ملتم

جولای 29, 2019 | ادبیات جهان

شعر: عبدالله البرادونی، شاعر یمنی

ترجمه: حضرت وهریز

ملتم

دست به دست می شود

از یک مستبد به مستبد دیگر

یکی کلاهبردارتر از دیگر

از یک پناهنده‌گی به پناهنده‌گی دیگر

از یک پرواز به پرواز دیگر.

ملتم در محاصرهٔ چپاولگران

بر سر بازار با مهاجمان نامرئی

از یک دست بی مقصد

به دست بی مقصد دیگر می افتد

چون شتری در حال مرگ.

در سوگ خویشتن،

نه مرگ می یابد

نه درمان.

عمیق تر فرو می رود

در گورهای خاموش

به دنبال خاستگاه مقدس خویش

به دنبال موعود های بهاری

در خواب پشت چشم هایش.

رویا می آید

به دنبال شبحی که پنهان می شد.

آن رویا می رود

از یک درنده شب

به شبی مبهم تر.

ملتم مویه می کند

میان مرزهایی که دم به دم تنگ تر می شوند

اما در گوش ملت های دیگر،

حتا در غارهای خودش

خود را تبعید می کند

از یک پناهنده‌گی

به پناهنده‌گی دیگر…

نوت: شعر از انگلیسی ترجمه شده است.

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *