صلح یک رستاخیز وطنی است!

مه 12, 2019 | بخش سیاسی, نقد و نگارش

دکتور سید حمید الله روغ


به اوضاع جاری وطن چگونه بنگریم؟

گفتار هژدهم

صلح یک رستاخیز وطنی است!

حوادث بزرگی درجهان در جریان هستند؛ جهانیان با مظاهرهٔ دلهره مواجه هستند؛ حوادث جاری از یک منطق خاص پیروی می کنند؛۳۰ سال پیش امریکا این نظر را دیکته کرد که نظم جهانی را امریکا تعیین می کند؛از آن ۳۰ سال پیش تاکنون جهان باربار تجربه کرد که حفظ  تناسب در میان قدرت و نظم جهانی  پیوسته بیشتر بر اِعمال زور متکی می گردد؛ و یک چیز دیگر را هم امریکا تعیین می کند: دوران مواد خام و مواد سوخت در جهان؛ جریان انکشافات درافغانستان؛ عراق؛ لیبیا؛ ونزویلا؛ و اینک ایران؛ در واقع ازیک نگرش فیصله شده دررابطه با همین اهداف پیروی می کنند؛ و امریکا روشن ساخته است که مقصدش حتما جنگ افروزی نیست؛ اما همه بیاد داشته باشند که امریکا بزرگترین ظرفیت جنگی را در اختیار دارد!

جنگ تمام عیار تجاری در میان امریکا و چین اوج گرفته است؛ امریکا چین را متهم می سازد که سالانه تا ۵۰۰ ملیارد دالر دارایی امریکا را سرقت می کند؛ پریزیدنت ترامپ برای جلوگیری از این سرقت قبلاً بالای برخی، و اینک بالای همه کالا هایی که از چین وارد می شوند، محصولات بلند گمرکی وضع کرد؛ چین تا کنون تمکین نکرده است؛ اما مطبوعات می گویند که از چیز هایی که احیاناْ در پیش است، یکی هم بزرگترین ورشکست مالی تاریخ چین است؛

در پاسخ به این سوال که چرا این جنگ تجاری برپا شده است، چیز های مفصلی می توان گفت؛ اما دو چیز خاصتاً توجه بر می انگیزند: اول این که چین در ونزویلا عسکر پیاده کرد؛ و دوم و بسیار مهمتر، که چین به چندین هشدار امریکا درباره برنامهٔ راه ابریشم اعتنا نکرد؛ راه ابریشم یک چلنج بزرگ است به سلطهٔ جهانی امریکا، و غرب منحیث المجموع؛ اروپا با یک نگرانی آشکار در برابر برنامه های چین هشدار می دهد؛ ماکرون رییس جمهور فرانسه در این رابطه گفت:«دوران ساده لوحی اروپا سپری شده است!»

انکشاف بعدی در مورد ایران است؛ تفاوت مورد ایران، با مورد مثلاْ ونزویلا، در این است که در مورد ایران دو دشمن مقتدر منطقوی، یعنی اسراییل و سعودی، هم معرکه گیری می کنند؛ اسراییل اعلان کرد که با همه وسایل از اتمی شدن ایران ممانعت می کند؛ وسعودی با فرانسه دربارهٔ پلان یک تعرض وسیع بالای ایران مشوره کرده است؛

صف آرایی نظامی دربرابر ایران خطر وقوع یک جنگ را بسیار نزدیک آورده است؛ اتحادیهٔ اروپا واضحاً اعلان کرد که مسوولیت یک جنگ با ایران بدوش امریکا است؛

هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان در این رابطه گفته است: «ما روی یک طناب نشسته ‌ایم و این طناب دائم در حال نازک شدن است.»

ژان آسلبورن، وزیر خارجه لوگزامبورگ گفت : «سیاستی به شدت خطرناک» در پیش گرفته شده است؛

انکشافات ماحول ایران، بخشی از تدابیر مجموعی امریکا است که در ونزویلا و لیبیا و عراق در دست تطبیق گرفته شد؛ هدف از این تدابیر این است که دوران صادرات نفت در جهان زیر نظارت امریکا قرار داده شود؛ اما امریکا بر محصولات فلزی ایران هم تحریمات وارد کرد؛ امریکا انتظار دارد که ایران اگر بخواهد و یا نخواهد باید تسلیم شود؛ و آخرین نشانهٔ حیات که برای ایران باقی مانده است، دو تا چشمان درخشندهٔ جواد ظریف است.

این که احتمال وقوع جنگ در ایران، بالای اوضاع افغانستان هم تاثیر می گذارد، نیاز به بحث ندارد؛ وزارت خارجهٔ افغانستان اعلام کرد که در منازعه میان امریکا و ایران، بیطرف می ماند؛ ایران گفت که در صورت تشدید وخامت اوضاع شاید مهاجرین افغان مقیم ایران را واپس بفرستد؛ مطبوعات گفتند که ایران  در نظر دارد که در تحت پوشش مراجعت مهاجرین، لشکر فاطمیون را به افغانستان صادر کند؛

مجلس دوحه، که توجه خاصی را بخود معطوف ساخت، با یک بیان رمزگونه به پایان رسید:«طرفین به موافقه رسیدند»!

پیش ازختم مجلس دوحه جناب داکترخلیلزاد دیدار کوتاهی از هند داشت؛ بدنبال این دیدار هند در دو مورد اطمینان داد: یکی این که هند برای تفاهم در میان طرفین افغانی کمک می کند؛ و دیگری این که هند در افغانستان ملاحظات نظامی را دنبال نمی کند؛ درمقابل عمران خان از داکترغنی دعوت کرد؛ مطبوعات گفتند که پاکستان در نظر دارد ملاقات در میان داکتر غنی رییس جمهور افغانستان و ملا برادر رهبر طالبان را برگزار کند؛

لحن هند در برابر پاکستان بسیار تعرضی شده است؛ هند اعلام کرد که اگر پاکستان به حمایت از تروریزم پایان ندهد، هند آب های سند وپنجاب را به روی پاکستان می بندد؛

در پاکستان مهمترین عاملی که حکومت را به تغییرات اساسی در سیاست های خود واداشته است، بحران عظیم اقتصادی است که بسیار کوشش شد پنهان نگه داشته شود؛ عمران خان بسیار تلاش خواهد کرد تفاهم داکتر غنی را جلب کند تا دهلیز آسیای میانه را بروی پاکستان بگشاید. داکتر غنی گفت افغنستان برای این اقدام آمادگی دارد، اما پاکستان هم باید دهلیز هند را بروی افغانستان بگشاید؛

دراین میان «جنبش تحفظ پشتون» اوج چشمگیری گرفته است؛ واشنگتن پست نوشت که جنبش تحفظ پشتون اردوی پاکستان را وارخطا کرده است؛ رهبرحزب مخالف بهوتوگفت که اردوی پاکستان بسیار باید شکرگذار باشد که پشتون ها تا کنون تصمیم نگرفته اند برعلیه حکومت پنجاب سلاح بردارند؛ اردوی پاکستان اتهام وارد کرد که جنبش تحفظ پشتون از جانب افغانستان و هند تحریک وتقویت می شود؛ پشتین رهبر جنبش تحفظ پشتون در برابر این اتهام اردوی پاکستان به محکمهٔ عالی پاکستان احتجاج کرد؛ پشتین می گوید که ادارهٔ پنجاب از تشدید بنیادگرایی اسلامیستی و  تقویت جریانات تروریستی، این هدف داخلی را دنبال می کند که نهضت پشتون و بلوچ را سرکوب کند؛

با اینهمه انکشافات طوفانی، اوضاع جوی در کابل چیزی بیشتر از باران های سیلابی پیشگویی نمی کند!

ادارهٔ ریاست جمهوری اعلام کرد که طی هفتهٔ اینده فهرست هیأت مذاکره کننده با طالبان را معرفی می کند؛

سفیر روسیه در کابل اعلان کرد که در مذاکرات آینده باید چار جانب شرکت داشته باشند: دولت افغانستان، طالبان، هزاره ها و تاجیکان؛

با این بیان بسیار ناقص وبسیار متناقض خود، سفیر روسیه کم و بیش می گفت که در ملاقات سه جانبه اخیر در ماسکو چیزی بیشتر از یک «توافق متعارف» صورت نگرفته بود؛ در این توافق متأسفانه یک کانسیپت نو دربارهٔ آینده، مفقود است؛ ملاقات سه جانبهٔ ماسکو کدام «توافق» شاید بدست داد؛ اما یک «اجماع بینالمللی» دربارهٔ اوضاع افغانستان و پیرامون افغانستان بدست نداد؛ این اجماع بین المللی، بازهم تکرار می کنیم با یک «اجماع منطقوی» می آمیزد که اندیشهٔ کانونی آن «تأسیس حوزهٔ تمدنی ما» است؛ ما «بیطرفی افغانستان» را از طریق و بر اساس «مقام کانونی افغانستان در حوزهٔ تمدنی ما» می فهمیم؛ این مقام کانونی افغانستان در حوزهٔ تمدنی ما، یک تبیین نو  وگلوبال است از مقام عنعنوی افغانستان بحیث یک چارراهی منطقوی که «مرکز ثقل» آن بر دوران اقتصادی قرار دارد؛ متاسفانه دنیای کنونی از بس در پی منافع عجله دارد، فرصت های بسیار لازمی برای جمله بندی های نو را زیر پا می گذارد؛ این فرصت ها اما نه تنها برای افغانستان، بل برای جهان ضروری هستند؛

توافق سه جانبه، صرفاً یک معامله است؛ که در چارچوب آن «اجماع منطقوی» چیزی بیشتر از یک مجامله نیست.

درست در چنین وضعی است که روشنفکری افغانستان دوباره به میدان فراخوانده می شود؛ روشنفکری افغانستان هنوز هم ظرفیت های بزرگ برای اثرگذاری تاریخی را در خود محفوظ می دارد؛ اما روشنفکری افغانستان باید آگاه شود که نهضت «فکر» است، و نه سازمان!

مباحثی که امروزه  در برابر روشنفکری افغانستان گشوده می شوند، دیگر از نوع «اصرار مؤکد بر نقش ومسوولیت پاکستان»، نیستند، طوری که داکتر خوشحال روهی می نویسد؛ این مباحث دیگر از نوع «حمایت ناچاری از اشرف غنی» هم نیستند، طوری که جناب نجیب روشن می نویسد؛ خاصتاً که استدلال های جناب روشن بطرز ملالت برانگیزی عتیقه هستند؛

مباحثی که در برابر روشنفکری افغانستان گشوده می شوند از تأمل و تعریف در سه مفهوم وطن؛ و هموطن؛ و افغان؛ نتیجه می شوند؛ از میان روشنفکران کشور داکتر حمدالله محب به این مباحث تقرب می کند؛ وی گفت:

«…وطن با احوال سخت مواجه است؛ هرگاه یک مقاومت آگاهانهٔ ملی صورت نگیرد، وطن در هم می شکند؛ بیایید به این حالت تغییر بدهیم؛ جهان باید با ما براهی برود که ما به آنان نشان می دهیم؛ این حق تنها متعلق به افغانان است که وطن خود را چگونه اداره کنند… یک دستگاه فکری بنیاد بگذاریم که خطوط اولی واصلی آن دفاع از ارزشها و منافع وطنی باشد…»

آیا  روی ما به این طرف دور خورده است؟ جواب می دهیم: بلی!!

در ذیل به خوانندگان محترم متن مصاحبهٔ تلویزیونی داکتر فیض الله جلال را پیشکش می کنم؛ از داکتر جلال نقل می کنیم، زیرا وی همواره یکی ار منتقدین سرسخت غنی بوده است؛ زیرا وی اصلاً پشتون نیست، بل تاجیک است؛ زیرا بنا به هیچ مدرکی نمی توان وی را به فساد و یا معامله متهم ساخت؛ زیرا وی با یک بصیرت استثنایی جریانات لویه جرگه، و جریانات پیرامون لویه جرگه، را بازگویی می کند؛ و بی امان از همه، خاصتاً از آنانی که نباشد! خود را سیاسیون می نامند؛ نقد می کند؛

این مصاحبهٔ کوتاه، بدون تردید، یک وثیقهٔ ملی ما در وضع موجود است؛ جای استاد جلال والا تر باد!

از همه خوانندگان گرامی می طلبیم که این مصاحبه را چند باره و با تعمق بخوانند:

بلی افغانستان دوباره بپا می خیزد! بلی افغانان این بار شکست ناپذیر هستند!

متن مصاحبه   

سوال: استاد جلال چرا شما در جرگه اشتراك كرديد؟

جواب: راست بگم؛ و صادقانه بگم؛ يك تعداد افراد اشتراك نكردند؛ به هر بهانه و ًبه هردليلى كه بود، اشتراك نكردند.

مه ، خودم خواستم و علاقه گرفتم كه بايد اشتراك كنم.

سوال: همى «يك تعداد» را اگر مشخص بسازيد؟

جواب: اينمى افراده  مه هم می شناسم؛ و شما هم می شناسيد؛ دنيا هم می شناسد؛ اين ها خوده گاهى تيكه دار قومى می گيرند؛ گاهى خوده تيكه دار مذهبى می گيرند؛ گاهى خوده سياسيون می گيرند؛ گاهى خوده يك  چيزفهم  می گيرند؛ در حالی كه در تمام اين مسايل مه شك دارم.

در سياستمدار بودن شان هم شك دارم؛ در ملى بودن شان هم شك دارم؛ در باور هاى دينى، و قومى، و سمتى شان هم شك دارم. چيزى كه باور دارم و اعتقاد دارم كه اين ها براى منافع شخصى خود بي نهايت صادق هستند؛ و بسيار كوشش مى كنند و هر چيزه براى منافع شخصى خود توجيه مي كنند!

سوال: اما در همين نكات مسايل سياسى را كه شما يافتيد، اين ها وحدت شان هم باز قايم شدگى است؟

جواب: به هيچ وجه اين ها وحدت ندارند؛ اينها فقط براى تأمين منافع، براى يك مقطع، براى يك لحظه، براى يك وقت معين جور می آيند؛ باز منافع شان اگر تأمين شد، هركس به راه خود مي روند و اگر  تامين نشد، باز در كلهٔ يكديگر می زنند؛ تجربه نشان داد چندين بار اين ها باهم جور آمدند؛ و چندين بار در مقابل همديگر صف آرايى كردند.

سوال: وقتى كه شما دليل عمدهٔ اشتراك تان در لویه جرگه همى بود كه بعضى از اشخاص كه شما خود تان مشخص ساختيد، اشتراك نكردند؛ و شما رفتيد؛ چه چيز درذهن تان خطور كرد كه شما بايد دراين جرگه برويد كه آن ها نيستند؛ يعنى جرگه با اعتبار بود؟

جواب: دليلش هم همى است كه اين ها تمام مسايل را انحصار كردند؛ و اين ها ايتور به ملت ميگن، و به دنيا ميگن، كه غير از ما نه جرگه داير شده می تانه، نه مشوره صورت گرفته می تانه، نه صلح بوجود می آيه، نه نظام ساخته می شوه، نه تأمين امنيت صورت گرفته می تانه؛ يعنى ما هستيم و بس.

يك نوع ايگویيزم يا جاه طلبى شخصى و گروهى اين ها دارن؛ و به اى فكر هستن كه اگر ما باشيم همه چيز است؛ اگر ما نبوديم هيچ چيزى نيست .

خوشبختانه در غياب از اين ها بهترين جرگه داير شد؛ آرام ترين جرگه داير شد؛ دموكراتيك ترين جرگه داير شد . مه در چندين جرگه اشتراك كرديم؛ اما كمتر جرگه را ديديم كه رئيس اش، معاونين اش، منشى هايش، به صورت آزاد در يك مناقشه آزاد از اقوام مختلف داير شده باشد. هيچ نوع ديكته نبود. رئيس هاى كميته ها بصورت آزاد و دموكراتيك انتخاب شدند؛ منشى هاى كميته ها بصورت آزاد انتخاب شدند؛ با رأى نمايندگان مردم ؛ در تاريخ جرگه ها تاهنوز ديده نه شده كه تمام اعضاى شوراى ولايتى از ولايت هاى مختلف افغانستان آمده باشند، و اشتراك كرده باشند.

سوال: اما همى سياسيون مخالف باز این جرگه ره يك جرگهٔ حكومتى، و نمايشى، و كمپاينى می گویند! شما هموتور يك چيزى ره در اين جرگه يافتيد ؟

جواب: جرگه، خو هميشه جرگه هاى افغانستان حكومتى هستن؛ جرگه ره حكومت داير مي كند؛ مديريت اشه حكومت مي كند؛ اما شخصى این جرگه ره مديريت كرد كه عضو شوراى عالى صلح بود، جناب داودزى صايب . شخصى اين جرگه ره رياست كرد كه يكى از رهبران مهم جهاد و مقاومت افغانستان بود، استاد سياف  صایب. اى برادر ها به همو استاد سياف هم احترام نكردند. بسيار واقعاً مديريت خوب كرد استاد سياف؛ و در جرگه هيچ كسه بد نگفت؛ همى برادر ها كه حالى ميگن اى جرگه چندان جرگه اى نبود، حتى لحاظ همو استاد سياف ره، و ريش سفيد وجهاد و مقاومتشه، هم نمى كنند. همو استاد سیاف از اى برادر ها دعوت كرد؛ او هم بزبان بسيار شيرين به زبان استادانه؛ گفت كه اى برادر ها انشالله در پايان جرگه مشورتى اشتراك می كنند، به يك اميدوارى.

سوال: چيزى كه اين ها زيادتر تأكيد بالايش دارند این كه حكومت، و خصوصاً رئيس جمهورغنى، می خواست حكومت خود را دوام بدهد، يا دوام حكومت خود را يك بهانه  برش جور كند؛ اين چيز را شما ديديد؟

جواب: قطعاً نی! استاد سياف چندين بار در صحبت هاى خود گفت كه اين جا ما براى كمپاين انتخاباتى نامديم؛ براى تأئيد شخصى، و براى رد دگر ها نامديم؛ اين جرگه يك جرگه مستقل است؛ يك جرگهٔ آزاد است! مشوره مى كنيم؛ براى چى؟ براى اين كه چگونه بتوانيم صلح را در افغانستان تأمين كنيم!

مه پيش تر يك موضوع را خدمت شما عرض كردم؛ چندين دليل وجود داشت كه مه در اين جرگه اشتراك كردم:

يك دليلش خو همى بود كه اينمى تيكه داران قومى، مافياى ثروت وقدرت، اشتراك نكردن؛ ازی خاطر مه علاقه گرفتم؛ دوم مه بحيث يك كسى كه در همى كشور تولد شديم؛ و به دارايى مردم، و امكانات مردم، تحصيل كرديم؛ و درس خوانديم، تا سطح دكتورا؛ و ٣٥ سال در پوهنتون كابل مه استاد بوديم، در پوهنحَى حقوق و علوم سياسى . همى مردم سر مه حق دارند؛ بناءً مه در جستجوى ازى بودم كه يك جاىی، يك جلسه اى، يك لويه جرگه اى، يا يك شورایی ايجاد شود كه مه يك نقش مثبت براى صلح افغانستان بازى كنم.

وخوشبختانه همى شرايط تنها برى مه نى، بلكه براى شورا هاى ولايتى، برى اعضاى پارلمان، برى علما، حتى برخى طالبان، دانشمندان، شخصيت هاى مسلكى، نمايندگان مهاجرين پاكستان و ايران، حتى نمايندگان افغانان در بعضى دیگر از كشور ها؛ مه نفرى را ديدم كه گفت مه از آلمان آمديم؛ از اروپا؛ از امريكا آمديم؛ از كانادا آمديم؛ در اين جرگه اشتراك كرده بود؛ همه از اينا نمايشى بوده؟

سوال: شما اشاره كرديد كه مه بخاطر از اين كه در اينجه كار كرديم سى وچند سال، مه مسووليت خود می دانم؛ همى احساس وهمى درك ره همى اشخاص كه فعلاً مخالف هستن، و هميشه گپ از وطن ميزنن، و گپ از مسايل ملى و خدمت به مردم ميزنن، چرا همى احساس و همی دركه بنظر شما نداشتن ؟

جواب: متاسفانه، خوب مه نمي خواهم بگويم كه اين ها اين درك ره ندارن؛ اما اگه اى دركه مي داشتن، اين ها در جرگهٔ مشورتى اشتراك مي كردند. ما در جرگهٔ مشورتى انتقاد كرديم؛ ما در جرگهٔ مشورتى پيشنهاد كرديم؛ ما در جرگهٔ مشورتى نظريات خوده به دولت ارايه كرديم؛ ايتور هم نبود كه ما نظريات دولت را دیكته كرده باشيم؛ ما حتى از دولت انتقاد كرديم كه در روند صلح بايد جدى باشند!

اين صلح به هر شكلى كه می شه بايد در افغانستان داير شود؛ ولی با حفظ ارزش هاى دموكراتيك قانون اساسى افغانستان؛ ما صلحى را كه انتخابات از بين بروه، ما صلحى را كه حقوق بشرى مردم از بين برود، حقوق زنان و مشاركت گسترده زنان از بين برود، عدالت و آزادى فردى از بين برود، بالاخره صلحى كه به محكوميت مردم و به مظلوميت مردم به انجام برسد، نمي خواهيم!! همی ره به بسيار صراحت و بسيار آزاد در جرگه مشورتى و در حضور نمايندگان مردم گفتيم؛ شايد همه مردم هم شنيده باشند؛

سوال: دلايل مخالفين همى جرگه اين است كه همى جرگه بخاطرى که همى پروسه روان صلح ره سبوتاژ كنه، بخاطر همى داير شده بود؟

جواب: اين ها فكر كنم كه احساس شان اى است كه غير از ما هيچ كس بايد كار دگه نكند؛

ارزش همى جرگه مي دانى در چى بود؟ اگر چندين ارزش داشته باشد، ارزش اولش همى بود كه همى چند نفرى كه اشتراك نكرد؛ اگر همى چند نفر اشتراك مي كرد، مه برتان بگم همى جرگه باز مثل جرگه هاى قبلى وارى يك جرگه بى معنا بود؛ اكثر اعضاى جرگه می فهمى جوان ها بودن؛ رهبران جوان از ولايات مختلف آمده بودن؛ نمايندگان تمام اقوام بشكل انتخابى؛ و شما خبر دارين كه يگانه جرگه اى بود كه هيچ كس مانع گپ  كسى نمی شد؛ مردم آزاد گپ خوده می زد!

سوال: اما اشخاص با رسوخ نبودن در جرگه، بنظر از اين ها ؟

جواب: رسوخ چى؟ اين ها تا قاف قيامته رسوخ هستن!!! اين ها چى رسوخى كردن ؟؟؟

می دانیم كه اين ها دگه پايگاه اجتماعى ندارن! اين ها تهديد كرده بودن كه هيچ كس بدون حضور ما جرگه داير كده نمی تانه؛ مردانه وار صايب محترم، داود زى جرگه ره داير كرد؛ و مردانه وار استاد سياف جرگه ره اداره كرد؛ و مردانه وار باهم اشتراك كرديم؛ اين ها بدانند زنگ خطر است! اگر در روند هاى ملى كه مردم افغانستان، اكثريت خاموش، می خواهند، اشتراك بكنند خوب؛ اگر نكنند اين ها تجريد می شوند؛ اين ها با حاميان شان يكجا با شكست روبرو می شوند!!

سوال: جرگه خوب بود؟

جواب: صد فيصد! مه بري تان ميگم، مه در جرگه اضطرارى هم اشتراك كرده بودم؛ در جرگه قانون اساسى هم اشتراك كرده بودم؛ در جركه مشورتى هم اشتراك كردم؛ بيائيد از تعصب بگذريم، هيچ كس در افغانستان به اندازه مه داكتر اشرف غنى ره انتقاد نكرده؛ و هيچ كس به اندازه مه از همى دولت انتقاد نداشته؛ ولى انصافاً و صادقانه بايد گپ بزنيم؛ وجدان خوده در پيش روى خود قرار بدهيم؛ خداى خوده ده پيشروى خود قرار بتيم؛ يك جرگه اى  واقعاً دموكراتيك بود، ملى بود؛ و تمام اقشار، خصوصاً زنان، بيش از سى فيصد اشتراك كرده بودن؛ از ولايات مختلف منتها يك عيبى داشت كه اينمى چار كلاه ها، تيكه داران قومى، انحصار طلبان، كس هاىی كه ماره گاهى در مسكو مي فروشن، گاهى در اى كشور، گاهى در او كشور!!

سوال: استاد جلال احزاب سياسى، و جريان هاى سياسى، ميگن كه وقتى جرگه اعتبار و وزن پيدا مي كرد كه در آن اشخاص مهم، يا احزاب، شرکت مي داشتند؟

جواب: ببينين مهم كيست؟ همين ها مهم اند؟ سردمداران و مافياى  ثروت وقدرت مهم است؟ خو از دست همين ها اين وضع بوجود آمده است! اين وضعه را خو مه و تو بوجود ناورديم! نقشى هم نداريم! اين ها چى فكر مي كنند؟ يعنى پيسه زياد جمع كردند؛ مهم شدن؟؟ تفنگ ده دست شان است، اگر مردم مخالفت كنند، می زنند، می كُشند شان؛ به همى خاطر مهم استن؟؟

تفنگ هاى شانه يك طرف بمانن، در هر ولايتى كه می روند: ولايت پشتون نشين؛ ولايت هزاره نشين؛ ولايت ازبك نشين؛ ولایت تاجك نشين! بياين همراه مه صندوق بمانن؛ اگه از مه رأى بردند، مه دست هاى شانه بوسه می كنم؛ و اين ها ره آدم هاى مهم اعلان می كنم!

آخر پنجاه نفر مسلح پشت سر ازاين ها است؛ پنجاه تا و صد تا و دوصد تای دگه هم ده پشت خانه هاي شان اس؛ بايد که مهم باشن! پول تو ره؛ پول مه ره؛ پول تمام ملت ره در اى هژده سال، بيست سال، خوردند تمام كمك هاى كه به آدرس مردم افغانستان شده، در دوبى خانه جور شده، در بسيار كشور هاى دگه قصر خريدن، در جاهاى بسيار كه شهزاده هاى عرب و شهزاده هاى روم در اونجه زندگى می كنن؛ به همى خاطر اين ها فكر می كنن كه ما مهم شديم!!!

سوال: همى اشخاص باز انتقاد دارن كه چرا ايقه مصرف گزاف شده ؟؟

جواب: ببينين! گوش كنين!! اگر مصرف اضافى هم شده، مه هم كتى از اون ها يكجاى انتقاد ميكنم؛ هفت هزار سرباز و نيروهاى امنيتى و اردو مصروف تأمين امنيت بود؛ چيزى كه در كاغذ اس؛ اى كه چقدر دگر زير زمينى در خانه ها داخل شده بود در بين مردم و در مساجد كه براى امنيت كار مي كردن، شايد هفت هزار ده هزار دگه ان ها بودن، و ٣٢٠٠ نفر هم اعضاى جرگه بود؛ با جمع مهمانان داخلى و خارجى به چار هزار پنج هزار مي رسيد؛ خو اين سفريه از اين ها به ولايات؛ اى سفريه يك تعداد ازاين ها كه به آلمان مي رفت؛ وبه ايتاليا مي رفت؛ يا به كشور هاى اروپايى؛ و يك تعدادش ايران مي رفت؛ به كويته و پشاور و پاكستان مي رفت؛ شما همى ره كلشه سنجش كنيد! حالى مه نمي خواهم كه وكيل مدافع بخش دارالانشاى تدوير لويه جرگه باشم!

سوال: شما كه اشاره كردين كه اين ها ايقه پيسه ها ره خوردن؛ كمك ها ره!

جواب: ببين، مه دگه چيز مي گم! گوش كو! او خورد و بورد، بحث هاى دگه اس؛ محاسبه كنن به مردم افغانستان بتن؛ كه شده يا نشده، مه نمى فهمم؛ مه يك چيزه بری تان ميگم: داكتر عبدالله شخص دوم مملكت است! مه بسيار متاسف هستم كه چرا در لويه جرگه شركت نكرد. در لويه جرگه اشتراك می كرد؛ بعد از رئيس جمهور صحبت می كرد يا اگر رئيس جمهور اول صحبت مي كرد، می گفت بيانيهٔ اختتاميه ره مه ميتم!

سوال: گفته با مه مشوره نشده بود!

جواب: ببينين با همه مشوره شده بود! متأسفانه از مسووليت فرار می كنند!!

جناب كرزى كه رئيس جمهور اسبق افغانستان است و اين برادر ها ره در حلقهٔ خود دارد؛ براى پنج نفر شش نفر طالب تا مسكو می دوه؛ براى ٣٢٠٠ هموطنش، كه بهترين قندهارى ها را مه در همونجه ديدم .ميدانين مه كاكاى جنرال عبدالرازقه ديدم؛ مه يك تعداد هلمندى هاى ره ديدم، كه بسيار شخصيت هاى خوب بودن؛ مه بسيارى شخصيت هاى جهادى و شخصيت هاى  روشنفكر از بدخشان از تخار از ميمنه و شبرغان از هرات و غور از پكتيا و از جلال آباد و از كنر و لغمان ديدم؛ از كابل ديدم؛ از كا پيسا و پروان دیدم؛  يك گپه بريتان می گم، از مزار غير از استاد عطا اشتراك نكرده بود، دگه تمام شخصيت ها بعد از استاد عطا اشتراك كرده بودن؛ از بدخشان غير از صلاح الدين اشتراك نكرده بود، دگه تمام شخصيت هاى جهادى و شوراى ولايتى و وكيل هاى پارلمان بدخشان شرکت كرده بود؛ همى رقم در ميمنه، و در هرات، تنها اسماعيل خان اشتراك نكرده بود، دگه كل مردم هرات نماينده هاى خوده روان كده بودن. مه حضور شان ره ديدم! حضور بسيار مثبت، حضور بسيار آرام، و با روحيهٔ ملى اشتراك كرده بودند! غير از آغاى كرزى كه اشتراك نكرده بود، مه نماينده هاى قندهار ره ديدم؛ غير از آغاى اتمر، مه مردم كنر ره وكيل هايشه ديدم؛ شوراى ولايتى لغمانه ديدم، اشتراك كرده بودن!

ببينين اين ها كه اشتراك نكردن، مه ميگم متاسف هستم! اين ها مى آمدن گپ هاى خوده در جرگه مشورتى ٣٢٠٠ مى گفتن ! هيچ كس نوكر كس نيست! حالى مردم خوشبختانه قدرت قضاوته پيدا كدن! مردم تعليم دارن! مردم فكر و برداشت دارن! حداقل افكارعامه وجود داره! اين ها در برابر افكار عامه خوده قرار دادند! و نشان دادند كه  يعنى اگر صلح هم وقتى ما نباشيم، او صلح بدرد نمي خورد! و اگر در حكومت سازى ما نباشيم، او حكومت سازى هم بدرد نميخورد! در هر رويداد مهم ملى، وطنى،و بين المللى  كه ما چند نفر نباشيم، او قابل قبول نيست؛ او بى نتيجه است!! آیا همى گپ صحيح است !؟؟

رئيس جمهور سابق كرزى می گه جرگه اتفاق ره بوجود مياره ، مه چرا نرفتم بدليل از اى كه ای جرگه بى اتفاقى ره بوجود مياره ! ايتور است كه آدم بسيار گپ ها ره می فامه خو، حالى ده بيرون بودن اتفاق بوجود مي ايه، يا در داخل بودن؟

سر شان تمام اعضاى جرگه صدا كرد؛ هم سر طالبان مسلح؛ هم سر مخالفين سياسى، كه در جرگه اشتراك كنين و در آخر جرگه بپيونديد!! استاد سياف به تكرار گفت كه اميدوار هستم كه برادر هاىی كه به هر دليلى، به هر نزاكتى اشتراك نكردن، در آخرين لحظات پايانى جرگه مشورتى اشتراك كنند! از نظريات شان از پيشنهادات شان ما مستفيد شويم!

متاسفانه اين ها نظر ندارن!! اين ها غير از اين كه به رُخ مردم بكشن اگه ما خواستيم صلح است! اگر ما نخواستيم صلح نيست ! اگر ما خواستيم وحدت ملى است! اگر ما نخواستيم وحدت ملى نيست ! اگر ما خواستيم افغانستان است! اگر ما نخواستيم افغانستان نيست!

آخر از براى خدا! بيست سال تجربه و كار ازاى برادرها نشان داده كه اى ملت در اين وضع چرا قرار گرفته!؟ چرا مردم در اين وضعيت قرار گرفته!؟؟

اين ها چرا خودخواهى می كنن؟؟ چرا جاطلبى می كنن؟؟ چرا همه چيزه براى خود مي خواهند؟؟ چرا دگر نيرو هاى دگرانديش، روشنفكر، ملى گراى وطنپرست ره اين ها سرش خط ميكشن ؟؟؟

حالى پشتون آگاه شده!! دگه دنبال تيكه دار و پشتون متعصب نمي گرده!! حالى تاجك دگه دنبال تيكه دار تاجك و عنصر متعصب نمی ره !! ازبك دگه طرف تيكه دارش نمی ره !! هزاره ها ره ديدم!! بهترين هزاره ها اشتراك كرده بودن!! و سهم بسيار فعال داشتن ، مه آغاى اكبرى ره ديدم مه خانم سهرابى ره ديدم و خصوصاً يك نسل جوان هزاره را ديدم كه با تفكر ملى، با شعار وحدت ملى، با روحيهٔ صلح و همبستگى و هم پذيرى اشتراك كرده بودن!!!

اين ها ره چرا درد آمده ؟ اين ها ره درد آمده كه بالاخره سرانجام كلگى فهميد كه شما اشتراك هم بكنيد خوب! و اگر نكنيد هم كدام اهميت ندارد!!

اين ها بدانند كه هر چه دوحه دوحه كنن!! و هر چه خوده به خليلزاد بپيوندند!! بهتر است از مردم افغانستان معذرت بخواهند! خوده با مردم افغانستان بپيوندانن!!! اين ها خطا هاى نابخشودنى كردن!!! حق تو ره خوردن!! حق مه ره خوردن!! تو ره آزار دادن!! مه ره آزار دادن!! مردم افغانستانه آزار دادن!!!

مردم سخت از اين ها ناراض هستن!!! و مردم از اين ها فاصله گرفتن!!! اين ها در لباس قومى خوده نپوشانن!! به حد كافى پشتونش به پشتون؛ تاجكش به تاجك؛ ازبكش به ازبك؛ هزاره اش به هزاره؛ خيانت كردن!! به افغانستان خيانت كردن!!!

اين ها تمام ائتلاف هاى كه تشكيل مي دهند، به اشارهٔ خارجى هاست!! و به اساس پول و پيسه دهى است!!! دارايى هاى از اين ها بايد محاسبه شود!!! سرمايه های شان باید محاسبه شود!!! و اين ها بايد به پنجه قانون سپرده شوند!!!

راه حل چيست؟؟

ببين، جناب مشاور صايب گفت كه گپ هاى تكرارى بود! طبيعى است كه اونجه كميته ها گپ زدن، بسيار كميته ها گفتن كه اوربند شوه، بسيار كميته ها گفتند آن عده كه مرتكب جرم و جنايت نشدن، زندانيان طالب، بايد آزاد شود. تكرار می شوه!

يا اين كه مثلاً بسيار كميته ها گفتن كه به هر شكلى كه مي شه دولت بايد ارادهٔ قوى براى صلح داشته باشد؛ تكرار شد ! سر بيطرفى افغانستان تأكيد شد؛ حتى بيطرفى افغانستانه گفتن كه شوراى امنيت سازمان ملل متحد به رسميت بشناسد! تا زمانى كه افغانستان بيطرف نشود، و شوراى امنيت بيطرفى اشه تائيد نكنه، صلح در افغانستان نيايه، امنيت تأمين نشوه، تا آن زمان نيروهاى ناتو و امريكا در چنين وضع بحرانى و بى ثبات نبايد افغانستانه ترك بگوين!! اگه ترك بگوين، يك فاجعهٔ بزرگ در اين وطن بوقوع مي پيونده!! اگر ترك كند، امريكا مسوولش است!! و اگر دولت در اين مورد بى كفايتى كند، دولت مسوولش است!!!

خوب خوانندهٔ گرامی! متن کامل این گفت و شنود با داکتر فیض الله جلال را بدون تصرف و مداخله نشر کردیم؛ زبان گفتاری داکتر جلال حفظ شده است؛

اینک شما به دقت بخوانید!

این مصاحبه آیینهٔ تمام نمای وضع در داخل کشور است!

این مصاحبه نشان می دهد که مردم افغانستان بیدار شده اند؛ و  با ارادهٔ خود وارد میدان شده اند!

این مصاحبه نشان می دهد که حس و آگاهی ملی و وطنی و هموطنی در افغانستان بوجود آمده و قوت گرفته است!

این مصاحبه نشان می دهد که مردم فریبگران را می شناسند! مردم راه خود را از راه فریبگران جدا می کنند!

این مصاحبه نشان می دهد که دوران نوزایی افغانستان فرا رسیده است؛ و این نوزایی نه از طریق دیکتات خارجی، بل به اراده و به خواست مردم تحقق می یابد!

این مصاحبه نشان می دهد که رسانه های داخلی و خارجی قصداً و عمداً توجه را از مسایل عمده در افغانستان منحرف می سازند؛ رسانه های داخلی و خارجی مردم را نادیده می گذارند؛ رسانه های داخلی و خارجی تلاش دارند که بهر قیمت نقشه هایی تطبیق شوند، که در خارج از افغانستان طرحریزی شده اند!!


۱۲.۰۵.۲۰۱۹

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

……..رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx