|
هارون
راعون
دو چــنار
دو چنار کنار هم من و تو
تا ابد انتظار هم من و تو
میرسانيم گاهی شاخه و برگ
فصل بوس و کنار هم من و تو
تاب ديدار برگريزان نيست
در خزان سوگوار هم من و تو
جوی عشق کنار مزرعه را
کرده ايم آبخوار هم من و تو
نغمه باد و رقص برگ خوشست
محو فصل بهار هم من و تو
زينت سينه زمين استيم
شهوت شاخسار هم من و تو
گرچه از وصل نيست مژده، ولی
باز اميدوار هم من و تو
زير باران به گريه انديشيم
من و تو بيقرار هم من و تو
ما دو مصراع مطلع عشقيم
غزل آبدار هم من و تو
آه! در لحظه های زخم تبر
چقدر سوگوار هم من و تو
و نميريم چون گذاشته ايم
ريشه ای يادگار هم من و تو
«»«»«»«»«»«»
ادبی ـ هنری
صفحهء
اول
|