Farda فـــــردا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ماریا دارو

 

 

 

 

بمناسبت مرگ شاعر جوان  شهید نادیا انجمن

زن هنر پرور افغان .

 

 

تنها دل من نیست که میگیرید ز نوای ماتم او

سرا پا لرزه به اندام  زنان است در غم او

آن شمع که فروزان گشت در انجمن  شعر

آخر خموش شد با قطره های اشک  انجمن او

 

گریه دارم

 

بمرگ یک شاعر نامور افغان گریه دارم

از رنج وعذاب زنان  افغان گریه دارم

شب تا به سحر خواب ندید چشم گریه زارش

از لت خوردن(نادیا) جای اب ونان گریه دارم

ننگ وناموس داری افغانان ز حد فزون

از کشتن ناموس " ناموس داران  گریه دارم

 دیروز ز اسارت زنان از ظلم طالبی گریستم

امروز چو شمع در (انجمن) هراتیان گریه دارم

هر جا که زن افغان سر بلند کرد بدانش

یک بی خردئ کوفت بدهانش خون افشان گریه دارم

هنوز حمام گرم رابعه کعب و حارث بیاد ماست

درقرن بیستم بر شهادت  دختر افغان گریه دارم

بر خیزید ای زنان ادب پرور افعان بر انتقام

از بیست وپنج شاخه بشکسته جوان گریه دارم

نفرین هزاران برتو ای ستمگر جاهل

در انجمن شعر و ادب هرات باستان گریه دارم

ای کاش {دارویت}میسر بود در زندگی

بر طفل شش ماهه ات چو طفلان گریه دارم

 

دهم نومبر 2005

 

 

 


اجتماعی ـ تاريخی

 

صفحهء اول