ما جهان را شکست خواهیم داد!
2019-06-10

به اوضاع جاری وطن چگونه بنگریم؟

گفتار بیست و دوم

«ما جهان را شکست خواهیم داد!»

اجلاس سران کشورهای اسلامی در مکه، بلحاظ موضع و مقام سران افغانستان و پاکستان جالب بود؛

با یک نگاه دقیق تر به جریان اجلاس درمی یابیم که داکتراشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، از مقام مورد اعتنایی در میان سران کشور های اسلامی برخوردار است؛ این خبر نشر شد که ولیعهد سعودی با تمجید از صلاحیت غنی در طرح ستراتژی های اقتصادی، از وی خواست یک ستراتژی نقشه کند که چگونه سعودی بتواند اقتصاد ایران را درهم بشکند؛

به همینگونه ملاقات کوتاه غنی با عمران خان صدراعظم پاکستان، هم، بسیار سزاوار توجه بود؛ عمران خان نه تنها با یک دقت جدی و توأم با احترام به سخنان غنی گوش می داد، بل بلحاظ مسایل اساسی که در ملاقات مطرح شد، هم، از غنی  بسیار عقب ماند؛

سخن اصلی عمران خان این بود که طالبان ازصفوف سه ملیون مهاجرافغان مقیم پاکستان برمی خیزند؛ مقصود عمران خان ازاین خطاب به غنی بود که پس طالبان مردمان خود شما هستند؛ اما سوال درمنشأ طالبان نیست؛ سوال این است که پاکستان این مهاجران افغان را گروگان گرفت، تا از ایشان یک لشکر بنیادگرا«سازماندهی» کند و این لشکر را بر علیه وطن ومردم خود شان بجنگاند؛ پاکستان و دیگران با همین لشکر نه تنها افغانان را قتل عام کردند، و افغانستان را ویران ساختند، بل همان طوری که سال ها قبل مرحوم داکتر صمد حامد نوشت، کوشیدند تا افغانستان را مستعمرهٔ خود بسازند؛ امروز بطورشرم آوری مستند است که پاکستان در برابر فقط۷۰ ملیون دالر افغانستان را از «رییس جمهور» جهادی «خریداری» کرد!

این درست است که پاکستان دراین سازماندهی تنها نبوده است؛این هم درست است که عمران خان گفت سیستم مدارس را تحت نظارت دولت قرار می دهد؛ اما دلیل این تصمیم عمران خان کدام مهربانی دراین باره نبوده است که افغانستان از ناحیه جنگ ۴۰«بسیارصدمه دیده است»؛عمران خان، خودش، دلیل اصلی را نام برد:

پاکستان در حل این سوال درمانده است که ۲۰۶ ملیون نفوس خود را چگونه، و از کدام مدرک، نان بدهد؛ کلید این مسأله در دست افغانستان است؛ افغانستان در راه پاکستان به سوی آسیای میانه قراردارد؛ غنی به عمران خان گفت ما بشما راه می دهیم به آسیای میانه؛ اما شما هم به ما راه بدهید به هند؛ و غنی گفت اگر قراربه مسابقه باشد پس ما جهان را  هم شکست می دهیم!

غنی یک نماد شده است برای «موقف مستقل» درمقابل پاکستان{و ایران} که درطی۴۰ سال جنگ از افغانستان دزدیده شد؛ دیگر مدعیان تاج و تخت نه این مقام غنی را دارند؛ و نه می توانند داشته باشند؛

با این همه غنی پیوسته بیشتر با موانع مواجه ساخته می شود؛غنی ازهرطرف بلاک می شود: طالبان غنی را کنار می زنند؛«شورای» کاندیدان ریاست جمهوری غنی را کنار می زند؛روسیه غنی را کنار می زند؛ و مذاکرات دوحه هم تا توانست غنی را کنار زد؛ همین چند روز پیش بود که جناب پمپیو اعلام کرد امریکا غنی را در جریان مذاکرات دوحه می گذارد؛

در حالی که نمایشنامهٔ مخالفت با تمدید دورهٔ کار غنی تا ختم انتخابات، پردهٔ دوم خود را بازی می کند و اعلام کرده اند که به اعتراضات سرتاسری دعوت می کنند!! و سیستم تبلیغاتی داخل و خارج کشور وظیفه گرفته اند تا حد ممکن غنی را تضعیف کنند؛ و اشخاص خریداری می شوند و علیه غنی قرار داده می شوند؛ و ضعف های اداره در دستگاه غنی، هم، به همهٔ این کشمکش ها کمک می رساند!

دراین حال اردوی افغانستان درمقابل طالبان به پیشرفت های چشمگیردست یافته است؛اسدالله خالد اعلام کرد ولسوالی هایی که دراشغال طالبان هستند، واپس گرفته می شوند؛ یک عدهٔ زیاد بندیان از زندان های طالبان آزاد ساخته شده اند؛ داکتر محب اعلام کرد که تا چارماه دیگر کمر طالبان شکستانده می شود؛

مسألهٔ اساسی اوضاع افغانستان، و مسألهٔ اساسی جنگ و صلح، مسألهٔ رفع وابستگی اقتصادی است؛ ناتو اعلام کرد تا سال۲۰۲۴مصارف اردوی افغانستان را می پردازد؛ دولت افغانستان یک برنامهٔ گسترده برای خود کفایی اقتصادی را اعلان کرد؛جالب این که سکتورخصوصی دراین برنامه فعالانه شرکت می کند وبیش از۳ ملیارد دالر دربخش انکشافی اقتصاد سرمایه گذاری می کند؛

غنی بدرستی همه امیدواری ها برای پیروزی در انتخابات را به مردم، و به آگاهی مردم، خاصتاً زنان و جوانان بسته است!

لویه جرگهٔ‌ صلح یک آغازمهم بود؛ واما فرستادگان لویه جرگه درولایات، و فعالین حرکتهای مردمی صلح درولایات، بوسیلهٔ طالبان اختطاف و ترور می شوند؛

جوانان هدف مهم ترور ها قرار گرفته اند؛ پیوسته بیشتر جوانان و محصلان ترور می شوند؛

پیروزی مهم غنی یک توجه هدفمند به ارتقای مقام زنان در تصمیم گیری های سیاسی و ملی بود؛ ازهمین استقامت هم علیه غنی یک دسیسهٔ های خطرناک سازمانیافته است؛ انکشافات نشان می دهند که صد سال پس ازنشرعکس های فتنه انگیزانهٔ  ملکه ثریا، هنوزهم این سلاح موثر است!

بدون تردید فحشا در افغانستان اشاعه یافته است؛ بدون تردید این یک محصول اجباری جنگ۴۰ ساله و مداخلهٔ خارجی در افغانستان است؛ بدون تردید این ویروس کشنده در ادارهٔ غنی هم رخنه کرده است؛ اما در این هم تردیدی نیست که آویختن «لوحهٔ اتهام به فحشا» به یخن ادارهٔ پنجسالهٔ غنی یک «چشم سفیدی وارداتی پاکستانی» است!

کسانی که برای چنین ادعایی دهل می زنند، اول خودشان بیایند و ازسوابق خود حساب بدهند؛ خود شان بیایند و ازصد ها هزارمورد اختطاف و قتل و خودسوزی و خودکشی دختران و زنان در افغانستان درطی۴۰ سال اخیر جواب بدهند!

مردم ما بخوبی مطلع هستند، و مطبوعات جهان مطلع هستند؛ ما همهٔ این مطبوعات را روی در روی شما می گذاریم!

همین چند روز پیش نیویارک تایمز طی گزارشی افغانستان را نا امن ترین مکان جهان برای زنان دانست!

همین چند روز پیش کتاب «زنی درمیان جنگسالاران»، سرگذشت زن مبارزافغان ملالی جویا، نشروترجمه شد؛ همین ملالی جویا بود که، در همان آغاز، ندا  برکشیده بود: «مردم این پارلمان شما را باغ وحش و طویله خواهند نامید»!

زنان وطن!جوانان وطن! قوای مسلح قهرمان وجانفدای وطن!روحانیون وریش سفیدان وطن!استادان، معلمان، متعلمان! جامعهٔ مدنی وطن! روشنفکران و باقیمانده های چپ دیروز!

با قاطعیت این غبار ضخیم تبلیغاتی را که دام یک اسارت نو شما می شود، بزدایید!

توطیه ها برعلیه غنی را حنثی بسازید!

ریخت و پاش ها، ناتوانی ها و نارسایی های دورهٔ غنی جبران پذیر هستند؛ اما اگر غنی از دست ما افتاد، یک ضایعهٔ جبران ناپذیر است!

ما کسی نداریم که بجای غنی بنشانیم!

ملاقات مکه یک چشمدید دیگر هم داشت؛

عمران خان وزیر اعظم پاکستان هنگام ورود به مقر ملاقات برخورد سرد، و بی اعتنا، و خلاف مقرره، در برابر شاه سعودی داشت؛ این برخورد عمران خان موضوع داغ مطبوعات شد؛ گفته شد که جانب سعودی  بعنوان اعتراض همه ملاقات های پلان شده با هیأت پاکستان را لغو کرد؛ همین چند ماه پیش ولیعهد سعودی طی دیدار از پاکستان وعده داده بود که۲۰ ملیارد دالر در پاکستان سرمایه گذاری می کند؛ این وضعیت عمران خان با درنظرداشت احتیاجات اقتصادی پاکستان، و سهمیهٔ مهم سعودی در پرداخت های پاکستان، عجیب تر معلوم می شود؛

پس دلیل چی بوده است؟

دلیل این بوده است که استخبارات پاکستان یک شبکهٔ جاسوسی در اردوی پاکستان را کشف کرد که برای سعودی و از طریق سعودی برای دیگران کار می کردند؛ یک دگرجنرال پاکستان، و چند افسر بالارتبهٔ اردو و استخبارات پاکستان در رأس این شبکه قرار داشته اند؛ محکمهٔ پاکستان یک تن از اعضای این شبکه را به مرگ محکوم کرد؛ این شبکه وظیفه داشته است که دربارهٔ نقشه های اتومی پاکستان و  خود سلاح اتومی پاکستان جاسوسی کند.

چنین یک قضیهٔ غیرقابل باور، هیأت حاکم پاکستان را بشدت لرزانید؛ به این علت بود که عمران خان در برابر دوست خود، شاه سعودی، برخورد سبک کرد؛ وسعودی ها  هم برای کفارهٔ گناهان خود دروازه های خانهٔ خدا را برای جنرال قمر باجوه رییس اردوی پاکستان گشودند؛ جنرال پاکستانی بدرون خانهٔ خدا رفت، تا به تحت القمر نظر بیاندازد!

ازنظر ملیارد هایی که سعودی می خواست به پاکستان بدهد، عمران خان کم  بیش خود را بی نیاز ساخته است؛پاکستان درنظر دارد تا دربرابریک قرضهٔ بزرگ، زمین خود را به ضمان به بانک جهانی بگذارد؛همانند ضمانت هایی که ۵۰ سال پیش کوریای جنوبی داد.

ازطرف دیگر اوضاع بحرانی از وزیرستان به سرتاسر ایالت پشتونخوا ومناطق قبایل آزاد گسترش می یابد؛ وهر روز بیشترحاد میشود؛ قیام همگانی برعلیه جابجا سازی اردوی پاکستان، و برعلیه جابجا سازی تنظیم های جهادی در ایالت های پشتون وبلوچ گسترده تر می شود. روشنفکران پشتون وبلوچ اعلام کردند که تنظیم های جهادی وطالبانی« پروژه های استخباراتی پاکستان» هستند که برای سرکوب مردم در این مناطق جابجا ساخته شده اند؛

مقابله میان نهضت حفاظت پشتون و دولت و اردوی پاکستان هر روز بیشتر و خشن ترشده می رود؛ نهضت حفاظت پشتون اینک مطالبات  اساسی دربارهٔ نظام سیاسی پاکستان را مطرح می کند؛ حزب بوتو، و حزب مسلم لیگ، هر دو اعلام کردند که بزودی به امواج اعتراضات گسترده بر علیه حکومت عمران خان  می پیوندند؛

پاکستان با مشکلات بزرگ داخلی سیاسی مواجه است؛ وسعت بحران کنونی دولت پاکستان را «وارخطا» کرده است؛ اسفندیارخان گفت بحرانی که امروز پاکستان با آن مواجه است، دوران جدایی بنگله دیش را بخاطر می دهد؛

یک گپ درست است: درطی تمام دهه های گذشته،عمران خان نخستین صدراعظم پاکستان است که دربیرون از سلسله مراتب عنعنوی سیاسی و حزبی در پاکستان به قدرت رسیده است؛ این که آیا این یک شانس است؟ ویا نیست؟ این بیش ازهمه به فراست سیاسی خود عمران خان وابسته است؛ زمان نشان خواهد داد!

خواب های پاکستان برای در دست گرفتن افغانستان آهسته آهسته نا کارآمدی خود را ثابت می سازند؛ دیدار غنی از اسلام آباد می تواند اساس یک چرخش در نگرش هر دو کشور را بوجود بیاورد؛

پایان ترهند اعلام کرد که هرگاه پاکستان برای طرد تروریستان تصمیم نگیرد، پس هند آب های سند و پنجاب را بروی پاکستان خواهد بست؛هند همچنان با جدیت پروژهٔ ۱۲بند آبی بالای دریای کابل- کنر را دنبال می کند؛ هرگاه این پروژه عملی شود۱۴۳۲۰۰۰هزارمترمکعب آب در خود افغانستان ذخیره می شود که هم اکنون بطور کاملاً رایگان به مناطق شمالی پاکستان جاری هستند. بانک جهانی حاضرشده است که معادل هفت میلیارد دالرمصارف این پروژه ها را تمویل کند؛
مودی، پس از انتخاب مجددش، گفت که باید یک کنفرانس بین المللی برای طرد تروریزم دایر شود؛ امریکا اعلام کرد که در جنگ بر علیه تروریزم در کنار هند می ایستد؛  و مطبوعات امریکایی نوشتند که امریکا درستراتژی جدید خود برای آسیای جنوبی، اصلاً پاکستان را کنار گذاشته است!

ازجانب دیگر توجه به ماموریت جناب داکتر خلیلزاد جلب می شود؛ تا کنون موفقیت مهم داکتر خلیلزاد این بوده است که طالبان را منقاد ساخته است نه تنها حضور پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان را بپذیرند، بل مسوولیت  امنیت این پایگاه ها را نیز بدوش بگیرند!!

اینک خلیلزاد، که دورهفتم مسافرت ها ومذاکرات خود دربارهٔ افغانستان را آغازکرده است، اطمینان دادکه پلان امریکا برای صلح افغانستان درنظر دارد که برای همسایگان کابل { مقصد جناب خلیلزاد افغانستان است} نقش هر چه بزرگتر بدهد؛

این موضوع در رسانه های افغانی مورد توجه بوده است؛ شخصیت سرشناس سیاسی افغان جناب مایار نوشت:

«مردم افغانستان این انتظار را از شش دور مذاکرات داشتند که حداقل جناح های درگیر جنگ به ویژه طالبان، نه تنها آتش بس موقت را می پذیرفتند بلکه به آتش بس دایمی  باید می اندیشیدند…

آگاهان امور سیاسی افغانستان به این باور اند که امریکایی ها با مذاکرات مستقیمی که در پشت درهای بسته، در عدم حضور نمایندگان دولت مشروع وقانونی افغانستان، با طالبان انجام دادند برخی ازکشورهای همسایه و منطقه را نگران ساختند… خلیلزاد بایست در این دور سفر هایش چنان وانمود کند که امریکا در پیشبرد مذاکرات صلح با گروه طالبان، اهداف و برنامه های پنهانی ندارد»

داکتر خلیلزاد همچنان با هیأت تدویر کنندگان کنفرانس بن سوم هم  دیدار داشت؛

آیا در پشت شانه های شکستهٔ عقاب طالبان،  کلاغ داعشان نشسته است؟؟

مدتی است که مسایل اقتصادی جهان کنونی، و چگونگی برخورد با این مسایل، اتحادیهٔ غرب را به مناقشه ها واداشته است؛ اختلاف مواضع چنان عمیق هستند که بنظر نمیرسد کنفرانس کشورهای G-20که همین امروز درجاپان گشایش یافت، موفق شود که یک راه برونرفت بدست بدهد؛ دراین دوران بسیارحساس و پیچیدهٔ تاریخ جهان، غرب آن یگانگی یی را از دست داده است، که طی تمام دورهٔ پس از جنگ دوم جهانی، سلطهٔ غرب بالای جهان را ضمانت می کرد؛

از جانب دیگر درهفتهٔ گذشته بیست و سومین همایش بینالمللی اقتصادی در سنت پطرزبورگ دایر شد؛ نمایندگان بیش از۱۴۰ کشور، و به تعداد۱۴ هزار نفر شامل مقام های ارشد کشور ها و سازمان ها در این گردهمایی شرکت کردند؛

در دورانی که دیگر مقابله های «سیستمی» از جهان رخت بربسته است، با وضوح تمام، نگرش های اقتصادی متضاد در برابر هم  قرار می گیرند؛ موضوع اساسی بحث در همایش سنت پطرزبورگ « ایجاد جامعهٔ بشری با سرنوشت مشترک، از طریق چند جانبه گرایی، و از طریق تکمیل بنیاد های یک مدیریت جهانی» بود؛ در همایش بر «توسعهٔ پایدار» به حیث «کلید طلایی برای حل مسایل بینالمللی» تأکید شد؛ وبا نگاه به پروژهٔ جادهٔ ابریشم تأکید شد که  ابتکار بالای “روابط مشارکتی اوراسیای بزرگ” تأکید شد که به تلفیق «اقتصاد های منطقه ای» و «توسعه پایدارمشترک» یاری می کند.

این جزییات از گزارش این همایش را به دلیلی ذکر کردیم تا دو پیش بینی مهمی دوباره مطرح شوند که ۹ سال پیش اینقلم در کتاب «سندروم افغانستان» مطرح کرده بودم:

اول- «اور- آسیا»، برخلاف پیش بینی های بریژینسکی، در تحت رهبری چین و روسیه دگرگون می شود؛ جهان بطرف یک «دولت جهانی» نمی رود!

دوم- راه های خشکه بار دگر در برابر راه های بحری قد علم می کنند؛

آرنولد توین بی تاریخ شناس و ستراتژی نویس غربی۷۰ سال پیش نوشته بود که دلیل برتری غرب بر شرق انحصار راه های آبی و بحری بدست غرب بود که با نیروی بخار وارد میدان شد؛

اینک این برتری ستراتژیک غرب درهم می شکند؛

نه تنها چین، بی اعتنا به تهدید های متواتراً تشدید یابندهٔ امریکا، پروژهٔ جادهٔ ابریشم را به جلو می تازاند؛ بل مقام دو کشور مهم «چارراهی» یعنی افغانستان و عراق بلحاظ شبکه های مواصلاتی یی دگرگون می شود که فقط  در روشنی پروژهٔ جادهٔ ابریشم، قابل تحقق شده اند؛

کشورهای«منطقهٔ ما»، خاصتاْ پاکستان، و ایران، زمانی میتوانند بربحران های ساختاری خود فایق آیند که مقام مستقل ومقام «مرکز ثقل» افغانستان در تاسیس این چارراهی مواصلاتی  و اقتصادی را درک کنند؛ این درک نو، همان درک از «حوزهٔ تمدنی ما» است!

صلح در افغانستان یک پیک «حوزهٔ تمدنی ما» است! افغانستان کانون یک «اوپیک نو» قرار می گیرد!

«ما جهان را شکست خواهیم داد!»

 

۰۹.۰۶.۲۰۱۹

مرگ پسرک

مرگ پسرک

تنگ غروب پر فروغ آب در خندق بالا می آید زن آبستن در دشت می رود تو را به یاد می‌آورم نرگس آنگاه‌ که...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *