سگ ها،آدم هاوآهنگ ها

فوریه 25, 2019 | نقد و نگارش

همایون مروت

سخن از البومی است که نامش نه دختر افغان است و نه صفت چشم و ابروی او.
چندی پیش آهنگی به نام (جنازه‌ی سگ) در شبکه‌های اجتماعی به نشر رسید. این آهنگ یکی از جدیدترین آفرینش‌های هنری فرید رستگار محسوب می‌شود. رستگار آفرینشگری است که پیوسته در جستجوی خم‌وپیچ‌های ناپیموده‌ي پس‌کوچه‌های موسیقی مدرن است، او بازهم با ارایه آلبوم سگ‌ها و آدم‌ها دست به تازه‌آزمایی‌ زده است.

طوری که می‌دانید، مدتی است که رستگاران جدا از قافله‌ی موسیقی‌های عامه‌پسند و پرمخاطب در پی محتوا اند. هرچند اگر دقیق‌تر بنگریم از همان روزگاران قدیم مشخص بود، که آفریده‌های صبوری و اجرای (گل سرخ) چه از لحاظ ترانه یا تصنیف و چه از لحاظ کمپوزیشن‌ها و اجرای موسیقی متفاوت بودند. پس از گل سرخ نیز رستگاران توجه زیادی به آفریده‌هایی داشتند که دل را به شور می‌آورد نه تن را.
هرچند در فهرست کارنامه های شان آهنگ های عامه پسند هم وجود دارد، اما به مقایسه‌ی آهنگ های با محتوا تعداد شان کمتر بوده.

ناگفته نماند که من به هیچ عنوان مخالف آهنگ‌های رقص‌برانگیز نیستم و فکر می‌کنم که ما به انواع موسیقی‌ها و انواع آهنگ‌ها نیازمندیم. اما تصورم این است که برخلاف کشورهای دیگر، در موسیقی ما کمتر به مسایل اجتماعی پرداخته می‌شود. زوج رستگار با کارهای مشترکی که با شاعرانی چون سمیع حامد، سیدرضا محمدی، نقیب آروین، کاوه جبران و سهراب سیرت داشته اند، توانسته اند بیشتر به درونمایه های های اجتماعی بپردازند. اما اشعار کاوه جبران که پر از هنجارشکنی و نوگرایی است، نه تنها واژه هایش مدرن اند بلکه سوژه هایش نیز مدرن اند، فرید رستگار را یک گام فراتر می‌خواند.

با کمال تأسف فرهنگ نقد، بحث و ابرازنظر صادقانه دیگر در جامعۀ ما جایی ندارد. همین عدم نقد و نقدپذیری سبب شده تا همه‌ی بخش‌های هنری ما به قهقرا برود. اما من در این جا سعی می‌کنم نظرم را بیان کنم؛ به همین دلیل آهنگ جنازه‌ی سگ را برای نقد و بررسی انتخاب کرده ام.

اول: هر چند که جناب دوستی فرموده بودند که خوبان موسیقی ما این سبک را در گذشته ها آزموده اند اما چنین نبوده. از سبک های غربی تنها سبک های پاپ و استراد توسط پیش کسوتانی چون احد ظاهر، ظاهر هویدا و…، گروپ هایی چون چهار برادر یا بیتل ها، ستاره‌ ها و شاین استفاده شده، اما سبک هایی چون جاز و بلوز تا هنوز هم در موسیقی افغانستان استفاده نشده. راک آن هم نه راک اصلی یا راک سقیل، بلکه سافت راک برای اولین بار در سال‌های هشتاد توسط گروپ گل سرخ در آهنگ‌هایی مانند (کاشکی) و (گفتی که می‌بوسم تو را) استفاده شد. بعد از سال دو هزار همین سافت راک و شمعه هایی از بلوز تو سط گروپ مورچه ها در افغانستان استفاده شد. در سال‌های دو هزار و هفت یا هشت آهنگ سلام علیک توسط فرهاد دریا با راک نواز های آلمانی اجرا شد و در همین سال ها گروپ کابل دریمز به حیث اولین گروپ راک افغانستان عرض اندام کرد و خوب عرض اندام کرد. اما همان طوری که عرض کردم هیچ آفرینشی در افغانستان نداریم که به سبک جاز اجرا شده باشد و بدون شک همین آفریده ی آقای رستگار اولین گام در این ساحه است. گفتنی است که مسعود حسن‌زاده و رفیع بهروزیان دست به آزمودن این سبک زدند، اما کارهای ایشان تاکنون رسمن به نشر نرسیده است.

دوم: شعر این آهنگ، امشب کنار لاش خودت ساعتی بمان، به حدی غیر ریالیستیک اما نمادین است که ماندن کنار لاش خود کاملن انتزاعی یا آبسرکت (آبسره) می‌شود که همین فضای غیر ریالیستیک درونمایه (محتوا) ایجاب یک برنمایه  (فورم) غیر معمولی، میلودی های غیر معمول و آلات غیر معمول موسیقی را می کند. من نمی‌توانم این شعر را در قالب جدی ترین سبک موسیقی شرقی که غزل است تصور کنم چه بسا در فضا های مثل قرصک و یا قطغنی و یا… همین نیازمندی به فورم غیر معمول آفرینشگر را وادار به گزینش سبک جاز کرده که انتخاب سبک جاز نه تنها سبک غیر معمول بلکه با اطمینان و بدون تردید یک نو آوری یعنی که آزمودن یک سبک نو در موسیقی افغانستان هم است.

سوم: یکی از ویژه‌گی‌های این آفرینش هنجار شکنی است، پدیده ی که جامعه سنت زده ی ما سخت نیازمند آن است. در این اثر چه در زیربنای اثر که شعرش است و چه درساختار آهنگ، تنظیم موسیقی و اجرای آهنگ همین اصل یعنی هنجار شکنی ادامه می یابد. اولین تصویری که کاوه جبران در اولین بیت شعر ایجاد می کند، تصویر آدمی ست که بالای جنازه خود نشسته است و کسی او را مخاطب قرار می‌دهد و بعد با لحنی که آواز خوان آهنگ را اجرا می‌کند این تصویر ژرفتر می شود. این تصور ایجاد می‌شود که این صدای خود همان کسیست که بالای جنازه ی خود نشسته، خود را مخاطب قرار می‌دهد و شخصیت بی‌ارزش خود و زنده‌گی بی مفهوم خود را مورد بازنگری و انتقاد قرار می دهد. به نظر من تنها همین قدر هم کفایت میکند که این آفریده را به حیث یک آفریده ی با محتوا و دگرگونه ارج بگذاریم.

چهارم: در مورد ساختار آهنگ: آهنگ ساز در هشت تکت اول که همان انترو است، به شنونده هوشدار می‌دهد که شما با یک آفرینش متفاوت مواجه استید که به زودی همان جمله‌ی یادشده (امشب کنار لاش خودت ساعتی بمان) با لحن غیر معمول و یا غیر عادی فرید رستگار مهر تاییدیست بر فضا و درونمایه ی متفاوت این آفریده. همین دگر نگری در تنظیم موسیقی نیز دادمه می یابد. باوجودیکه سبک یک سبک غربی یعنی جاز است و ساختار و اسکیل مشخص خود را دارد، اما با آن هم آفرینشگر کوشش کرده که اکورد ها را برخلاف ثقلت معمولی که در جاز استفاده می شود، نرمتر بسازد و میلودی ها را با حفظ فضای جاز افغانی تر و یا شرقی تر بسازد. ترکیب آلات مختلف موسیقی و میلودی های مختلف در زمان واحد لایه‌های مختلفی را ایجاد می‌کند که مانند جدال درونی و یا بحثی میشود در مورد همان بحث مرکزی یا زنده‌گی. به گونه دیگر شنونده را به ژرفنگری دعوت می کند. کانتراباس که بیشتر مسولیتش تقویه ی ریتم است، در این اثر گهگاهی پا از محدوده ی ریتم فراتر می‌کشد و در ایجاد میلودی سهم میگیرد که فضا را جالب‌تر ساخته. صدا ها یا کورس هایی که در بک گروند یا پس زمینه استفاده شده، که جز معمول روش جاز است، به فضای اصلی یعنی لاش گنده و جنازه تحکیم بخشیده است حتا به حدی که گاهی زجه لاش گنده و گاهی هم زوزه ی سگهای کوچه را تداعی می‌کند.

پنجم، دو انتفاد: اشپلاق و میلودی ای که با اشپلاق اجرا می‌شود فضای جدی بحث و جدل درونی را بر هم می‌زند و به گونه ی رومانتیک می سازد که این فضای رومانتیک هیچ چسبی به فضای جدی این آهنگ ندارد. نقطه ی دوم اینکه آقای رستگار در تلفظ شماری از واژه ها دقت لازم را به خرج نداده. مثلن در یکی دو جا (ع) و (الف) را (ح) تلفظ می‌کند (زمانی که بار دوم ساعتی را ساحتی می‌گوید و همچنین در کلمه ی روح (و) را تقریبن (الف) تلفظ می‌کند راح می گوید). جای بسا شادیست که وجیهه و فرید رستگار از دیرزمانی به محتوا می‌اندیشند و در بیشترین کار های شان به فراتر از حد معمول به ارزش‌های معنوی می پردازند که بدون شک این کار شان قابل ستایش است. تکرار می‌کنم ادعا ندارم که دیدگاه های من کاملن درست است اما همین نظر صمیمانه ام است. ممکن دیدگاه من دقیق نباشد و یا حرف هایی ناگفته مانده باشد که در آن صورت از بزرگواران بخش موسقی و به ویژه از خود آفرینشگران عزیز خواهش می کنم که در بحث شرکت کنند و گوشه هایی تاریک را روشن بسازند.

زیبای زیر خاک خفته*

زیبای زیر خاک خفته*

رهنورد زریاب، یک نام نیست، که با رفتنش، از یاد ها برود. او به قول عتیق رحیمی "هم رهنورد بود و هم...

سخن مدیر مسوول

سخن مدیر مسوول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

سخن مدیر مسئول

سخن مدیر مسئول

کلوب فرهنگی هنری فردا در سویدن جشنواره ادبی (اکرم عثمان)،  ویژه داستان کوتاه دوم ماه می سال 2021...

0 Comments

xnxx

افلام سكس

xxnx

xnxx

سكس

xnxx