|
|
یک دسـت بیصـداسـت ....
"هـوتل کابل. آرامـگاه آرلینگـتن. کمپ دارالامـان" مـیخـواهـد به چگـونگـی کشـته شـدن ادولف دبس سـفیر کـبیر ایالات متحــده امـریکا در افغـانسـتان و نیز فـشـرده زندگـینامـه بحـرالـدین باعـث بپردازد. این زنجـیره با رویکـرد به آگاهـیهـای دسـترس در رسـانه هـا، بایگانی نهـادهـا و برخـی سـرچشـمـه هـای روشـنگـرانه دسـتکـم دوازده بخـش دارد و تا پاییز سـال آینده دنبال خـواهـد یافـت. سـپاسـگـزارم از پنج مـهـربانی کـه در این راسـتا فـراتر از دسـتداشـته هـای کـنونی کـمک کـرده اند. شـادمـان خـواهـم شـد اگـر هـر آن کـه در این زمـینه مـیداند، یاری رسـاند. از یکایک یاران و یاوران _چـنانچـه خـواسـته باشـند_ با ســپاس یاد خـواهـد شـد. نشـانی
تلفونهـا
1 (306) 5438950
هـوتل کـابل. آرامــگاه آرلینگـتن. کـمپ دارالامـان
(بخـش چهـارم)
صبورالله سـیاه سـنگ
"افغانسـتان انقـلابـی" روز بارانی بهـار سـیزده پنجـاه و هشـت خـورشـیدی [21 مـارچ 1979] بود. انجنیر تیمـور کارمـند سـفارت هـند در کابل مـهـمـانی به نام Beverley Maleداشـت. او از دوردسـتهـا آمـده بود تا در کنار کارهـای دیگـرش دریابد کـه بحـرالـدین باعـث، عطاءالله فـیضـانی و مجـید کلکانی چگـونه کسـانی هسـتند. مـهـمـان با شـتاب و بلند گپ مـیزد، چنانی کـه گـویی با هـمزبانانش در قهـوه خانه دنج لندن نشـسـته باشـد و از چگـونگـی آب و هـوای اروپا بگـوید. تیمـور پرسـید: مـیشـود کمـی آهسـته تر....؟ او در پاسخ به شـوخی گـفت: دوسـت دیگـری نیز از مـن خـواهش کـرده اسـت کـه اگـر برایش نامـه مـینویسـم باید سـراپا از حـروف CAPITAL کار بگـیرم! سـالهـا پس از آن نوروز، در سـربرگ کتابی با سـرنامـه "افغانسـتان انقلابی" کـه نهـانی به زندان پلچـرخی کابل راه کشـیده بود، این یادداشـت به چشـم مـیخـورد: "تیمـور گـرامـی! سخنت درسـت آمـد. آری. باید آهسـته تر پیش مـیرفتم. به مـن ویزه ندادند. آیا بار دیگـر خـواهـم توانسـت افغانسـتان را ببینم؟ نبشـتن این کتاب را وامـدار کمکـهـایت هسـتم. Beverley Male، لندن/ انگلند، 23 جنوری 1983" (این کتاب اکنون نزد سـیاه سـنگ اسـت.) روال نوشـتاری "افغانسـتان انقلابی" درنگ مـیخـواهـد، زیرا گاه با شـتاب تلگـرافیک و گاه با کندی سـتوهـنده اش شکـیبایی خـواننده را مـی آزمـاید. آیا افـزودن چـند آویزه در مـیان واگـویه هـا خـواهـند توانسـت پرداز مـیانگـینی از گـفتار آن پژوهشنده کنجکاو به دسـت دهـد؟ نویسـنده "افغانسـتان انقلابی" در برگهـای 147 تا 151، گذشـته از اندک کژپردازی، برای بررسـی کشـته شـدن ادولف دبس شـیوه نوینی در پیش گـرفته اسـت. امـین، دبس و باعـث نگاهـی به برگهـای Kabul Times, 21/01/1979 نشـان مـیدهـد کـه امـین پیوسـته مـیخـواسـت "پیمـان پنجم دسـمبر 1978" را دسـتکم گـیرد و آن را به پیمـان 1921 پیوند دهـد. او مـیگـفت دگـرگـونیهـای چندانی رخ نداده اند. اتحاد شـوروی در نقش بزرگترین پشـتوانه بیسـت و پنجسـاله اقتصادی و نظامـی به افغانسـتان، بدون چشـم داشـتن به پیمـان پیشگـفته نیز مـیتوانسـت برای برآورده شـدن برنامـه هـای رفـاهـی حـزب دمـوکـراتیک خلق افغانسـتان بازو دهـد و برای پرداختن به خشـونت ناچیز ضدانقلابیونی کـه از پایگاه پشـاور سـازمـاندهـی مـیشـدند، نیروی نظامـی فـراهـم آورد. کمک شـوروی شـاید به جـای خـودش نیروی بهتری برای مـهـار کـردن شـورشـهـای فـراینده از سـوی دو هـمسـایه چپ و راسـت بود. ضـیاء الحـق رییس جـمـهـور پاکسـتان اعـتراف کـرد کـه مـوجـودیت هـمـان پیمـان دسـتش را مـیگـرفـت، ورنه به شـورشـیان پسـندیده اش چنانی کـه مـیخـواسـت یاری مـیرسـاند. (روزنامـه "نوای وقت"، 22 مـارچ 1979، اسلام آباد/ پاکسـتان، Urdu Press Summary, Australian Embassy in Islamabad/ Pakistan) خـوشبینی امـین با این پندار کـه دشـواریهـای تازه پس از پیمـان دسـمبر مـهـار شـدنی خـواهـند بود، تا اندازه یی زمـینه داشـت. با وجـود کارزار کـین_توزانه در برابر انقلاب افغانسـتان، ایالات متحده یکـی از آگاهترین و کاردانترین دیپلومـاتهـای خـود را به سـفارت کابل گمـاشـت: مـامـوریت ادولف دبس روز یکم جـون 1978 آشکار شـد. نامبرده باورنامـه اش را روز دوازدهـم جـولای 1978 آورد. تجربه گذشـته در مسکـو از 1972 تا 1974 و پس از آن دسـتیار سکـرتر امـور خاور نزدیک و جنوب آسـیا بودنش گـواهـی مـیدادند کـه وی برای پسـت کابل شـایسـته ترین هسـت. با آنکـه مقامـات ایالات متحده گزینش ادولف دبس [در افغانسـتان] را "تصادف محض" وانمـود مـیکـردند، چنان مـینمـاید کـه افغانسـتان تازه را به راسـتی بسـیار جدی گـرفته بودند. در این مـیان، گـره خـوردن زودا زود پیوندهـای خـوب کاری مـیان امـین و دبس ارزش ویژه دارد. امـین درشـتخـو و دگـرسـتیز و خـودپرسـت با بسـیاری از سـفـرای با نفـوذ کشـورهـای جهـان در کابل دادوگـرفت سختگـیرانه داشـت. دیپلومـاتی کـه او را مـیشناخت، گـفت: "اگـر سـوی کسـی مـیرفت و روی خـوش نمـیدید، بار دیگـر نمـی آزمـود و در پیله خـودش مـیخزید." برخـورد امـین با دبس دگـرگـونه بود. گـرچه امـریکاییهـای دارای پسـتهـای رسـمـی از گـفتنش پرهـیز مـیکنند، گـواهـان مـیگـویند کـه آنهـا یکدیگـر را مـیپسـندیدند و ارج مـیگذاشـتند. آگاهـیهـای به دسـت آمـده از چندین گـفت و شنود در هـند و پاکسـتان مـیان دسـمبر 1980 و جنوری 1981، افزون بر گزارشـی از مـامـوریت هشـت مـاهه دبس در کابل نشـان مـیدهـند کـه نامبرده کمـابیش چهـارده بار با حفیظ الله امـین سخن زده اسـت. در هـمـان روزگار، دو مقام بر جسـته امـریکایی در سـفـرهـا شـان به افغانسـتان گـفتگـوهـایی با امـین داشـته اند. Newsom Miklos (سـیزده جنوری 1979) و Thomas Thorntonاز کسـان برژنسکـی. یک مـاه پس از آن دبس کشـته شـد. کشـته شـدن سـفیر به کـودتا کمک کـرد تا امـین در راه تامـین ارتباط با ایالات متحده بکـوشـد. از سـوی دیگـر، آن مـرگ هـشـداری بود به آغاز یورش ددمـنشـانه سـیاسـی بر خـودش. چگـونگـی رویداد هـنوز در غباری از رازهـا گم اسـت. مـرگ سـفیر هـرگز به گـونه پذیرفتنی واگشـایی نشـده اسـت. قاتلهـایش هـرگز شناسـایی نگـردیده اند، با آنکـه یک تن آنهـا زنده بازداشـت شـده بود. کسـی یا گـروهـی مسئولیت کشـتار دبس را به دوش نگـرفت و این خـود مـینمـاید کـه چنان کاری نمـیتواند از کـردارهـای روزمـره تروریسـتی باشـد. مـیان گـفته هـای امـریکاییهـا و افغانهـا ناسـازگاریهـایی به چشـم مـیخـورند. هـر دو با بخشـهـایی از مـاجرا بهـانه گـرایانه برخـورد مـیکنند. آشـوب اندکـی پیش از سـاعت نه روز چهـارشنبه چهـاردهـم فبروری 1979 آغاز شـد. کادیلاک راهـی سـفارت از سـوی مـردی با یونیفورم پولیس فـرمـان ایسـت یافت. او گـفت: امـر شـده اسـت مـوتر را تلاشـی کنم. سـفیر پذیرفت. مـرد تفنگـی را بیرون کشـید و به راننده گـفت: تکان نخـور. سـه تن دیگـر پیدا شـدند. یکـی از آنان نیز مسلح بود. چهـار تروریسـت در مـوتر جـا گـرفنتد و به راننده گـفتند: هـوتل کابل. نامـبرده را در اتاق 117 مـنزل دوم هـوتل کابل گـروگان گـرفتند. به راننده گـفته شـد کـه سـفارت را آگاه سـازد. کمـابیش چهـار سـاعت پس، نیروهـای پولیس افغانسـتان گـفـتند: تروریسـتهـا تمـــدید ضـرب الاجــل را رد کـردند و مـیخـواسـتند سـفیر را بکشند. پس از یورش بردن بر اتاق، دبس و سـه تن (به گـفته امـریکاییهـا: دو تن) از گـروگانگـیران کشـته شـدند. تروریسـت دیگـر زنده باز داشـت شـده بود و به زودی کشـته شـد (یا جـان سپرد). زیرلایه هـای درسـت مـاجـرا روشـن نیسـتند. امـین سـنگـینی رخـداد را به دوش امـریکاییهـا انداخـت. در گزارش کنفـرانس مطبوعاتی نزدهـم فبروری 1979 (کابل تایمز 21 فبروری 1979) آمـده اسـت: مقامـات افغانسـتان چندین مـاه پیش پیشنهـاد کـرده بودند کـه نیروی نگهبان (گارد) پولیس برای مـوتر سـفیر فـراهـم شـود. حتا [گل محمـد] راننده اش مـیگـفت کـه تعقیب شـدن مـوتر را افـراد محافظتی به گـوش سـفیر رسـانده بودند. با اینهـمـه، امـریکاییهـا تدابیر امـنیتی نگـرفتند. مـنابع امـریکایی هـم آگاهـی از این نکته کـه مـوتر سـفیر تعقیب مـیشـد و هـم دریافت پیشنهـاد گارد از سـوی مقامـات افغانسـتان را رد مـیکنند. (Kidnapping of US Ambassador Dubs, Summary of Report Investigation, Prepared by US State Department, Vikrant (Delhi) May 1980, pp: 44 - 53)
راننده هـنگام بردن و آوردن دبس به سـفارت هـر روز راه دیگـری را برمـیگزید. به اینگـونه، گـروگانگـیرهـا چگـونه دانسـتند کـه روز چهـاردهـم فبروری در کجـا چشـم به راه بنشـینند؟ گزارش امـریکایی به جـای بالا کشـیدن این پرسـش، مقامـات افغان را نشـانه مـیگـیرد. در گزارش مـیخـوانیم: "گـروگان گـرفتن به این شـیوه خطر بزرگـی در خـود داشـت"، زیرا در چشـمـرس پولیس مـیان سـه پایگاه شـهـری رخ داد. دسـتکم یک افسـر پولیس هـمـان دم آنسـوی خیابان ایسـتاده بود. "گـروگان گـرفتن به سـادگـی و بدون مـداخله مقامـات کشـور مـیزبان سـامـان یافت." چرا سـفیر یا راننده اش مـوتر را توقف داد، دروازه هـا را باز کـرد و گذاشـت کـه پولیس مـوتر را تلاشـی کند؟ امـین به درسـتی گـفته بود کـه سـفیر مصونیت کامل دیپلومـاتیک دارد. دبس قانوناً مـیتوانسـت به هـر دو خـواهش "نه" گـوید. امـریکاییهـا این بخش را "آرزو نداشـتن سـفیر برای ایسـتادن در برابر مقامـات محلی" مـیخـوانند. گزارش مـیگـوید: "سـفیر در رویداد پیشـتر، شـام یک روز، دو بار اجـازه داده بود مـوترش تلاشـی شـود." اگـر چنین بوده باشـد، شـاید او به گـروگانگـیران اجـازه داده باشـد آزادانه به نقشـه هـای شـان رسـیدگـی کنند. گزارش ایالات متحده با برجسـته سـاختن نکته دیگـری مـیخـواهـد آشفتگـی گزینش هـوتل کابل در نقش جـای "شـایسـته" برای گـروگان گـرفتن را نیز به دوش مقامـات افغانسـتان اندازد؛ زیرا این هـوتل به پاس مـیزبانی نمـایندگان دولت عراق با تدابیر شـدید امـنیتی دیدبانی مـیشـد. گزینش اتاقی کـه یورش بر آن آسـانتر مـیگـردید، نیز زیر پرسش برده شـده اسـت. نیز شـهـروندان کشـورهـای دیگـر در آن هـوتل بودند. این هـم مزایایی از چشـم انداز گـروگانگـیرهـا داشـت، گـویا "حضور مـهـمـانان خارجی" مـیتوانسـت جلوگـیرنده واکنش خشن مقامـات افغان هـنگام یورش بر هـوتل باشـد. امـریکاییهـا به ویژه سـه گلایه دارند: _ از عرصه تصمـیمگـیری در روند بر خـورد با این رخداد بیرون کشـیده شـده بودیم. _ خـواهشـهـای پیاپی و روشن مـان در پیرامـون "اقدامـات محتاطانه" زیر پا شـده بود. _ بزرگان دسـتگاه فـرمـانروایی افغانسـتان هـنگام تلاش کارمـندان سـفارت برای تمـاس گـرفتن دسـترس نبودند. (آنهـا مخصوصاً حفیظ الله امـین را مسئول مـیدانند.) در مـیان حکـومت افغانسـتان کشـمکشـهـای پنهـان نشـدنی به چشـم مـیخـورد. بسـیاری از آنهـا در گزارش ایالات متحده هـم بازتاب یافته اند. در این مـیان نقش امـین به هـیچ شـیوه روشن اسـت. اگـرچه امـریکاییهـا مـیگـویند آنهـا نتوانسـتند با مقامـاات حکـومت افغانسـتان تمـاس گـیرند، گــزارش مـی افزاید: سـید داوود ترون قومـاندان عمـومـی پولیس و گـرداننده آن عملیات، به مقامـات ایالات متحده گـفت: "جمـهـوری دمـوکـراتیک افغانسـتان نمـیخـواهـد به اتاق یورش برد و زندگـی سـفیر را در خطر اندازد." آنهـا اطمـینانهـای هـمسـانی را از شـاه محمـد دوسـت، دسـتیار وزیر خارجه، نیز به دسـت آورده بودند. دوسـت پرچمـی بود و ترون آدم امـین. اطمـینانی کـه از ترون مـی آمـد به اندازه سخنی کـه از زبان امـین آمـده باشـد، ارزش داشـت. گـویا پلانهـای یورش به اتاق 117 پیشـاپیش آمـاده شـده بودند؛ گـرچه در پیرامـون زمـانش پیچیدگـیهـایی دیده مـیشـوند. گزارش رسـمـی افغانسـتان مـیگـوید: مـیان 9:30 تا 10:00 صبح با سـفارت امـریکا "تمـاس حاصل گـردید" و خـواهش شـد نمـاینده اش را برای ترجمـانی بفـرسـتد تا اهـداف یورش از سـوی حکـومت را به سـفیر بازگـوید. آنسـو، مقام رسـمـی سـفارت در هـوتل (به گمـان زیاد Bruce Flatin) هـمچو خـواهشـی را تا نزدیکـی 11:40 پیش از چاشـت به دسـت نیاورده بود. گزارش افغانسـتان مـینویسـد: سـاعت 10:30 پرسـونل امـنیت برای یورش به تروریسـتهـا گمـاشـته شـده بودند؛ ولی امـریکاییهـا تا 11:20 آمـادگـی یورش به هـوتل را ندیده بودند. سـاعت 12:10 به آنهـا گـفته شـد کـه تصمـیم یورش به اتاق 117 بر اسـاس دسـتورهـای صدراعظم (نورمحمـد تره کـی) گـرفته شـده اسـت. (گزارش امـریکاییهـا مـنبع تصمـیم را با نشـانه ویژه اینگـونه مـینویسـند: 'Prime Minister') در واکنش، ایالات متحـده به حکـومـت افغانسـتان برچسپ "بدقـــولی" زد. گـزارش افغانسـتان مـینویسـد: پلانهـای یورش نسبتاً زودتر، هـنگامـی کـه ترون با اطمـینان مـیگـفت کسـی آنجـا یورش نخـواهـد برد، طرح شـده بود. آیا هـمچو درهـم برهـمـی نمـایانگـر کشـمکش بزرگـی مـیان حکـومت افغانسـتان و ترون نبود؟ در فـرجـام، مقام بالاتر بر صلاحـیت ترون کـه آشکارا گـرداننده عملیات پنداشـته مـیشـد، پا گذاشـت. شـایان یادآوری اسـت کـه ترون خـود هـرگز در هـوتل دیده نشـد. البته، اندکـی پیش از یورش، یک تن از مقامـات شـوروی برای دسـتکم صـد دقیقه با ترون خلوت کـرده بود. این رویداد از سـوی شـهـروند امـریکایی کـه در دفتر ترون انتظار مـیکشـید، دیده شـده بود. هـمـو مـی افزاید دسـتور حمله از سـوی تره کـی مـی آمـد. بخش دیگـر مـاجرا غبارآلود اسـت. بلنددپایگان افغانسـتان از Bruce Flatin خـواهش کـردند تا با سـفیر به زبان جرمـنی سخن گـوید، او را از یورشـی کـه در راه اسـت، آگاه سـازد و بگـوید یا به بهـانه تشناب رفتن از آنجـا بیرون شـود یا روی کف اتاق دراز بکشـد. اگـر چه آمـادگـیهـا برای یورش نیمسـاعت پیشـتر دیده شـده و Flatin در یافته بود کـه هـمچـو پیامـی بیانگـر یورش از سـوی مقامـات اسـت، از رسـاندن رهـنمـودهـایی کـه مـیتوانسـتند دبس را از مـرگ برهـاند، شـانه خالی کـرد. معمـاهـای دیگـر خـواسـتهـای گـروگانگـیران، هـویت و شـمـار شـان اند. خـواسـته هـای گـروگانگـیران به امـریکاییهـا گـفـته نشـدند؛ گـر چه آنهـا در جریان روز دریافتند کـه گـروگانگـیرهـا آزادی سـه تن از زندانیان را مـیخـواسـتند: واعظ [بحـرالـدین باعث؟]، مجید [کلکانی] و فیضانی [عطاءالله] هـمـان روز، امـین به فـرودگاه رفت تا وزیر خارجه عراق را پدرود گـوید و به دنبال آن با توضیح مختصر غـیررسـمـی به سـفـرای کشـورهـای حاضر در آنجـا تصدیق کند کـه گـروگانگـیرهـا آزادی سـه تن از زندانیان را مـیخـواسـتند. در آغاز، او نامـهـای زندانیان را یاد نکـرد و سپس افــزود: آنهـا رهـایی تنهـا یک تن به نام بحـرالـدین باعث را مـیخـواسـتند. امـین باعث را "مـاجراجـوی چپ افـراطی" خـواند و او را چنین شناسـاند: ترکـیبی از چپ افـراطی و ناسـیونالیسـت تنگ نظر. (کنفـرانس مطبوعاتی 19 فبروری 1979/ کابل تایمز 21 فبروری 1979) امـین وانمـود کـرد کـه از هـویت تروریسـتان کـوچکترین آگاهـی ندارد، ولی گـفت کـه یکـی از آنهـا لهجه گـویش بدخشـی داشـت. این سخن تلاش آشکاری بود برای انگشـت گذاشـتن بر سـتم ملی هـواخـواه چین (حزب سـتم ملی) و نقشش در عملیات. او افـزود: "باعث نمـیتوانسـت در اختیار آنهـا قرار داده شـود، زیرا او زندانی نبود. باعث در زمـان انقلاب ثور فـرار کـرده اسـت." سـرچشـمـه هـای افغان و امـریکایی در پیرامـون شـمـار گـروگانگـیرهـا و سـرنوشـت آنهـا پس از یورش نیز هـمـداسـتان نیسـتند. حکـومت افغانسـتان مـیگـوید: سـه تروریسـت با سـفیر یکجـا در اتاق جـان سپرده بودند و چهـارمـی به زودی در اثر زخمـهـایش مـرد. گزارش ایالات متحده مـینویسـد: لاشـه هـای دو تروریسـت از آن اتاق بیرون آورده شـدند. تروریسـت سـومـی کـه اندکـی پس از 9:00 صبح بازداشـت گـردیده بود و در جـای دیگـری (مـیان هـوتل) نگهـداری مـیشـد، زنده و نسبتاً مصون بیرون کشـیده شـد. سپس او و دو تن دیگـر شناسـایی گـردیدند. هـنگامـی کـه مقامـات امـریکایی اجـازه یافتند شـام هـمـان روز لاشـه هـای هـر چهـار تروریسـت را ببینند، پیکـر چهـارم هـرگز قابل شناخت نبود. امـریکاییهـا باز هـم دو گله دارند: به آنهـا مجـال داده نشـد تا گـروگانگـیر زنده را بازجـویی کنند و حکـومت آنچه نمـایانگـر تلاش در راه یافتن یا شناختن چهـره دیگـرانی کـه احتمـالاً هـمـدسـت گـروگانگـیرهـا بودند، نشـان نداد. امـین در کنفـرانس مطبوعاتی نزدهـم فبروری 1979 آشکار سـاخت کـه تنی چند از هـوتل کابل بازداشـت و سپس آزاد شـدند؛ زیرا از گـروه تروریسـتهـا نبودند. (کابل تایمز 21 فبروری 1979) چـنان مینمـاید کـه مقامـات افغانسـتان از هـویت گـروگانگـیرهـا پوره آگاهـی داشـتند، آگاهـانه آنرا پنهـان کـردند و گناه را به گـردن "سـتم ملی" انداختند. چنین تلاشـی پایه ندارد. اگـر گـروگانگـیرهـا با باعث آنگـونه کـه امـین وانمـود میسـازد، نزدیک مـیبودند؛ بدون شک از جـایگاهش آگاهـی مـیداشـتند. از آنجـاکـه سـتم ملی در دهه 1960 از حزب دمـوکـراتیک خلق افغانسـتان بریده بود، متهـم سـاختن این گـروه و آگاهـانه و جـاودانه و ناگهـانی خامـوش سـاختن تروریسـت زخمـی به آن زودی اندکترین بهـانه به کار نداشـت. گـروگان گـرفتن سـفیر امـریکا از سـوی سـتم ملی با نگاهـی به گـرایش ضد روسـی و هـواداری این گـروه از چین نیز دور از گمـان اسـت. گـزینش سـتم مـلی در نقـش گنهکار ترفـند نازک دیگـری را نشـان مـیدهـد: بیراهـه بردن توجـه اصـلی مــردم و سـایه افگـندن بر بهـره مـندان راسـتین گـروگانگـیری و کشـتار سـفیر امـریکا، هـمـانا عناصر شـوروی گـرا در افغانسـتان و خـود اتحاد شــوروی. گزارش ایالات متحده برچسپی به سـیمـای سـیاسـی تروریسـتهـا نمـیزند ولی مقامـات امـریکایی در گـفتگـوهـای نهـانی مـیپذیرند کـه آنهـا از سـتم ملی بودند و به درسـتی چنین مـیگـویند: "سـازمـان کـوچک شـیعی با آرمـانهـای چپی". آنهـا واژه "چین" را بر زبان نمـی آورند. مقامـات امـریکا چـرا باید یکـی از گـفته هـای معـروف امـین را بپذیرند، هـنگامـی کـه مـیگـویند یک حـرف او هـم باور کـردنی نیسـت؟ این هـم به جـای خـودش پرسش انگـیز اسـت. مـنابع امـریکایی در پاسخ دادن به این پرسش نیز ناکام اند: اگـر هـدف زیر فشـار گـرفتن رژیم متعصب هـواخـواه شـوروی برای آزاد سـاختن زندانیان سـیاسـی بود، گـروگانگـیرهـا چرا یک امـریکایی را در نقش قــربانی برگزیدند؟ آنهـا بدون شک سـفیر عوضی را گـرفتند. فـرازنشـینان امـریکا این اشـتباه را به دوش شـرایط آشـوبزده کابل مـی اندازند. اسـلحه آتش شـده در آن روز هـم رازهـایی در خـود نهفته دارند. کارشناسـان ایالات متحده باور دارند کـه سـفیر با گلوله هـای آتش شـده از لوله/ دهـانه 0.25 و 0.22 جـان داده اسـت. امـریکاییهـا تنهـا اسلحه دهـانه 0.25 (ثبت شـده از سـوی حکـومت افغانسـتان در دسـت گـروگانگـیرهـا) را شناسـایی کـرده اند. آنهـا گله مـند اند کـه اجـازه نیافتند اسلحه را بررسـی کنند. از سـوی دیگـر، امـین گـفته بود کـه رهـنمـود مشخص بود: "باید به آنهـا اجـازه معاینه و عکاسـی از اسلحه داده شـود." شـاه محمـد دوسـت این پیام را به آنهـا رسـانده بود. امـین مـیگـوید مقامـات ایالات متحده از مـهلتی کـه برای شـان فـراهـم شـده بود، بهـره نبردند. ایالات متحده باورمـندانه تر مـیگـوید: چنین پیامـی به مـا نرسـیده اسـت. پرســـشـهـا گـرچه "افغانسـتان انقلابی" یکی از برازنده ترین کتابهـای جهـان در پیرامـون رویدادهـای 1978 تا 1982 افغانسـتان اسـت، برخی یادداشتهـای کم ارزش نیز در آن راه یافته اند، مـانند این پاره هـا: "راننده هـنگام بردن و آوردن دبس به سـفارت هـر روز راه دیگـری را برمـیگزید. به اینگـونه، گـروگانگـیرهـا چگـونه دانسـتند کـه روز چهـاردهـم فبروری در کجـا چشـم به راه بنشـینند؟ گزارش امـریکایی به جـای بالا کشـیدن این پرسـش، مقامـات افغان را نشـانه مـیگـیرد." جایگاه آنروزی رهـایش ادولف دبس تا سفارت امریکا دو راه بیشتر نداشت. اگـر راننده هـر روز یکی از آن دو را برمیگزید، آیا دانسـتن اینکه کدام روز از کدام راه خـواهـد رفت، دشوار بود؟ چرا Beverley Male نیز مـانند واسـیلی میتروخین و الکسـاندر لیاخفسکی پیوسـته از "سـازمـان سـتم ملی/ گـروه سـتم ملی/ حزب سـتم ملی/ هواخـواه چین/ سـازمـان کـوچک شـیعی با آرمـانهـای چپی و ..." سخن میزند؟
در شـمـاره هـای آینده 1) "مـرده هـا را گلـوله باران کـردیم و آوردیم به هـوتل کابل" 2) "دو دوسـت دیگـرم هـم بمـهـای دسـتی دارند و هـم تفـنگ ..." 3) کارمـنـدان دسـتگاه پلیس و ارتش افغـانسـتان چـه مـیگـویند؟ 4) ادولف دبس، حـفیظ الله امـین و شــبکه CIA 5) بحـرالـدین باعـث از نگاه هـواخـواهـان 6) باز هـم باعـث و دبس 7) گـورسـتان باعـث 8) گـورسـتان دبس 9) و ... ... ...
[][] ریجـاینا/ کانادا سـیزدهـم نومبر 2009
|