگاه امير عبدالرحمان (1880_1921) در دل شهر برده شوند؛ در زندان جان سپرده بود.

 

در گرماگرم جنگهای درونی که به برافتادن شاه امان الله از تخت در 1929 انجاميد، کتابخانهء ملی به تاراج رفت و شماری از ظريفترين داشته هايش نابود ساخته شدند.

 

کتابخانهء تازه در 1933 از سوی "وزارت مطبوعات و اطلاعات" گشايش يافت. در درازنای 45 سال ديگر، کمابيش سی کتابخانهء ولايتی از سوی رياست کتابخانه ها ساخته شدند. کتابخانه های ولايتی از هر نگاه گوناگون بودند، تنها در شهرهای بزرگ، روزنامه ها، مجله ها، نشريه های ديگر و چند جلد کتاب در آنها يافت ميشدند. (وزارت مطبوعات و اطلاعات در 1985 وزارت اطلاعات و کلتور خوانده شد.)

 

رياست کتابخانه ها به مدارس دينی و سازمانهای غيردولتی نيز کمک ميکردند تا هر يک کتابخانه های خود شان را برپا سازند.

 

بزرگترين کتابخانهء عامه اينک در دل شهر کابل و نه چندان دور از آرامگاه عبدالرحمان که چندی "کتابخانهء ملي" را در خود گنجانده بود، جا دارد.

 

روز هفدهم جولای 1973 شيوهء فرمانروايی افغانستان جمهوری گرديد و در پرتو آن، نقشهء آبادانی کتابخانهء تازه نيز در پلان انکشافی هفت ساله جا گرفت.

 

پارچه زمينی که اميرعبدالرحمان روی آن کاخی به نام شهرآرا ساخته بود، از سوی محمد داود به کتابخانهء عامه بخشيده شد. برج قرمز با آرايه های گچی ويژه که حاکميت ميخواست آن را به نام "پاسداری از يادگارهای فرهنگي" نگهدارد، برای بخش گسترش يابندهء کتابخانه گزيده شده بود.

 

با کشته شدن محمد داود به فرمان پايه گذاران جمهوری دموکراتيک چپ در 1978، اين نقشه نيز به خاک يکسان گرديد.

 

در 1978 همه کتابخانه های عامه، کتابخانه های "خلقي" ناميده شدند و در نقش پايگاههای "تبليغ و ترويج" گستردهء انديشه های فرمانروايان نوين درآمدند.

 

افزون بر اين، کمابيش ده هزار کتاب از فرزندان خانوادهء شاهی و وابستگان شان و هزاران کتاب ضبط شده از سوی گمرکهای کابل و هرات به کتابخانه های پايتخت و ولايات برده شدند. شمار کتابخانه ها فزونی گرفت و مجلهء "کتاب" که بار نخست در 1974 چاپ شده بود، در 1979 از سر گرفته شد و تا 1986 دنبال يافت. اين نيکوکاری دلگرم کننده نيز با از دست دادن کنترول حاکميت بر بخشهايی از کشور آرام آرام رنگ باخت.

 

آشوبهای فزايندهء جنگی سبب گرديد که بسياری از کتابخانه های ولايتی يا بسته شوند يا کارآيی نه چندان چشمگيری داشته باشند.

 

در [اپريل] 1992، جنبش مقاومت "مجاهدين" در شهر کابل بر فرمانروايان چپ چيره شد و در اگست 1996 طالبان به حکومت رسيدند. گرچه يکی از آنها برای نقش فزايندهء کتابخانه ها برنامه نداشتند، رياست کتابخانه ها همچنان سرگرم کار خود ماند.

 

در 1993، از ميان پنج نمايندگی پايتخت، دروازه های دو کتابخانه قفل شدند و سه کتابخانهء ديگر در سراشيب تباهی نشستند.

 

دستيار گردانندهء کتابخانهء عامهء کابل چنين برآورده کرده است: "در جريان پانزده سال جنگ و يکسال رژيم مجاهدين، از سی هزار کتاب، هشت هزار عنوان آن ناپديد شده اند."

 

بسياری از اين گم و دور شدنها پيامد غارتگری نيستند. در روزهای دست به دست شدن تخت و پايتخت در اپريل 1992، کتابخانهء عامه سنگر تفنگداران گشته بود. گرچه شايد برخی از داشته های گرانبها آگاهانه دزدی شده باشند، بسياری از کتابها برای گرم نگهداشتن اتاقها و اجاقها نقش هيزم را داشتند. قفسه های کتلاک پر از کارتهای اصلی دري/ پشتو در دهليزها افگنده شده بودند. گويا کسی به آنها و به کتلاک کارتهای انگليسی دلبستگی نداشت.

 

در 1993، اتاق بزرگ رويکردها (Reference) رونق شگفتی داشت. هشت ميز فراخ و چندين چوکی برای خوانندگان، زير چشم پيرمردی که از روزگار پيش از جنگها آنجا مينشست، ديده ميشد. او ميدانست که روزانه چهار تا پنج خواننده خواهد داشت.

 

اين کتابدار نميتوانست بگويد که نگهدارندهء چه اندازه کتاب است، ولی گمان ميبرد که چندين هزار بوده باشند. بخش چشمگيری از آنها ويژهء کارهای فارسی و عربی بود. در ميان آثار روسی آنجا، دايرة المعارف روسی سال 1895، و در بخش انگليسی، Encyclopaedia Britannica از 1937 تا 1958، سالنامهء سازمان ملل ميان 1946 و 1954/1953، ريکارد کنگرهء ايالات متحده 1951، کتابسرای جهانی ادبيات پرآوازه 1900، و بسياری از قفسه هايی که بخش کمی از آنها امروزين بودند، به چشم ميخورند.

 

در بخش سترگ مطالعات افغانی، اندکی آنسوتر از اتاق رويکردها در منزل دوم، چهار تن زيباروی جوانی که پيشينهء آموزش و آگاهی کارشناسانه از کتابخانه ها نداشتند، کار ميکردند. کتابهای فراوانی به روی ميز ميانی پرتاب گرديده، و برخی از آنها به گونهء درهم برهم و کج و پيچ در قفسه ها چپانده شده بودند. لايه يی از خاک بر همه چيز و همه جا نشسته بود، زيرا کلکينها شيشه نداشتند.

 

وضع کتابها نگران کنند بوده، زيرا آثار کمياب [انگليسي] زيرين را در خود داشتند:

 

Sir Alexander Burnes (1842)

Lt Vincent Eyre (1843)

Joshua Duke (1883)

Dr John Gray (1901)

Field-Marshal Lord Roberts (1921)

Atchinson (1842) "سلسلهء انتشارات"

 

آثار يادشده آنجا بودند. کتابهای گرانبهای ديگر اين مجموعه چه شده اند؟ بانوان کارمند کتابخانه گفتند که آگاهی ندارند، زيرا آنها نميتوانستند انگليسی بخوانند؛ لست [سياههء نام] کتابها را هم نداشتند. روزانه از خوانندگان کسی آنجا سر نميزد.

 

اتاق گاهنامه ها [از روزنامه تا سالنامه ها] در گوشهء ديگری که رهايشگاه يکتن از خانوادهء شاهی بود، ديده ميشد. ميزهای پر از روزنامه ها و مجله های گردآلود رويهم انباشته شده بودند. چهار دفتر ثبت دستنويس، هر يک به پهنا و درازای روزنامه، فهرست کامل داراييهای پيشين [کتابخانه] را در خود داشتند. کارمندان با پذيرش هر گونه دشواری يکايک داشته های آنروزی را با داراييهای پيشتر، از روی لست ميسنجيدند.

 

سه ساله شماره های روزنامهء "امان افغان" (دههء 1920) ناپديد شده بودند، ولی هفت سال و ششماهه شماره های "سراج الاخبار" (1911_1929) دست نخورده مانده بودند. گفته ميشد که اين بخش بيست تا بيست و پنج خوانندهء روزانه داشت.

 

کتابخانهء کودکان/ نوجوانان در منزل پايين ساختمان اصلی، جای "اتاق گاهنامه ها" را گرفته بود. کتابها به هر کنج و کنار، در قفسه ها چپانده شده و روی ميز ميانی آن اتاق کوچک افگنده شده بودند. سياهه برداری برای دانستن اينکه چه چيزهايی از دست رفته باشند، شدنی نبود.

 

در سالهای نسبتاً صلح آميز پس از آمدن طالبان به کابل در 1996، آرام آرام هنجارمندی فراميرسيد. نبود کارمندان کارآزموده و کمبود پول بايسته هر گونه بهبود در کارها را مهار ميکردند.

 

سرنوشت ولايتها وابسته بود به مجاهدين فرمانروای شان. در اگست 1994، کتابخانهء عامه هرات پيش از چاشتها برای زنان و پس از آن برای مردان باز ميبود. اين کتابخانه با داشتن پنج بانوی کتابدار، از سازماندهی و کتاب_چينی بهتر و پاکيزگی بيشتر بهره مند بود. از کتلاک و سياهه برداری نشانی نبود و آن بانوان آموزش نديده در رشتهء کتابداری، به گمان زياد از داشته های ميان کلکسيونها، کوچکترين چيزی نميدانستند.

 

در اتاق بخش انگليسی يک جلد Encyclopedia Americana - 1962، چند کتاب وترنری در پهلوی Moby Dick و شمار کمی از ناولهای زيرين ديده ميشدند:

 

Green Hills of Africa (1935): Hemingway

The Talisman (1832): Sir Walter Scott

Sparkling Romance (1950) Georgette Heyer

The Grand Sophy (1960):Georgette Heyer

 

کتابخانه عامهء جلال آباد که در 1993 و 1994 چندين بار بازديد شده، روزگار خيلی غم_انگيزی داشت: کلکينها بدون شيشه بودند و کتابهای پر از گرد و خاک برروی ميزها انباشته شده. نزديک به يکهزار جلد کتاب کهن دری و پشتو، کلکسيونهای صحافی شدهء روزنامه ها، و يک کلکسيون گرانبها از روزنامه های روزگاران کهن بر جا بودند. اينها بايد شور شگفتی را در دل دانشمندان بيندازند ولی خوانندهء عام را به سوی خود نميکشيدند.

 

در زيرزمينی کتابخانه ماشين چاپ خيلی کهنه که مال موزيم است، به چشم ميخورد. همه اسناد رسمی و روزنامه ها از همين ماشين "ارجناک و گرامي" با دست بيرون کشيده ميشدند.

 

در نوامبر 1994، سخن گهرباری از گردانندهء اين کتابخانه شنيده شد: "ميخواهم مردم را دلگرم سازم تا به جای تفنگ، کتاب در دست گيرند."

 

او يک اندازه پول را از اينجا و آنجا برای بازسازی کتابخانه گردآورده بود، ولی کمبودهای ديگری داشت: ميزها زياد، چوکی هيچ. اينگونه کمکهای "الله توکلي"، چه در گذشته ها و چه اکنون، روشنترين نماد دشواريهای دلآزار کتابخانه ها بوده اند.

 

چرخ روزگار گشت و همه کارمندان کتابخانه با رسيدن طالبان در 1996 ديگر شدند. طالبان با داشتن کمترين پشتوانه، کتابخانه را باز نگهداشتند.

 

دنباله دارد.

[][]

 

 

 

 

 

 


 

ادبی ـ هنری

 

صفحهء اول