سا یه ی بی رنگ

فوریه 26, 2020 | Farda-26, شعر و ادبیات

علی احمد زرگرپور

ای خدا امشب عذابم می کُشد
حسرتِ یک چشم خوابم می کُشد

سایه ی بی رنگم افتادم به خاک
انتظارِ آفتابم می کُشد

ازشرنگِ نیشِ خارم باک نیست
تلخیِ اشکِ گلابم می کُشد

وحشت ازپیکارِ رو در روی نیست
چهره ی پشتِ نقابم می کُشد

می نشیند حرفِ با منطق به دل
نکته های ناصوابم می کُشد

با کلامِ آتشین سا زد دلم
مصرعِ بی آب وتابم می کُشد

عمربا امید پیرم کرده است
آرزو های شبابم می کُشد

دل به موبند است، بی انصاف مو
درشکنجِ پیچ وتابم می کُشد

سیلِ اشکم برده ، آه آتشین
در میا نِ موجِ آبم می کُشد

عقلم آزارد به تلخیِ درنگ
عشق با شهدِ شتابم می کُشد

همچو زر بگداختم درکوره ها
زرگرا لعلِ مذابم می کُشد

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *