|
|
اختر، شوکت موسیقی امروز ما حامد علی پور آیا گاهی شده است که یک کتاب را تازه تمام کرده اید، یا یک فلم را دو شب قبل تماشا کرده اید، یک شعر را دیشب خوانده اید، یا یک آهنگ را یک هفته قبل شنیده اید، و هر کدام این آثار چنان با احساس و عاطفهء شما رابطه برقرار کرده است که شما را رهاکردنی نیست؟ در حضر و سفر، شخصیت های این کتاب یا فلم، پاره های ازین شعر، و شعر و میلودی و طرز اجرای این آهنگ با شما است و جز از زندگی روزمرهء شما شده است. همینطور نیست؟ بگذارید داستان آشنایی ام را با هنر اختر شوکت بیان کنم که تجربهء شبیه این تجربهء شما خواهد بود. به گمانم دوسال قبل بود که با نام و هنر اختر شوکت با شنیدن سی دی "بانوی غزلهایم" آشنا شدم. این سی دی، به قول عوام مان، مرا گرفت! رهایم نکرد و با شنیدن "ای قامت بلند تو" و "امشب ای آرام جان" و "بانوی غزلهایم" به لذتی از شنیدن آهنگ رسیدم که سالها بود تجربه نکرده بودم. در آن شب و روز با کمی جستجو دریافتم که این سی دی دوم این گرامی است و سی دی اول او "گریستم" نام داشته است. سی دی سوم او "حلاوت پنهان" نام دارد و حالا که سر نوشتن این معرفی را دارم، سی دی چهارم او تمام شده است و به زودی وعید بیرون دادن او را داده اند. من تا نوشتن این سطور صدها بار (بدون هیچگونه مبالغه) به آهنگهای این سه سی دی ها گوش داده ام و هر بار به رمز و راز فراوانی که در اجرای آهنگها، آواز، موسیقی، راگها، اشعار، و تهیه و ترتیب و ثبت موسیقی او نهفته است پی برده ام. بد نیست بدانیم که در قسمتی از شرح حال اختر شوکت آمده است: متولد کابل است و از لیسه انصاری فارغ شده است. دانش آموخته پولیتخنیک کابل هم است. در کابل زیر نظر استاد رونین چترجی درس موسیقی کلاسیک هند را خوانده است. بعد از مهاجرت به هند، از دانشگاه دهلی دیپلوم موسیقی کلاسیک هند را بدست آورده است ... او نه تنها یک غزل خوان خوب است بلکه یک آهنگساز سابقه دار و استثنایی نیز است..." در مورد اختر شوکت یک مقاله توسط ضیا افضلی به نام (آئینه ای در برابر « بانوی غزل هایم » و گفته هایی در مورد « گریستیم") درست سه سال قبل در جولای 2007 نوشته شده است و تقریباً درهمان شب و روز مصاحبهء با او در بی بی سی نیز صورت گرفته است. این مقاله و گفتگو برای شناخت اختر شوکت تا حدی مفید خواهد بود و من نیز از آن بهره برده ام. من به عنوان یک علاقمند موسیقی (به طور عام آن) و به یک دوستدار موسیقی غزل (به طور مشخص آن) درین نوشته در مورد موسیقی اختر شوکت حرفهایی دارم. ولی قبل از آن دو نکته را میخواهم ذکر کنم: یکی اینکه خواننده گرامی را دعوت میکنم که پس از خواندن این نوشته سری به ویبسایت این هنرمند عزیز بزنند و تمام آهنگهای سه سی دی او را که تا به حال نشر شده است به دقت و چند بار بشنوند و غرض تشویق و پیشبرد این "فن شریف" غزلخوانی و این هنرمند سخت با استعداد این سی دی ها را بدست بیاورند و در خلوت هایشان بارها بشنوند. از سی دی چهارم تنها نمونه ها موجود است که کار نیکویی است و علاقنمدان میتوانند با شنیدن این نمونه های یک دقیقهء یا کمتر از آن تا حدی به کم و کیف آهنگهای آخرین سی دی پر ببرند و مانند من مشتاقانه منتظر بمانند تا این سی دی به بازار آید. آدرس این ویبسایت اینست: www.akhtarshoukat.com. دیگر اینکه من اقرار میکنم که گاه ذوق و سلیقه من هم مثل بسیار از مردمان امروز کمی تنبل است! تنبل به این معنی که، به نظر بنده، ما بیشتر خواستار کارهایی از قبل آشنا استیم، آثاری که به زودترین فرصت ما را به خود جلب کند و از ما طلب دوباره خواندن، نگاه کردن، شنیدن، و احساس کردن نکند. اگر یک برنامه تلویزیونی است ما میخواهیم که در اولین دقایق ما را به خود جلب کند. اگر شعری میخوانیم میخواهیم با اولین بار خواندن، آنرا درک کنیم و "واه واه" بگوییم. ساحهء موسیقی هم استثنا نیست. ما بیشتر میخواهیم به آهنگهایی گوش بدهیم که با ریتم و راگ و تال و لی آن گوش ما انس سالیان داشته باشد. و اگر کسی رفت و کمی از ساحهء ریتم های معمولی و آشنا بیرون رفت، ما غالباً آنرا رها میکنیم و به آن فرصت دوباره شنیدن را نمیدهیم. آهنگهای اختر شوکت طلب چندباره شنیدن و دقت فراوان میکند تا به "کوه و کٌتل" آن پی برد. و میدانیم که هنری که از ما تعمق و حوصله مندی بخواهد از سویی به رشد و پیشبرد ذوق و احساس ما کمک میکند ولی از سویی دیگر علاقمندان آن کم میباشد. رسیدیم به حرفهای بنده در مورد این سی دی ها و آنچه من در آهنگهای اختر شوکت جوهری ممتفاوت از هر خواننده دیگر امروزی افغانستان می یابم با اضافهء این نکته که آدم هر قدر در مورد موسیقی حرف بزند هیچگاه جای تجربه موسیقی را نمیگیرد و همان بهتر که خوانندگان این سطور به این آواز و استعداد استثنایی گوش بدهند: اول، شعرهای آهنگها: همانطوریکه خوانندگان این سطور که علاقنمد موسیقی اند میدانند که شعر در بهترساختن یک آهنگ سهم فراوانی دارد. اشعار آهنگهای اختر شوکت برعلاوه شاعرانی که دیگر غزلخوانان از آنها بهره برده اند مثل حافظ و مولانا، با دقت فراوان از لابلای اشعار قهار عاصی، علی احمدشاه عباب، نوح خراسانی، نوذر الیاس، شفیعی کدکنی، حامد نوید، و چند شاعر دیگر انتخاب شده است. میگویم با دقت فراوان به خاطریکه اگر فضا و هوای آهنگها را مدنظر بگیرید میبینید که با شعر هماهنگی زیبایی دارد. توجه کنید به آهنگ "همه ترک یار گفته" که شعر آن از عاصی است. این آهنگ درد مسافرت و هجران را از زبان کسی که خود در وطن مانده است بیان میکند و کمپوز آهنگ عین حالت را به ما تلقی میکند. "خاموشی این صحرا یاد از جرسی دارد" و "من آن درخت عاشقم که ساحلیست جای من" هر دو باز هم از اشعار عاصی عزیز اند. در آهنگ "خاموشی" مصراع اول بیش از پنج بار تکرار میشود و بعد مصراع دوم خوانده میشود. این کار که به نحوی آماده ساختن گوش شنونده برای شنیدن مصراع بعدی است بسیار موثر است زیرا از سویی اختر شوکت با چند بار خواندن و متفاوت خواندن و آلاب کردن به شنونده کیفیت و کمیت آواز و اجرای آهنگ را نقل میدهد و از سوی دیگر او را به مصراع دوم این آهنگ متوجه میسازد که به زیبایی تمام میگوید "تنهایی اش آهنگی از همنفسی دارد". من شنونده، هربار خود را درین صحرای عاصی می بابم، من و خاموشی و تنهایی این صحرا و بانگ جرسی که از دور به گوش میرسد. باز هم به طور مثال، بشنوید آهنگ "درین سرما". این آهنگ برای من احساس "نیاز" و "نیایش" را میدهد، آنچه که حافظ تفاوت میان عاشق و معشوقه خوانده بود و گفته بود: میان عاشق و معشوقه فرق بسیار است/چو یار ناز نماید شما نیاز کنید. به انتره دوم آهنگ "شگوفه" توجه کنید که میگوید: خدا به دشمنت ای آشنا نشان ندهد/هر آنچه بر سر من بیتو باربار گذشت، و اجرای اختر شوکت را بشنوید که چگونه این احساس شاعر را درین قسمت آهنگ خود جا داده است. ناگفته نماند که در آهنگهای شوکت چند شعر هم انتخاب شده است که قبلاً خوانندگان دیگر کشور ما آنرا در کمپوزهای متفاوتی خوانده اند، مثل "اگر شراب دهد پیر میفروش مرا" که نجیم آنرا در قالب آهنگ هندی خوانده بود و "برایم گریه کن امشب" که عزیز رفته احمدظاهر آنرا خوانده بود. میدانیم که قانون و قاعدهء مشخصی وجود ندارد که بگوید، "یک خواننده نباید شعری را که قبلاً در قابل آهنگ آمده است بخواند". ولی، من فکر میکنم که شعری که قبلاً خوانده شده است شنونده را خواه مخواه به یاد آن آهنگ میاندازد و بهتر خواهد بود که برای آهنگ جدید شعر جدید انتخاب شود. من سخت منتظر سی دی چهارم استم زیرا شعر "مرا گویی کرایی، من چه دانم" مولانا در قابل آهنگ آمده است که از اشعار مورد علاقهء من بوده است و تا جایی که از شنیدن نمونه یک دقیقهء این آهنگ درک کرده ام آهنگ در اوج است. چند شعر از شفیعی کدکنی هم به شکل ابتکارانه درین سی دی استفاده شده است. دوم، کمپوز آهنگها: اختر شوکت در چهار سی دی خود فقط دو آهنگ کاپی خوانده است. یکی آهنگ مهدی حسن که در پوش سی دی آنرا "آهنگ اردو" نامیده اند و و دیگر آهنگ "دا توری سترگی" که آنرا "آهنگ پشتو" نامیده اند. (بهتر میبود که نام خواننده یا آهنگساز هر دو آهنگ را پیدا میکردند و در پوش سی دی ذکر میکردند.). از خوانندهء این سطور دعوت میشود که برای تفنن هم که شده آهنگ اصلی مهدی حسن و نقل آنرا توسط اختر شوکت پی هم بشنوند. من سر مقایسه بین مهدی حسن و اختر شوکت را ندارم و تفاوت میان هردو را نیک میدانم. ولی شنیدن هر دو آهنگ ما را در شناخت هنر آوازخوانی شوکت کمک خواهد کرد. همین یک حرف درین مورد بس. ذکر این مطلب که فقط دو آهنگ از میان بیشتر از سی آهنگ که در چهار سی دی او شامل است کاپی است اهمیت دارد زیرا شنونده دقیق موسیقی امروز ما میداند که ما متاسفانه آوازخوان تنبل و کم کار زیاد داریم که دنبال آهنگهای هندی (و گاه محلی و گاه هم ترکی و حتی هسپانوی) خوب و گوش نواز میگردند تا آنرا به قول خود شان به فارسی بخوانند. این کار بسیار زیاد شده است و میشود و قسمت بیشتر آن نقلهای بدی استند که پرداختن به این مسله از حوصله این مقاله بدور است. به استثنای این دو آهنگ،بقیهء آهنگها از خود اختر شوکت است. مشکل است شیوه آهنگسازی او را در یک قالب خلاصه کرد. شاید تندترین (از گونه ریتم) آهنگ او "آرزو" باشد و آهسته ترین آهنگ او "امشب نوای خسته". بقیه آهنگها با میلودی ها متفاوت و در میان این دو آهنگ تند و آهسته خوانده شده اند. یک چیز را که در مورد کمپوز های او با جرئت میتوان گفت که او هر چند بیشترینه از دو تال "دادره"، " و "کهروا" و تا حدی از "روپک" استفاده کرده است ولی از گونهء سنتی این تالها که گوش بیشتر شنوندگان موسیقی افغانستان با آن آشنا است، تا حد زیاد پرهیز کرده است. او این تالها را به گونهء ابتکاری و جدید و خلاقانه استفاده کرده است و این به آهنگهای او خاصیت متفاوت از آنچه ما با این آشنا استیم داده است. همانطوریکه میدانیم راگ "بهروی" در میان غزل خوانان ما مانوس ترین راگ بوده است. در آهنگهای اختر تاثیر این راگ دیده نمیشود و به گفتهء خودش در مصاحبه بی بی سی از راگ ایمن در چندین آهنگ استفاده کرده است. اختر شوکت همانطوریکه میدانیم دانش آموخته موسیقی کلاسیک است. او در ساختن و اجرای آهنگ وسواس و دقت فراوان به خرج میدهد و میخواهد در ضمن پیشکش کردن هنرش در پیشبرد این هنر کمکی کرده باشد. بنابرین او در آهنگهایش نمونه های این آموخته هایش را به ما نشان میدهد. به طور مثال، آهنگ "ای قامت بلند تو" که از اشعار عباب است تاثیر این درسهای دانشگاهی و اکادیمیک اختر شوکت را به خوبی نشان میدهد. این آهنگ که با هارمونیه و طبله اجرا شده است، فراز و نشیب فراوان دارد و با آلابی که او میکند نشان میدهد که گلوی او قدرت خواندن در "سپتک" های متفاوت را دارد. در مورد کمپوزهای او همین هم شاید گفتنی باشد که خواندن دوبارهء آن برای دیگران بسیار مشکل است. من در یکی دوجای دیده ام که یکی از خوانندگان ما آهنگ "بانوی غزلهایم" را خواسته است بخواند ولی برایش بسیار مشکل تمام شده است! من از کسانی که اهل نواختن موسیقی و آوازخوانی اند (حتی اگر به شکل شوقی آن باشد) دعوت میکنم که بکوشند بعضی از آهنگهای او روی هارمونیه و کیبورد بنوازند و زمزمه کنند تا بدانند که چه میگویم. سوم، موسیقی و ترتیب موزیک: بازهم، قبل ازینکه در مورد متن موزیک و ترتیب موزیک اختر شوکت حرفی بزنیم، نیاز به یک مقدمه مختصر در مورد شیوه متن موسیقی در آهنگهای افغانی داریم. همانطوریکه شنوندگان دقیق موسیقی ما میداند موزیک آهنگهای ما در مجموع متشکل از سه قسمت است: 1. شروع آهنگ یا با یک آلاب کردن یا "شاه فرد" خواندن شروع میشود یا با نواختن یکی از آله های موسیقی. 2 مطلع آهنگ، 3 نغمه شروع میشود، گاه عین میلودی آهنگ نواخته میشود ولی غالباً یک پارچهء که تا حدی با میلودی آهنگ سازگاری داشته باشد با استفاده از دو و گاه سه آلهء موسیقی نواخته میشود. 4 انتره آهنگ خوانده میشود. درین قسمت، در بیشتر آهنگها میلودی آهنگ کمی به سمت پایین میرود و مصراع دوم شعر عین میلودی شروع آهنگ را دارد. 5 خواننده بر میگردد به شروع آهنگش و آنرا به همان طور که اول اجرا کرده است، اجرا میکند. 6 نغمه دوباره به همان صورت تکرار میشود و قدم های 3 و 4 تکرار میشود. خوانندگان این سطور میتوانند هر یکی ازین آهنگها را بشنوند تا همه یک فهم ازین حرفها داشته باشیم. البته این آهنگها درین نوشته فقط برای مثال آوردن ذکر شده است و قضاوت و مقایسهء در کار نیست. http://www.youtube.com/watch?v=_8dX90JOxOg&feature=related http://www.youtube.com/watch?v=9Oh0xNxWWIg&feature=related http://www.youtube.com/watch?v=xR5lDDxpHvM من معتقد استم که بیشتر خوانندگان ما کمترین فرصت و دقت را در قسمت موسیقی و به ویژه میلودی آهنگهای خود مصرف كرده اند و میکنند. ما خوب میدانیم که هنر آوازخوانی در کشور ما به مراتب بیشتر نام و نان داشته است تا هنر نوازندگی. (داستان احمدظاهر فقید و کمکهای مالی او به استاد ننگیالی و دیگر نوازندگان را حتماً شنیده و خوانده اید.) در گذشته های نه چندان دور ما در کشور خود برای هر آله مروج از قبیل تبله، گیتار، جازبند، ستار، وغیره، چند موسیقی نواز مشهور داشتیم و بیشتر کسانی که پایشان به رادیوکابل میرسید یا توان بیرون کشیدن کست را داشتند ازین اشخاص طلب کمک میشدند. بسیار کم بود که کسی در قسمت اینکه کی چه بنوازد و چگونه بنوازد و در کدام قسمتی از آهنگ، دقت فراوان به خرج داده باشد (به اثتنای چند آهنگ از چند هنرمند). امروزه هم وضع موسیقی ما طوری است که ما خوانندگان ما به خاطر مسایل اقتصادی یا سهولت سفر به شهر ها و کشور های مختلف "مینمالیست" شده اند. منظور اینست که بیشتر از کیبورد های استفاده میشود که در آنها تال های برنامه ریزی شده است و خواننده را "بی نیاز" از تبله و ریتم ضرب میکند. این کیبورد ها قادرند صدای آله های موسیقی از قبیل ستار و گیتار را هم در خود داشته باشند بنابرین باز به نظر خوانندگان ما احتیاجی به این آله ها نمیماند. خلاصه اینکه در آهنگهای که امروزه بیشتر میشنویم تاکید فراوان روی آهنگ و آواز است و به موسیقی و متن موسیقی توجه کمتر میشود. موسیقی اختر شوکت درین قسمت هم متفاوت است. در نواختن تبله او را نثار، دیبو چوهدری، و ساچن همراهی کرده است، در نواختن گیتار و رباب فرید محتاط، و در سی دی بانوی غزلهایم محشر او را با نواختن ستار همرایی کرده است. کار فرید محتاط، به ویژه، سخت ارزشمند است و در بهتر ساختن این آهنگها سهم زیاد دارد. اختر شوکت که کیبورد و هارمونیه را خودش مینوازد با بهره گرفتن از همراهان موسیقی خود درین سی دی ها پارچه های موسیقی اعلا و متفاوتی را بیرون داده است که بیشتر آنان میتواند جدا از آهنگ هم به عنوان یک پارچه موسیقی عرض وجود کنند. به طور مثال توجه کنید به آهنگ "امشب نوای خسته" در سی دی بانوی غزلهایم، یا بیشتر آهنگهای گریستم. برای نمونه های از مهارت خود او در قسمت نواختن هارمونیه این آهنگها میتواند کمک کند: به کدام شاخه، و سلطان منی و در "حلاوت پنهان" و آهنگ کاپی مهدی حسن در "بانوی غزلهایم". پایان سخن: اینکه من در فراز این نوشته اختر را شوکت موسیقی مان دانسته ام. یک بازی با کلمات نیست. او به حق شوکت موسیقی امروز ما است. ما در آهنگهای او با محتوای متفاوت و متعالی روبرو استیم و چه حیف است که هنرمندی چنین پر ارزش هنوز تا حدی در هالهء از ناشناسی مانده است. امیدوارم (و معتقدم)که اختر شوکت به تلاشش درین راه ادامه دهد و همچنان به شوکت موسیقی مان اضافه کند. حضور گرامی اش را در صحنهء موسیقی امروز ما بیشتر و بهتر میخواهم. هنوز آهنگهایش در من جاری است ... خاموشی این صحرا بانگ جرسی دارد، ... امشب ای آرام جان ترکم مکن...
«»«»«»«»«»«»
ادبی ـ هنری
|