فردوس اعظ

در خانهٔ دل است فقط در کتاب نیست!
این یک حقیقت است خدا در حجاب نیست!

نقّاشْ تا شدیم فقط درد می‌کشیم
اندازهٔ غمِ دل‌مان هیچ قاب نیست!

ما با جهان تنگ شما خو نمی‌کنیم
کنجِ قفس که عرصهٔ بالِ عقاب نیست!

غوکان به کنجِ برکه و مُرداب قانع اند
جای نهنگ گوشهٔ این منجلاب نیست

“نابُرده رنج، گنج مُیسر نمی‌شود”
این گنج زود یافتهْ تان جز حباب نیست

بی عشق چار فصل خدا فصل مردن است
اصلاً دلیل گرمیِ روز آفتاب نیست!

گاه از مرور خاطره‌ها مست می‌شوی
گاهی دلیل مستیِ آدم شراب نیست

شب، نصف شب، سپیده دمان، صبح، هر زمان
آسوده آن کسی است که در بندِ خواب نیست!

مرگ پسرک

مرگ پسرک

تنگ غروب پر فروغ آب در خندق بالا می آید زن آبستن در دشت می رود تو را به یاد می‌آورم نرگس آنگاه‌ که...