حاشيه يی بر «فاجعه کساد بازار عقل»
 

( کانديدای اکاميسين سيستانی )

« بازار کساد عقل» عنوان مقاله ايست که از نويسنده توانمند کشور رهنورد زرياب که در شمارهء چهل و يکم نشريهء آزادی، بچاپ رسيده  و از نظر من واقعاً بسيار دلپذير و سودمند است. در بخشی از اين مقاله می خوانيم که: «... امروز، اساساً و در مجموع در زندگی باختر زمين ـ از روابط ميان افراد گرفته تا مناسبات ميان کشور ها ـ همه چيز بر مدار عقل و کارکرد های علمی می چرخد. در چنين شيوهء زندگی، برای تنگ نظری ها، کژ انديشی ها و کژروی ها جايی نيست. به طور مثال، امروز در مغرب زمين کمتر کسی را سراغ می توان کرد که بر باورها و پندار های خودش به گونهء تعصب آميز پافشاری کند، و باور ها و پندار های ديگران را، با همين شدت و تعصب، به تازيانهء رد و انکار ببندد. و اگر هم چنين کـُنشی از کسی ديده شود، روحيهء مسلط بر جامعه، چنين کـُنشی را بيمارگونه و بدساخت ارزيابی می کند.

اين روحيه امروز يکی از ارکان اصلی ساختمان فرهنگ باختر زمين شده است، از آن روز پديدار گشت و پايه گرفت که، يکی از روشنفکران اروپا نوشت: "من حاضرم زنده گيم را بدهم، به شرط آن که مخالفم بتواند سخن خودش را بگويد!" زرياب ادامه می دهد: در واقع اصل شکيبائی و تحمل که اين همه از آن سخن گفته می شود، در همين واژه های روشن بينانه و فرزانه وار، خلاصه شده است.

منظورم را که فشرده تر سازم، می توانم گفت که امروز عقل و روش های استوار بر خودگرائی در کشور های صنعتی پيشرفته، بازار گرم و پر رونقی دارند و اين بازار در اين کشور ها، مثل سرزمين ما، سرد و بی رونق نيست. و بر پايهء همين روش های عقلانيست که زنده گی در جوامع صنعتی پيشرفته، علی رغم تمام پيچيده گی هايش آرام و بی حادثه به جلو می رود و از نظم و آرامش شگفت انگيزی برخوردار است.

مسئلهء عقايد و ديدگاه ها، امروز از مسايل بسيار عمده و کليدی در عرصه تفکر و انديشه است و فرهنگ غربی توانسته ژرفا و پهنای مسئلهء ديدگاه ها را دريابد و به اسرار آن پی ببرد. از همين رو، دگرگونی و اختلاف عقايد و ديدگاه ها، امروز ديگر در جوامع غربی، ستيزه به بار نمی آورد و فاجعه نمی سازد. در فرهنگ ما، اگر چه پرداخت به مسئلهء ديدگاه ها و بررسی و شناخت سرچشمه و خاستگاه نظريه ها و کوته بينی ها، سده ها پيش از امروز مطرح بوده است، اما سوگمندانه ديده می شود که مردم ما به يافته های پرارزش و سودمند فرزانه گان در اين زمينه ها، ارجی نگذاشته اند و هنوز هم نمی گذارند.» (آزادی، شماره 41، ص 10)

 

برای خواندن مکمل اين مطلب، به شکل PDF، لطفاً روی اين نوشته کليک کنيد.


صفحهء گذشته