یک پاکت تنباکو

جولای 1, 2019 | بخش تاریخی, بخش سیاسی

دکتور سید حمید الله روغ 

                                                                                                                                                                              به اوضاع جاری وطن چگونه بنگریم؟

گفتار بیست وپنجم

یک پاکت تنباکو !!!

مسافرت و مذاکرات رسمی داکتر اشرف غنی رییس جمهور افغانستان به پاکستان، و مذاکرات وی در اسلام آباد، یک رویداد تاریخی بود؛ غنی درپاکستان تصریح کرد که به تصویب لویه جرگهٔ صلح به پاکستان آمده است؛ یعنی غنی گفت که  اینجا آمده است، چون مصوبات لویه جرگهٔ صلح را نقشهٔ کار خود قرار داده است؛ اگـر نه سرنوشت مسابقهٔ خونینی معلوم است، که پاکستان در افغانستان براه انداخته است؛

مهمترین بخش این مسافرت بحثی بود که استاد غنی در انستیتوت مطالعات ستراتژیک پاکستان دایر کرد؛ استاد غنی در این بحث گفت افغانستان می داند خطوط حرکات ستراتژیک که پاکستان برای خود گزیده است، کدام ها هستند؛ ما ثابت می کنیم که پاکستان دراین حرکات خود شکست خورده است؛ نه به این دلیل که پاکستان از صدور طالب مسلح به کشور ما ناتوان مانده است؛ بل به این دلیل که این حرکات ستراتژیک پاکستان با منطق تحول گلوبال درمنطقهٔ ما متضاد واقع شده است؛ برای پاکستان فقط یک گزینه مانده است، وآن همیاری وهمگرایی با یک افغانستان مستقل است؛پاکستان اگر چنین نکند، نمی تواند در هم نشکند!

اگر می کنید، اینه چیتی! اگر نمی کنید، اونه چتی!

این درس ها دربرابر سامعین متخصصی ایراد شدند که  دهان شان واااز مانده بود؛ دهان شان وااز مانده بود، نه از این که یک رییس جمهور افغان چنین گپ ها را می داند، بل از این که  آنان دریافتند که پاکستان بطور دلهره برانگیزی در یک وضعیت بن بست فرولغزیده است؛ الجزیره طی یک تحلیل مفصل شرح داد که چرا بحران اقتصادی پاکستان یک راه برونرفت ندارد؛ و از این هم بسیار مهمتر، قرار معلوم، پاکستان درمسابقهٔ تسلیحاتی ستراتژیک درمقابل هند شکست خورده است!

اقدامات پاکستان در آستان مسافرت رسمی غنی،  خبری نو نداشت:

یکی بطور عنعنوی به سرکوب  بی خبر نهضت پشتون وبلوچ پرداخت؛ نیویارک تایمز نوشت که پاکستان در نظر دارد به یک سرکوب خونین نهضت حفاظت پشتون اقدام کند؛ دیگری بطور غیرعنعنوی یک عده اشخاص از افغانستان را به پاکستان دعوت کرد؛ و این اشخاص در لاهور چنان دُر سفتند؛ که چند تا پنجابی گندیده از روی تمسخر به آنان بهادر گفتند؛ یک «رهبر»، طی یک بیانیهٔ  استر تیزیک  فرمود:  

دیورند از شما باشد! آب های افغانستان از شما باشد! معدن از شما باشد! سعدن از شما باشد! هرچی که شما می خواهید از شما باشد! و بعد انگشتِ تَر خود را با نعرهٔ تصغیر بالا کرد؛ و با قهر لرزانندهٔ جهادی همه پنجابیان را تالا کرد: من به شما تعهد می کنم که تنبان من هم در انبان شما باشه! فقط  از شما به من یک «اما بعد!» زربفت عطا باشه! همی انگشتر مفت مه شامل بخشش هنگفت شما باشه، آخر ببینین هفت نگین الماس مطلا باشه! و بیانیهٔ خود را با یک بیت از متعدی پایان داد:

پدرم افغانستان را به هفتاد  جاکتِ کوکو بفروخت

ناخـلف باشم اگر من به یک پاکت تنباکو نفروشم!

