نظام فدرالی در اوظاع
کنونی قبل از وقت،
و تحقق آن توطئه برای تجزيه کشور است!
( کانديدای اکاميسين سيستانی )
در شماره 45 مجله درد دل افغان، زير عنوان« پلان تقسيم افغانستان
به هفت ايالت» و در شماره 90 مجله آئينه افغانستان زير عنوان «غوغای فدرالی ساختن
افغانستان» مضامينی توجهم را جلب کرد که بلا درنگ هر دوی آنرا به خوانش گرفتم و از
دسايس پشت پرده گروه تجزيه طلب و خود خواه با فريب دادن برخی از مقامات امريکايی
شگفت زده شدم.
ازفعاليت های تجزيه طلبانه برخی عناصر مشکوک ووابسته به گروه ستم
ملی قبلا در نشرات برون مرزی افغانها چيزهائی شنيده و خوانده بودم و اينرا نيز
شنيده بودم که پس از سقوط دولت نجيب الله و روی کار امدن دولت ربانی با وجود رجوع
مکرر به مقامات امريکايی جواب رد شنينده بودند و به آنها گفته شده بود که امريکا از
تماميت ارضی افغانستان حمايت می کند.
پس از تجاوز شوروی بر افغانستان و بعد از آنکه جنبش مقاومت برضد
تجاوز شوروی به اوج خود رسيد، زمزمه های تقسيم افغانستالن به دو بخش ( افغانستان
شمالی و افغانستان جنوبی) از طرف برخی از حلقات حزب دموکراتيک خلق که بقای خود را
در کابل در خطر می ديدند در نيمه دهه هشتاد نيز شنيده می شد و برای اين منظور بخشی
از اپارات دستگاه صدارت به شهر مزارشريف انتقال گرديد و يکی از معاونان صدارت بنام
نجيب الله مسير غرض تنظيم و سازمان دهی يک چنين منظوری به بلخ گسيل شد، اما تغيير
رهبری در اتحادشوروی که تغيير رهبری در افغانستان را نيز بدنبال داشت و دوکتور نجيب
الله را روی کار آورد، مانع تحقق چنين طرز ديد و برآوردی گرديد.
پس از سقوط دوکتور نجيب الله و تبارز جنرال دوستم در راس جنبش ملی
اسلامی شمال، يک بار ديگر اين انديشه تقويت يافت و نسيم اين انديشه با افراشتن
شعاری در دروازه جنوبی تونل سالنگ که: به خراسان خوش آمديد ! وزيدن گرفت. برخی روز
نامه های خارجی حتی در آستراليا نوشتند که جنرال دوستم در صدد اعلان استقلال خود
است، ولی با مخالفت امريکا روبرو شده است. عين اين نيت از جانب گلبدين حکمتيار و
سپس در سال 1993 از جانب برهان الدين ربانی نيز مطرح شده بود که روز نامه های روسی
آنرا با آب و تاب بازتاب دادند و ربانی مجبور شد از اظهار چنين نظری انکار کند. بی
نظير بوتو صدراعظم پاکستان نيز باری در فکر تجزيه افغانستان افتاد و راه حل معضله
اين کشور را با تقسيم آن ميان پاکستان و ازبکستان وايران مطرح نمود مگر با مخالفت
امريکا مواجه شد.
پس از سقوط طالبان به قوت امريکا، وبه سرقدرت آمدن ائتلاف شمال،
اينک بار ديگر دشمنان وحدت ملی و تماميت ارضی افغانستان می خواهند نيات خود را به
بهانه پياده کردن نظام فدرالی در کشور تحقق بخشند. کشوريکه با گذشت 16 ماه پس از
سقوط طالبان و حضور امريکا ونيروهای ايساف تا هنوز فاقد امنيت و يک دولت مقتدر
مرکزيست و در هر گوشهء آن جنگساران محلی چون سلطان مطلق العنان حکومت می کنند و با
مليشه های تحت فرمان خويش مانع تحقق امنيت برای بازسازی کشور و حتی خطر برای جان و
مال مردم و موسسات کمک رسانی بين المللی می گردند، ادعای نظام فدرالی، به معنی فرار
از مرکز و ايجاد حکومت های ملوک الطوايفی در تحت سلطه همان جنگسالارن مسلط بر
سرنوشت مردم محل است.
برای خواندن مکمل اين مطلب، به شکل
PDF، لطفاً روی اين
نوشته کليک کنيد.