جسم که از روح جدا می‌ماند

فوریه 26, 2020 | Farda-26, ادبیات معاصر ایران

جواد منفرد ( شعر معاصر ایران)

مثل آن جسم که از روح جدا می‌ماند
از منِ بعد تو، یک مرده به جا می‌ماند

عشق بی حد به کسی داشتن آن خودکشی است
که به جان دادن در راه خدا می‌ماند

رفتنت حادثه‌ای بود که با دیدن آن
تا همیشه دهن پنجره وا می‌ماند

بد شکسته‌ست دلم‌، اینهمه دلداری تو
آب دادن به گلی سوخته را می‌ماند

جای آزادگی، احساس اسارت دارد
هر که از بند تو ای عشق رها می‌ماند

بی تو محکوم به بی وزنی‌ام و تا به ابد
هستی و نیستی‌ام روی هوا می‌ماند

می‌روی، بس که به این خانه تعلق داری
در دل آینه تصویر تو جا می‌ماند

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *