پروانه آزادی

آوریل 19, 2019 | ادبیات معاصر تاجکستان

اسفندیارنظر


غزل معاصرتاجیکستان

 

پروانه آزادی

خورشید همانا گل لبخند تو باشد،
آرامش من از دل خرسند تو باشد.

 پروانه آزادی دل را مکن امضا،
بگذار اسیر تو و در بند تو باشد.

 سیبی که از آن آدم و حوّا گنه آموخت،
یک نَوده ز گلخانه و پیوند تو باشد.

 من حرف سمرقند و بخارا چه بگویم؟
وقتی همه این قصّه لب قند تو باشد.

 با هر غزلی می‌زندم عشق تو آتش،
در خطّ اوستای دل این زند تو باشد.

از ولایت سغد

مقیم آلمان

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و هم...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx