|
محمد اسحاق فیاض
Mif_1967@yahoo.com
غزنی، غربت فرهنگی و
امید برای فردای جدید
شهرغزنی یکی از شهرهایی تاریخی است که افتخارات زیادی را در سینه خود جای
داده است، اما از آنجایی که افغانستان گرفتار جنگ، فقر و توسعه نیافتگی
است، آثار فرهنگی و تاریخی کشورما نیز در مهجوریت به سر می برد و هرسال
بخشی از این اثار به تدریج نابود می شود و به غارت برده می شود، شهر غزنی
نیز علی رغم افتخارات فرهنگی که در گذشته در سینه همچنان مهجور باقی مانده
است.
شهر غزنی علی رغم تحولات خونینی که در افغانستان رخ داد و علی رغم فقر و
عقب ماندگی در کشور ما، وزیران فرهنگ کشورهای اسلامی در اجلاسی در سال ۲۰۰۷
تصویب کردند که شهر غزنی در سال ۲۰۱۳ میلادی پایتخت فرهنگی جهان اسلام
باشد. هرچند شش سال زمان بود تا شهر غزنی خود را به عنوان پایتخت فرهنگی
جهان اسلام برساند ولی بعد از سه سال تاخیر سر انجام دولت مردان افغانستان
تصمیم گرفتند که کار ترمیم و آمادگی شهرغزنی را برای پایتختی فرهنگی جهان
اسلام از سال 2010 اغاز نمایند.
این تلاش ها باسفر دوکتورسیدمخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان،
انجنیر یوسف پشتون مشاور رییس جمهور در بخش بازسازی و اعمار مجدد همراه با
سفرای پولند و پاکستان و شماری از نماینده های شورای ملی به ولایت غزنی
آغاز گردید و کار ترمیم و بازسازی 10 آبده تاریخی در این ولایت شروع شد. از
جمله 10 آبده تاریخی و زیارتگاه های ولایت غزنی ، مقبره های شریف خان،
سلطان محمود عزنوی سبگتکین شامیر فالیزوال و دیگر آثار تاریخی است که قرار
است کار باز سازی این آبدات تاریخی و زیارت گاه ها تا پایان سال جاری تکمیل
گردد. مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ می گویند، در نظر است تا سال 2013
میلادی حدود 35 آبده تاریخی و زیارت گاه های آن ولایت بازسازی شود، و در
کنار اعمار سرک های داخل شهرغزنی قرار است یک ساختمان بزرگ برای سکرتریت و
نمایشگاه آثار اسلامی ولایت غزنی نیز اعمار شود.
اما چیزی که جالب توجه در این تلاش ها این است که اسناد توسعه شهر غزنی قبل
از اجرای توسعه آن به سرقت رفته است، طوری که هیچ نقشه کپی از آن باقی
نمانده است. خیالباز شیرزی، فرمانده پولیس غزنی گفته است شب هنگام اسناد
برنامه توسعه شهری شهر قدیم غزنی از اداره محلی توسعه شهری توسط افراد
ناشناس سرقت شده است. این اسناد در دو دستگاه کامپیوتر ذخیره شده بود و
هنوز سارقان این اسناد ردیابی نشده اند، ولی مسئول دفتر توسعه شهری غزنی را
به دلیل سهل انگاری بازداشت کرده اند.
گفته می شود که همه اسناد برنامه توسعه شهری شهر قدیم غزنی و نقشه های محله
های تاریخی ولایت غزنی را وزارت توسعه شهری با همکاری مقامهای محلی تدوین
کرده بود به سرقت رفته و در حال حاضر هیچ نشانه ای از این اسناد و نقشه ها
در دسترس مقامهای محلی غزنی قرار ندارد.
براساس گفته آقای پشتون شهر غزنی برای توسعه و مرمت آبدات تاریخی حدود ۱۲
ملیون دالر نیاز دارد که از این مبلغ فقط ۲۰۰ ملیون دالر مورد نیاز را دولت
مرکزی آماده کرده است. در حال حاضر بیشتر محلات و آثار تاریخی ارزشمند غزنی
در حال نابودی است. بالا حصار سلطان محمود، مناره های دوره عزنویان، باغ
فیروزی، زیارت خواجه بلغار و چندین محل تاریخی دیگر در غزنی در حال
فروریختن است. چهره شهر غزنی همچنان به حال سابق خود است و بیشتر
خیابانهای داخل شهر نیز غیرمعیاری است. مقامات محلی در غزنی تائید می کنند
که بیشتر محلات تاریخی غزنی به صورت خودسرانه کاوش می شود و در منطقه روضه
سلطان ساکنان محلی محلات تاریخی را غصب کرده اند و هنوز هیچ اقدامی در
راستای جلوگیری از این گونه کاوش ها و غصب محلات تاریخی صورت نگرفته است.
مشکلات ناامنی در سالهای گذشته در غزنی به کارهای فرهنگی مجال چندانی نداده
است و این مساله دغدغه اصلی فرهنگیان غزنی است. در شرایط کنونی گسست قابل
ملاحظه فرهنگی میان گذشته و حال غزنی ایجاد شده و به نظر می رسد گذشته
تاریخی غزنی کم کم به فراموشی سپرده می شود.
غزنی در قدیم مرکز زابلستان و شهری بزرگ و ولایت وسیعی در خراسان بود، و از
جملهٔ آبادترین و زیباترین شهرهای آسیا به حساب میآمدهاست. این شهر هزار
باب مدرسه داشت و مرکز تجمع دانشمندان بسیاری مانند ابوریحان بیرونی،
فردوسی، ابوالفضل بیهقی، عبدالحی گردیزی، سنایی، مسعود سعد سلمان، عنصری و
فرخی سیستانی بود. غزنین پایتخت سلطنت غزنویان در سالهای (۱۱۸۷-۹۷۵ میلادی)
بود و سلطان محمود غزنوی سالها در آبادی و وسعت آن کوشید.
آن عصر و عنايت وي به گسترش ادب و فرهنگ، باعث شد كه فرزانگان وگهر پروران
بيشماري از گوشه گوشهء دنيا، به غزني رو بياورند و در حوزهء عشق و عرفان
شعر و ادب محمود، پايبند زلف اياز گردند و در اين شهر و ديار ماندگار شوند؛
در نتيجه بعد از يكي دو قرن، در هرگوشه يي خواجه يي رحل اقامت افگندند، در
هرخانه يي خانقاهي برپا شد و رفته رفته در ادامهء زمان، غزني به شهر اوليا
معروف و مشهور گشت!
ده ها گنبد وگلدسته در جاي جايي از غزني باستان، امروز از يك دورهء طلايي
وطولاني علم و عرفان و عشق و هنر و ادب و صنعت و مدنيت، دراين خطه از
جغرافياي جهان شهادت مي دهد و بالاحصار حيرت انگيز آن برستيغ تپهء مشرف
برشهر امروز، جلال وشكوه ايوان اقتدار سلطان محمود و سلسلهء غزنويان در
درازناي تاريخ را، حكايت مي كند.
اما متاسفانه عظمت و اوج این شهر نیز با تشکیل افغانستان فرونشست و به شهر
ویرانه و بی رونق تبدیل گردید و آثار باستانی این شهر دهها سال به فراموشی
سپرده شد و مردم غزني, شكستگي ها و فروريختگي هاي بالاحصار باستاني شانرا
با خستگي و دلزدگي تماشا مي كنند و بي آنكه كاري از دست شان برايد، با
نگراني و اندوه از برابر آن مي گذرند و استحالهء روزمرهء تاريخ وتمدن
افتخار و اشتهار شان را، با تلخي وتاسف به مراجع ملی و بین المللی، روایت
مي نمايند
اينكه چرا تاكنون در زمينهء حفظ آثار باستاني غزني توجهي صورت نگرفته است،
اينكه آن همه جلال و عظمت بارگاه سلطان محمود در بالاحصار غزني، چرا محو
شده و چگونه مفت و رايگان باخاك يكسان گشته است، اينكه چه تلاشهايي ازگذشته
تا كنون در حفظ اين گنجينهء باستاني و تاريخي كشور، صورت گرفته، و اينكه
چرا مركز مدنيت و حشمتي آنچنان درخشان كه چند قرن بر بخش بزرگي از آسيا،
پيروزمندانه فرمانروايي مي كرد و شاخه يي از شاهراه ابريشم را شكل مي
بخشيد، اينك شكسته و فروريخته به زباله دان تبديل شده و بعضا به قشلهء
نظامي و عسكري تغيير هويت داده است؟ پرسش هايي است که هیچ پاسخ روشنی ندارد
و تحولات سه سده در کشور و نیز تحولات سه دهه اخیر کشور می تواند روایت تلخ
کامی هایی غم انگیز براین مرگ و نابودی فرهنگی باشد.
پاسخ همه این سئولات می تواند سیر قهقرایی فرهنگی در سده های اخیر در کشور
باشد که تنها غزنی قربانی آن گردید، بلکه دیگر آثار باستانی و مناطق فرهنگی
در کشور نیز از این سیر قهقهرایی مصون نمانده است.
اکنون باتوجه به افتخاری که غزنی به عنوان پایتختی فرهنگی جهان اسلام را در
سال 2013 پیدا کرده است امید است که به این بهانه توجهی گردد و لااقل برخی
از اثار تاریخی این شهر باستانی از تخریب و ویرانی نجات داده شود.
«»«»«»«»«»«»
________________________________________________________
اجتماعی ـ تاريخی
صفحهء
اول
|