«رهبر» که پس آمد، به بچه گک ها گفت بیرق افغانستان را بسوزانند! این رهبر چشم ندارد که ببیند هر روزه صد ها جوان افغان در زیر همین بیرق جان خود را قربان می کنند!

وچند تا «کاندید» که از پاکستان واپس آمدند، میتینگ یک ملیون نفری خود را در ستادیوم کابل شب پایی کردند؛ اما  در میتینگ فقط  یک هزارنفر بی خبر، سرپایی کردند!

وقتی «کاندید» به پاکستان رفته بود، وزیرخارجهٔ پاکستان در لوژ نشسته بود؛ و کاندید ها را در پایان نشستانیده بود و برای شان بخوان و  بدان می خواند! اما همین کاندیدان وقتی به کابل آمدند، خودشان در لوژ نشستند؛ و مردم خود را در پایان جای دادند! سلسله مراتب اس، نی!

و هیچکس نفامید، که بیانیهٔ بسیار دانشمندانه و طولانی کاندید، که پنج دقیقه پایید، کی ره فارید!

درهمین روز غنی ۱۷ پروژهٔ مهم انکشافی را به ارزش ۱۷ ملیارد افغانی منظور کرد! و خبر رسید که حاصلات گندم افغانستان ۴۲٪  افزایش داشته است؛ و دولت توزیع تخم های بذری را۵۰ ٪ افزایش داده است؛ افغانستان درتولید غله به سوی خودکفایی می رود؛ پاکستان گفت برای تان چند تن گندم می دهیم؛ غنی گفت سپاس، ضرورت نداریم!

وخبر رسید که در پروان برای باغداران و دهقانان رادیوی محلی زراغتی به نشرات آغازکرد؛ ودولت کمک می کندکه باغداران هزاران باغستان در ولایات جنوبی آباد کنند؛ دولت کمک می کند که جنگلات جلغوزهٔ افغانستان احیا شود؛ و بسیار توسعه بیابد؛ و  دولت کمک می کند تا جنگلات پستهٔ افغانستان احیأ شود؛ این جنگلات پسته را جهادیان بدستور پاکستان نابود کرده بودند!! درخت ها «کافر» شده بودند!!

جهاد فی سبیل پاکستان بود! دگه!!

بهرحال مهم این است که  تحرک در اوضاع افغانستان، همه جانبه شده است؛ در ظرف یک هفته وزیر خارجهٔ افغانستان در برلین، وزیر دفاع افغانستان در بروسل، و رییس جمهور افغانستان در اسلام آباد بودند؛ دورهفتم مذاکرات دوحه هم آغاز شد؛ تا کنون طالبان میگفتند که برای توافقات با امریکا ضمانت می خواهند؛ حال امریکا میگوید که برای توافقات با طالبان ضمانت می خواهند؛ بگفت صمد آغا عجب «بزن بزن و بخور بخوری هستیش!»

در این میان سفر جناب پمپیو، وزیرخارجهٔ امریکا، به کابل جالب بود؛

برای بار نخست یک نشست با پروتوکول کامل دولتی برگزار شد؛ داکتر اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، در صدر مجلس نشسته بود؛

در ردیف راست غنی هیات امریکایی به ترتیب از اول به آخرجناب پمپیو؛ جناب جان بس؛ جناب خلیلزاد؛ و جناب  میلر جای گرفته بودند؛

در ردیف چپ هیأت افغانی به ترتیب از اول به آخر جناب داکترعبدالله عبدالله؛ جناب حامد کرزی؛ جناب صلاح الدین ربانی؛ و جناب سلام رحیمی جای گرفته بودند؛

تبصرهٔ مطبوعات دربارهٔ غیرعادی بودن حضور جناب حامد کرزی در این مجلس، دقیق نبود؛

پومپیو در کابل دو سخن مهم گفت:

یکی این که امریکا «آماده است» عساکرش را از افغانستان خارج کند؛

دوم این که امریکا کوشش می کند تا پیش از اول سپتامبر یک پیمان صلح منعقد شده باشد؛ و اضافه کرد که امریکا از تدویر انتخابات افغانستان حمایت می کند؛

معنا اینکه امریکا کوشش دارد پیش از تدویر انتخابات، طالبان را شامل جوانب شرکت کننده درانتخابات بسازد؛

پس با اتکا به سخنان جناب پمپیو این بحث پایان داده می شود که صلح مقدم است؛ ویا انتخابات؛

و سپس این سخنان جناب پمپیو توجه بیشتر می طلبد که گفت: «امریکا به نمایندگی از دولت افغانستان با طالبان مذاکره نمی کند»؛ این سخن در گام نخست بمعنای این است که امریکا تلاش ندارد دراین مذاکرات جای گزین دولت افغانستان شود؛ جای دولت افغانستان در پروسهٔ صلح محفوظ است؛ واین سخنان این معنا را هم می رساند که موضوعات طرف مذاکره در میان امریکا و طالبان، اصولاً متفاوت هستند!

غنی ضمن سخنانش گفت که «مناسب تر است کشورهای دوست و شرکای بینالمللی ما از کوششهای انفرادی و پراگنده برای صلح خود داری کنند؛ به ارتباط صلح افغانستان کوشش های منسجم و متحدانه می تواند نتیجه داشته باشد»؛ غنی اخیراً افزود که «مسوولیت یک صلح نیمه تمام را بدوش نمی گیرد»

این گپ نقیب ایمن دقیق است که در«مرحلهٔ جديدى از بحران سياسى- امنيتى در وطن، خطر ازهم پاشيده گى و تجزيهٔ كُل كشور متصوراست»؛ بلی! این خطر امروز بیش تر از هروقت دیگر متصور است؛

سوال این است که، در چارچوب کنونی، برای رفع این خطر چی کرده می توانیم؟

برای این سوال سه پاسخ داریم:

یکی این که بگوییم پاسخ دراین است که: «افغانستان یعنی کشورناکام؛ جامعۀ ناکام، برنامۀ ناکام؛ و آرمان قوم محور و نارسیدنی»؛ این پاسخ همین چیزی را که در واقع هست، بر می دارد، تا آن را دوباره در لباس «تیوری» عرضه کند؛ عرقریزی برای اثبات یک بحران ساختاری در افغانستان، بیهوده است؛ این بحران «در واقع» جاری است؛

مفهوم «دولت ناکام» و «دولت شکست خورده» و ضمایم نظری آن درعرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، از۳۰سال بدینسو رویکارشد؛ امروز، با «ارزیابی راه پیموده شده»، می دانیم که درتحت این عنوان، یک تهاجم بسیار وسیع برنامه شده بود، که دیری بگذرد تا جهان از پیامدهای آن قد راست کند؛ امروز میدانیم که «قوم محوری آرمانی» یکی از همین شیار های تجاوز برای غارت و چپاول «کشورهای فقیر» بوده است!

دیگری این که بگوییم پاسخ  در احیا وارتقای تدریجی نظام فرو ریختهٔ اقتصادی، و  ارتقای سطح زندگی مردم، وتعمیم تعلیمات تخصصی در افغانستان، است؛ این راه را داکتر غنی می رود؛ و داکترغنی عقیده دارد که از این راه «مفکورهٔ وطن» دوباره به میدان می آید!

این کدام راز پوشیده نیست که غنی دست دوستی به امریکا داده است !

سوم این که بگوییم ما به یک «نظریهٔ رهایی» نیازداریم تا رهنما شود که درتحت آن یک نهضت رهایی بخش نوین در وطن براه بیافتد؛ احیای نقش و مقام سیاسی روشنفکری افغانستان فقط از این راه متصور است؛  

مشکل این پاسخ در کمبود آمادگی برای قربانی نیست؛ مشکل این پاسخ در این است که  فکر ورزی و «عادت به فکرکردن» در روشنفکری افغانستان هیچگاهی مستقر نبوده است؛ روشنفکر افغانستان یک اندیشمند نیاندیشمند بوده است؛ به روشنفکر افغانستان چنین «رهنمود» داده شد که کوشش فکری ونظری«خیال بافی» است!«عمل» همه چیز است! روشنفکر افغان قبل ازهمه باید نیروی این عادت را از سرراه خود بردارد، تا بتواند خود را جدی بگیرد؛ و ضرورت اجتناب ناپذیر و تأخیرناپذیر کار نظری را دریابد؛

سریال«به اوضاع جاری کشورچگونه بنگریم؟»با نیت برای دست یافتن بهمین«نظریهٔ رهایی» آغاز یافته است؛

اجلاس G-20، طوری که قبلاً نوشتیم، دچار تشنج بود و با یک نتیجهٔ‌ حداقل به پایان رسید؛ داکتر انجلا مرکل تأکید کرد که تفاوت مواضع برجا هستند؛ ماکرون تهدید کرد که اجلاس را منحل می کند؛ بهرحال اجلاس بر پروتکتیونیزم دست رد گذاشت؛

مهمترین دستاورد این اجلاس دو «ملاقات سه جانبه» بود؛

یکی ملاقات سه جانبهٔ ترامپ و کیم اون وهوانگ کیوان در خط سرحدی میان دو کوریا؛ ترامپ طی ملاقات با کیم گام بزرگی برداشت، و  وارد قلمرو کوریای شمالی شد؛ ملاقات کنونی کیم و ترامپ هنوز هم زیر سایهٔ تردید و تهدید قرار داشت؛ ملاقات هانوی، در میان سران دو کشور، اثر غیرمنتظره یی بر جا گذاشت؛ کیم  پنج مامورعالیرتبهٔ خود را که برای آماده ساختن ملاقات هانوی وظیفه داشتند، اعدام کرد؛ پس از آن رییس جمهور چین به کوریای شمالی سفرکرد و پوتین با کیم ملاقات کرد؛ ترامپ برای ملاقات دیروزی پیشقدم شد، تا شاید سؤ‌تفاهم عمیق ناشی از ملاقات هانوی تا حدی برطرف شود؛

دیگری ملاقات سه جانبهٔ مودی و شی پینگ و پوتین؛ طوری که در گفتار قبلی نوشتیم، تکرار این ملاقات سه جانبه که به فرق دوهفته برای بار دوم صورت می گیرد، یک گرایش بسیار نیرومند در سطح گلوبال را نشان می دهد؛ آسیا بخود  بر می گردد، تا نقش رهبری درجهان آینده را از خود کند؛ بالاخره این گفت دوباره بزبان می آید که بلی آسیا یک پیکر آب و گل است؛ و همین آسیای نو، به تأکید تکرار می کند که بلی ملت افغان در این پیکر، دل است!

توافقات اصلی و دارای اهمیت تاریخی در اجلاس اوساکا صورت نگرفت؛ این توافقات دقیقاً درهمان روزتدویر اجلاس اوساکا، دراینجا، در اروپا صورت گرفت و معاهدهٔ تجارت آزاد در میان اتحادیهٔ اروپا و اتحادیهٔ امریکای جنوبی منعقد شد؛ با این توافقات اروپا پیام بسیار جدی به واشنگتن فرستاد؛ و اروپا یک گام دیگر هم برداشت؛ اروپا در برابر روش سوال برانگیز واشنگتن، روی خود را برگردانید و عضویت روسیه در پارلمان اروپایی را احیأ کرد!

جهان در دیگ «نانو» می جوشد! جهان یک جامهٔ نو می پوشد!

بر می گردیم به وطن!

هجوم گستردهٔ نظامی جاری در افغانستان را کی برافروخت؟ چرا این هجوم اینقدر طولانی شد؟ چرا حتی اگر با طالبان صلح شود، هنوز هم «جنگ» ادامه خواهد یافت؟ خانشین، جانشین چی شده است، طلا یا یورانیوم یا خاک های نادره؟

سخنگوی غیر نظامی ناتو بدنبال آخرین انفجار انتحاری در کابل گفت:

«این دیوانگی باید پایان بیابد!!»

این سخنگو حقیقت می گفت؛ بلی این دیوانگی بالاخره باید پایان بیابد؛ ولی این سخنگو یک نکتهٔ بسیار بی اهمیت را نا گفته ماند:

کی در افغانستان به دیوانگی پایان دهد؟؟

………………..

۳۰/۰۶/۲۰۱۹

گهواره؛ پایان یک رکود

گهواره؛ پایان یک رکود

سیامک هروی برگرفته از نشریۀ وزین « اطلاعات روز» درست پنج سال قبل از امروز در سایت فارسی بی‌بی‌سی...

ما و جامعه مدنی

ما و جامعه مدنی

سیده طالبی به نقل از نشریه ی وزین نون مفهوم جامعه مدنی بیشتر از سایر مفاهیم حوزه علوم انسانی...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *