|
|
آرزو های سه شاعری که تکرار میشود
نوشته و گرد آورنده : فریبا آتش صادق
باری که آهنگ" مرثیه " را از حنجره گیرا و با احساس جوانی بنام شکیب مصدق شنیدم مرا به یاد سرود پردازانی چون سلیمان لایق که شعر " یکی شوید برادران و خواهران " را سروده است، برد . شاعر این یکجا شدن ها را در 1342 هجری شمسی فریاد نموده بود . " بخانه خانه آرشی، دلاوری کمانکشی " از سروده های قهار عاصیست که اگر اشتباه نکنم فرهاد دریا این شعر در سالهای 1366 یا 1367 در قالب آهنگ آورد. فراموش نمیکنم زمانیکه شب آهنگ فرهاد دریا از روزنهً تلویزیون پخش شد، فردای آن دوست و همکار عزیز مان آقای آصف معروف تبصره ً در مورد آهنگهای فرهاد دریا در اخبار هفته نوشت و به مقامات دولتی پیشنهاد نموده بود تا آن آهنگ سرود ملی انتخاب شود. آهنگ دیگری که تا امروز در محافل فرهنگی و حتا محافل عروسی ها ورد زبان نوجوانان و بزرگان است " آهنگ " وطن عشق تو افتخارم، وطن گلخنت لاله زارم " میباشد که محترم ناصر طهوری آنرا برای آواز خوان سابقه دار کشور محترم وهاب مددی تصنیف نمودند و آن آهنگ تا امروز در کشور های برونمرزی افغانستان نزد جامعه افغانی حیثیت سرود ملی را دارد. وهاب مددی هنر مند سر شناس کشور مان در صحبت تیلفونیی آهنگ " مرثیه " را شاهکار هنری نامید. ناصر طهوری نیز " مرثیه " را آهنگ بی بدیل خواند. برای بار اول که " مرثیه " شکیب مصدق را شنیدم سرا پایم را هیجان گرفته بود و اشک از چشمانم سرازیر میشد که چرا باید آرزو های شاعران که از دل و احساس مردم فریاد میکنند همیشه بر آورده نشود. شکیب مصدق آهنگ مرثیه را خیلی زیبا اجرا نموده و در ویدیو کلیپ که آهنگ را در آورده، تصاویر آن قوی و تآثیر گذار بالای بیننده میباشد. یگانه چیزی که موجب آزار شنونده و بیننده آهنگهای شکیب مصدق گردید نوشته خودش بود که به سایت وزین کابل پرس فرستاده بود: "من شکیب مصدق مثل تمام هنرمندان دیگر افغانستان فعالیتم را در عرصه موسیقی با اهنگ های عاشقانه و تفننی آغاز کردم. از آنجایی که بعد از سقوط طالبان همه چیز برای مشهور شدن آماده بود با امضای قرار دادی با تلویزیون طلوع با اولین آهنگم (جوانی) برای مردم قابل قبول شدم و این باعث شد تا به عنوان خواننده پاپ به فعالیت هایم ادامه بدهم. با تمام محرومیت ها و نبود امکانات سال دو آلبوم ارایه میکردم. همه چیز خوب بود بجز وضعیت امنیتی اقتصادی و غیره در کشور که روز به روز رو به وخامت میرفت. این موضوع مرا همیشه به فکر وامیداشت که آیا وضعیت رو به بهبودی میرود؟ آیا این نوع آهنگ نیاز امروزی جامعه ما است؟ بعد از نشر پنجمین آلبوم عاشقانه با مسعود حسن زاده آشنا شدم. او یک شاعر نویسنده و آهنگساز توانایی است در افغانستان و این آشنایی به فعالیت هایم رنگ دیگری داد. سه آلبوم را مسعود برایم کمپوز کرده و با هزینه شخصی خودش تولید و نشر کرد. اگر چه از نگاه کیفیت کار ها یم بهتر از گذشته بود ولی از نگاه محتوا همان محتوای قبلی یعنی پاپ با غزل های عاشقانه شاعران معاصر در کار هایم دیده میشد. همینطوری که وضعیت رو به وخامت مردم و کشور بالای روحیه همه مردم تاثیر گذار بود من و مسعود هم از این قاعده مستثنا نبودیم. مسعود طرح ساخت یک آلبوم با محتوای افشاگرایانه و اعتراضی را به من پیشنهاد کرد و منم پذیرفتم چون در وضعیت کنونی مردم به موسیقی دیگری هم غیر از جریان جاری نیاز دارند. مردم باید بدانند که حقوق شان پایمال میشود مردم باید بدانند که همه قربانی یک مشت مافیا اختلاس گر و سود جو میشوند. مردم باید حق شان را فریاد بزنند و برای این هدف چه بهتر از موسیقی که امروز از هر چیز دیگر موسیقی میتواند تاثیر گذار تر باشد. بله ما ساخت آلبومی را تحت عنوان (گزارش عقلیت ) آغاز کردیم در همین جریان یک آهنگی به نام مرثیه یا میهن ثبت و تصویری ساختیم اما هیچ رسانه ای حاضر به پخش این آهنگ نشد و هیچ وقت دلیلی این کار شان به ما نگفتند. من هم این اهنگ را از انترنت پخش کردم به زودی این آهنگ سر و صدای عجیب در داخل و خارج کشور به پا کرد و این سر و صدا شروع درد سر ها و ممانعت های غیر مستقیم حکومت بود. گه گاهی حضوری و غیر حضوری اشخاص وابسته به حکومت با من صحبت میکردند و کوشش شان این بود که خواندن اینطور آهنگ ها را متوقف کنم. چون همه به یک نحوی با من آشنا بودند خود را نگران نشان میدادند میگفتند وضعیت کنونی افغانستان نیاز به وجود آوردن امیدواری و خوش بینی به آینده افغانستان است. این آهنگ حس وطن دوستی را خدشه دار میکند. ولی من دلایلی دیگری داشتم برای این کارکه نیاز به فرصت بیشترست برای نوشتن. دومین آهنگ (بانو ) بود این آهنگ منعکس کننده برخورد وحشتناک و قضاوت نا عادلانه کشور هایی مثل افغانستان و منطقه با زنان بخصوص زنانی که به هر دلیل مجبور به تن فروشی هستند اینجا با نشر این آهنگ من به اضافه حکومت مخالفت ملا ها و مذهبیون را هم متوجه خود ساختم. البته برای من اهمیتی نداشت من به هدفم فکر میکردم هر روز میگذشت و این دو اهنگ بیشتر مورد توجه قرار میگرفت و همچنان عرصه بر فعالیت هایم تنگ تر میشد دیگر هیچ رسانه ای آهنگ هایم را پخش نمیکرد تا اینکه من و مسعود حسن زاده با سایر افراد گروه مان در محفل فارغ تحصیلی دانشجویان رشته ژورنالیزم به اجرای آهنگ پرداختیم. آهنگ مرثیه اولین بار از شکل نشر زیر زمینی به نشر و اجرای رو ی صحنه آمده بود. من این اهنگ را در حضور بعضی از مسولین دولتی اجرا کردم با استقبال بینظیری از طرف دانشجویان رو به رو شد و زمینه دعوت در محفل دیگری به مناسبت فارغ تحصیلی دانشجویان ادبیات را فراهم کرد. این بار که ما جرات مان بیشتر شده بود دو آهنگ از آلبوم جدید مان که هنوز پخش نشده بود را اجرا کردیم (سرخط اخبار). این آهنگ بیانگر وقایای روز افغانستان بود و (گزارش عقلیت ) این اهنگ به موضوعات انتخابات و بعد از انتخابات افغانستان پرداخته بود که تصنیف و کمپوزش کار مسعود حسن زاده است. ما مژده پخش این البوم را به همه دادیم و از همان لحظات بعد از اجرا یکی دو تا از مسولین حکومتی من ر ا گوشه کردند و در مورد آهنگ ها صحبت کردند به طور مستقیم نگفتند که نخوان غیر مستقیم گوش زد میکردند. مثلا میگفتند مردم به این چیز ها نمیفهمند چند تا اهنگ شاد عاشقانه بخوان وووووو. سه روز بعد از آن محفل دیگری بود فارغ تحصیلی ادبیات انگلیسی ما قرار بود اجرا داشته باشیم. ولی در دقیقه نود به من تماس گرفتند و گفتند از مقامات بالا مانع اشتراک شما شدند و اجازه ندادند تا در این محفل هنر نمایی کنی. من کمی نگران شده بودم چون عملا میدیدم که همه عرصه ها را برای من تنگ میکنند و این آغاز یک روند فرسایشی بود برای من که هیچ گاه نتوانم به هدفم برسم . محدود کردن همه عرصه ها، مشکلات مالی، مشکلات روحی، توهین ها و تهدید های غیر مستقیم همه اینها دلیل رفتن من از افغانستان نیست من رفتم تا زنده بمانم . سه روز بعد از این اتفاقات همه جا همهمه نشر آلبوم جدیدی از شکیب مصدق بود همه میگفتند این آلبوم سرو صدا به پا میکند. یک نفر به من تماس گرفت و فقط فحش میداد. چندین تن از دوستانم به من گفتند این آلبوم را پخش نکنم. همه میگفتند درست است که در افغانستان آزادی بیان است ولی هنوز سیستم های محلی وابسته به حکومت وجود دارد که مانع تو شوند. موضوع آهنگ های برنامه زنگ خطر طنز است و همه با خنده از کنارش رد میشوند ولی محتوای این آهنگ ها جدی است و همه میدانند که میتواند تاثیرات عجیبی بر روحیه دانشجویان و تمام جوانان افغانستان بگذارد. من قبول نکردم تا اینکه یک تماس دیگر آمد. هیچ گاه خود را معرفی نکردند و دلیل این کار های شان را هم نگفتند. فقط فحش میدادند و تهدید میکردند. ولی باز هم دلیلی برای رفتن من نبود تا اینکه یک روز تماس از شماره نا مشخصی رسید گفتند طفل تو در اختطاف ماست. من سریع به خانه آمدم ولی دخترم که سه سال دارد جور و صحیح در خانه بود. اینبار موضوع من نبود موضوع خانواده بود. من واقعا ترسیدم چون با شناختی که من از این مردم دارم هر کاری کرده میتوانند. تصمیم گرفتم به خاطر حفاظت از خانواده ام افغانستان را ترک کنم. حالا شاید سوال پیش بیاید که آنها کی بودند. من خوب میشناسم شان اما به دلایلی نمیتوانم نام شان را بگویم. ولی همینقدر میگویم جیره خواران حکومت مافیا پرور افغانستان هستند نیروهای محلی که غیر مستقیم از طرف حکومت حمایت میشوند. اختطاف ها، قاچاق مواد مخدر، ترور شخصیت هایی که دولت با آنها مشکل دارد همه و همه کار اینهاست. من هیچ وقت مستقیما تهدید یا دستگیر از طرف حکومت نشدم. ولی خطر ناک تر این آدمهای مصرفی حکومت هستند که پشت پرده برای بقای این حکومت که بقای خود شان یعنی تجارت شان، پروژه های شان، تجارت مواد مخدر شان همه و همه آدم کشتن مثل اب خوردن است. من از اینها ترسیدم من یک آدم معمولی هستم که از میان برداشتن من برای اینها مثل آب خوردن بود." با خوانش این همه درد دل مصدق در این اواخر روزنه های انترنتی آگاهی یافتم که مصدق دیگر در کشور نیست و کسی نمیداند بالای مصدق چه روزگاری آمده است که چنین خاموشا نه کشور را ترک گفته است. آیا اورا واقعآ از صحنه هنر دور داشته اند یا اینکه او هم همچو دیگر هنرمندان آوارهً دیار غربت شده است؟ این هم خبری در رابطه به فرار شکیب مصدق از کشور: صدای شکیب مصدق صدای مردم است، نگذارید خاموش شود: شاید ما در افغانستان هزاران آوازخوان و هنرمند داشته باشیم، اما هیچ کس تا هنوز به این سلیقه و اخلاص مندی که مصدق دارد، درد ها و رنج های مردم میهن را از طریق موسیقی بیان نکرده است. شکیب هنرمند پای کوبی و خوش گذرانی نیست. شکیب هنرمند بی سرنوشتی، هنرمند درد است. صدای شکیب مصدق افشا گر ظلم و استبداد، کشتار بی گناهان، جنایات غیر انسانی که از طرف دولت، طالبان و ناتو بر سر ملت مظلوم ما تحمیل میشود، به آسمانها می پیچد و با گلوی لرزان و رسای خود این بی عدالتی ها را تا عرش و کرسی به گوش فرشته ها می رساند. شکیب مصدق جوانی از سرزمین هرات باستان در طی سالهای اخیر در چمن زار هنر سر بلند کرد. این جوان وطن پرست و مردم دوست نوآوری را درموسیقی پاپ رواج بخشید. به زودترین فرصت شکیب به یک مبارز هنر تبدیل شد. شکیب به جای آن که در فکر منافع شخصی خویش باشد و خود را صاحب حشمت و جاه و جلال بسازد، هنر خویش را در خدمت مردم قرار داد و کوشید که درد ها و رنج ها هموطنان مظلوم خود را به گوش جهانیان برساند. اما جلادان و آدم خواران وحشی بی رحمانه شکیب مصدق را مجبور کردند تا از وطن فرار کند. دو هفته می شود که شکیب مصدق همراه با همسر و دخترک سه ساله خود، تنها با همان لباس های که بر تن داشتند و با دست های خالی از افغانستان بیرون شدند و در وضع ناگوار به سر می برند. یک تصنيف از ترانه های شکیب مصدق بزیر چتری که بودیم که نه از من ونه ازتو شد به میهنی که سرودیم نه ازمن ونه ازتو شد درین معامله بازار، میان نوکر و بادار مرگ به سیر به خروار هم از من و هم از تو شد تفنگ و وحشت و کشتار جنازه های بیشمار صدای بم و انفجار هم از من و هم از تو شد آهای چوکی نشینان! جهان به کام شما شد سربریدۀ ما خشت خانه های شما شد چگونه خسته و ناامید در این دیار بمانیم؟ ترانه ها که فنا شد وطن که دشمن ما شد وطن گلشنت لاله زار نیست به جز کشتن و انفجار نیست وطن کو کجا شد شکوهت فروختند و رفت سنگ و کوهت به خانه خانه دشمنی به خانه خانه یک بمی برای روز انتحار، دلاوارن محکمی یکی نشد بردران و خواهران برادران مرده اند، خواهران خسته اند یکی نشد برادران و خواهران برادران مرده اند، خواهران خسته اند
من از شما بزرگان، نویسنده گان، حقوق دانان و قلم به دستان صمیمانه تقاضا می کنم که برای دفاع از شکیب مصدق برخیزید. نگذارید این گوهر قیمتی در کشور های همسایه تلف شود. صدای شکیب صدای زنان بیوۀ افغانستان است، صدای شکیب صدای یتیمان و پدران بی فرزند کشور ما است. این صدا را نگذارید که خاموش شود. و السلام. ليلى نوروزی/ ایالات متحده آمریکا گزیده ها : http://www.afghanistanpress.com/my/spip.php?auteur3326 http://www.tajikmedia.com/index.php?option=com_content&view=article&id=410:1389-02-10-12-17-32 http://www.koofi.net/index.php?id=1436
دوستان میتوانند برای شنیدن و تماشای آهنگهای مصدق به نشانی های زیر مراجعه نمایند: http://www.youtube.com/watch?v=mzfzJ_wiiwk http://www.youtube.com/user/shakibmusic1#p/a/u/1/C2TJtmdVsPQ http://www.youtube.com/watch?v=HTrsAGkQVUk http://www.youtube.com/watch?v=cpB_BuW-KIo http://www.youtube.com/watch?v=WVvPSEWHNrk http://www.youtube.com/watch?v=AhLBdGI60oM http://www.youtube.com/watch?v=7_3Xglr4j1g
«»«»«»«»«»«»
ادبی ـ هنری
|