© Farda فـــــردا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

سینمای افغانستان ، حرکت کنُد اما امیدوار

عبدالحسین دانش ـ فیلمساز افغان

برگزاری جشنواره فیلم افغانستان از سوی کلوپ قلم افغان ها در ماه دسامبر فرصت مناسبی را برای نمایش برخی فیلمها از سینمای افغانستان و  حضور تعدادی از فیلمسازان افغان در سویدن فراهم ساخت.

در شرایطی که دولت افغانستان طی 8 سال گذشته برنامه ای روشنی برای رشد فرهنگی و هنری در کشور نداشته و حتی از سوی اهالی فرهنگ و هنر متهم به فرهنگ ستیزی شده است و در شرایطی که امور نظامی و جنگ در افغانستان تیتر اصلی اخبار رسانه های داخلی و بین المللی است ، برگزاری جشنواره فیلم ، موسیقی و نشست های فرهنگی هنری از سوی خود افغانها را اگر تیری در تاریکی تلقی نکنیم  اقلا روشن کردن شمعی است در فضای تاریک جنگ و جهل.

سینمای افغانستان بعد از سال 2001 سینمای است خود جوش که بیشتر با تلاش های فردی ، بدون پشتوانه و بدون برنامه  ریزی طی مسیر کرده که با توجه به شرایط افغانستان از حرکت هر چند کنُد اما نسبتا امیدوار کننده برخوردار است . اصولا  پروسه تولید فیلم در افغانستان  از آغاز تاکنون به دلیل عدم حمایت دولت ، ناکارآمدی مدیریت و رقابت ناسالم ، یک پروسه بسیار  کنُد و بطی بوده و فاصله تولید بین یک فیلم تا فیلمی بعدی بسیاری از فیلمسازان افغان 5 تا 15 سال بوده است هر چند در این میان بوده اند فیلمسازانی که با استفاده از موقعیت های مدیریتی فیلم های بیشتری ساخته اند اما لحاظ کیفی حتی نمی شود آن را با سینمای آماتور جهان مقایسه کرد.

سینمای افغانستان طی سه دهه اخیر ، سینمای است برخاسته از دل جنگ ، تشتت و نابسامانی. سینمای که بیشتر از هر چیز تاثیر پذیر از جنگ و تبعات آن در جامعه افغانستان بوده است.

جشنواره فیلم افغانستان در استکهلم با فیلم جنگ تریاک آخرین ساخته صدیق برمک افتتاح شد و در روز های بعد فیلم های مستند و داستانی از دهه 40 تا دهه 80 خورشیدی در دو سالن به نمایش در آمد. در طول برگزاری جشنواره جلسات پرسش و پاسخ فیلم با حضور فیلمسازان صدیق برمک ، عبداللطیف احمدی ، همایون مروت ، دیانا ثاقب و عبدالحسین دانش برگزار شد. با وجود آنکه فیلم های به نمایش در آمده گزینشی از آثار تعداد مشخصی از فیلمسازان افغان بود اما جشنواره مورد استقبال افغان های مقیم استکهلم ، سوئدی ها و ایرانی ها قرار گرفت.

ترکیب فیلم های جشنواره

تصویر افغانستان برای جهانیان ، همسایگان و حتی نسلی از افغانهای که در جنگ و مهاجرت بزرگ شده اند تصویر خشونت ، جنگ ، مواد مخدر ، فقر و ویرانی است. اما نمایش فیلم های مستند و داستانی تولید شده دهه 40 در افغانستان در جشنواره سوئد ، تصویر کاملا متفاوت را برای مخاطب نا آشنا و نسل جدید ارایه کرد. در ترکیب فیلم های جشنواره ، افغانستانی را می بینید که امن و آرام است . عشق ، طنز و زیبایی در فیلم های داستانی آنزمان همچون فیلم طلبکار ساخته عبدالخالق علیل موج می زند.

در فیلم های مستند دهه 40 ، زنان و دختران مینی ژوب پوش کابلی را می بینید که در ادارات و اجتماع به کار و فعالیت مشغول اند و دانشگاه و مراکز علمی مملو از دانشجویان شوخ و شنگ است ( فیلم راهنمای خانواده ).

روستا نشینان با صفای را می بینید که در دل کوهها و مناطق دور افتاده افغانستان ، صادقانه به استقبال صدراعظم وقت نور احمد اعتمادی آمده اند تا شاید جاده های خاکی شان آسفالت ، زمین های شان پر حاصل و خانه های شان از نعمت برق برخوردار شود. آرزوی که تاکنون نیز در افغانستان برآورده نشده است ( فیلم سفر صدراعظم به مناطق مرکزی).

پس از آن افغانستانی را می بینید که در تب و تاب احزاب چپ و راست و سرخ و سبز می سوزد و برخی فیلم های که در دهه 60 و با در نظر داشت سیاست های دولت وقت ساخته شدند (پرنده های مهاجر از عبداللطیف احمدی ).

سپس افغانستانی که در دهه 70 و در جنگهای داخلی و حاکمیت طالبان به ویرانه های جنگ جهانی شباهت پیدا می کند و مردمی که در گریزگاه جنگ گم شده اند و به هر سوی که می روند ترس و وحشت تفنگ را می بینند ( فیلم مستند گذرگاه از عبدالحسین دانش).

و در نهایت افغانستان کنونی که خسته از جنگ و جهل است و در جستجوی نفس کشیدن و آرامش دو باره. افغانستانی که زنان آن با هزار رنج و آرزو به پارلمان راه یافته اند و دختران جوان آن بدون حمایت و تمرین مستمر در رویای کسب مقام در بازی های المپیک حضور یافته اند ، هر چند دختر جوان افغان در ماراتن المپیک در مقابل دونده های قوی از آفریقا ، اروپا و امریکا به رویای خود دست نمی یابد اما او تلاش خود را انجام داده است ( فیلم مستند 25 درصد و بدو روبینا از دیانا ثاقب).

فیلم کوتاه داستانی ( من اسب می خواهم نه زن) ساخته همایون پاییز نیز افغانستانی را تصویر می کند که  سوژه خوبی برای فیلم و بیزنس غربی هاست و در عین حال افغانستانی که خود نیز از سنت های رایج در رنج و عذاب است.

همایون مروت فیلمسازی که بعد از 15 سال فاصله کاری، فیلم ( سیبی از بهشت ) را کارگردانی نموده است در فیلم خود تصویری از جهل حاکم در افغانستان را به نمایش می گذارد تصویری که باور های رادیکال دینی و بیسوادی را عامل تباهی یک ملت می داند.

و فیلم  (جنگ تریاک)  ساخته صدیق برمک که یک طنز تلخ سیاسی است تصویر ژرف تر از وضعیت امروز افغانستان را به نمایش می گذارد. تصویری از نقش سیاست و سنت در تباهی افغانستان.

جشنواره غیر رسمی اما صمیمی

جشنواره فیلم افغانستان در سویدن یک جشنواره غیر رسمی و غیر تشریفاتی اما بسیار صمیمی بود. در این جشنواره از فراخوان رسمی و پر کردن فرم جشنواره و مراحل معمول در جشنواره های فیلم دنیا خبری نبود. در عین حال مهمانان جشنواره نه در هتل بلکه در منزل ویلایی یکی از اعضای کلوپ قلم افغانستان ( ظاهر افشار) اقامت داشتند، منزلی  پر از صفا و مهربانی و مهمان نوازی که برخی شبها با نوای سه تار و آواز دلنشین داود سرخوش که از اتریش آمده بود به صبح می رسید. همچنین حضور دو شاعرافغان شریف سعیدی و فرید اروند و سایر دوستان کلوپ قلم افغانستان در سوئد  فضای بسیار صمیمی را به وجود آورده بود .

کمبود های جشنواره 

با وجود آنکه برگزاری جشنواره فیلم افغانستان در سویدن اولین تجربه برگزارکنندگان آن از جمله همایون مروت و کلوپ قلم افغانستان بود اما خوب بود به یک جشنواره جدی تر و بزرگ تر تبدیل می شد.

ـ  خوب بود اگر در بخش اطلاع رسانی و طرح  پوستر جشنواره حرفه ای تر کار می شد و بروشور مشخصات فنی و خلاصه موضوع فیلم ها چاپ و در اختیار تماشاگران قرار می گرفت.

ـ خوب بود اگر فیلم های برخی فیلمسازان دیگر افغانستان چون سعید ورکزی ، رازی محبی ، عتیق رحیمی ، صحرا کریمی و..

نیز در جشنواره به نمایش در می آمد و یا در صورت امکان از آنان دعوت می شد.

ـ و در نهایت خوب بود با توجه به برخی پیشنهاد های قبلی ، نشستی در خصوص وضعیت کنونی سینمای افغانستان و زمینه های رسیدن به یک سینمای استاندارد که مسیر حرفه ای آموزش ، تولید و فروش فیلم افغانی را هموار کند برگزار می گردید.

در مجموع  نفس برگزاری این جشنواره قدم مثبت برای سینمای افغانستان بخصوص برای سینما دوستان افغان در اروپا بود.

 

فیلم جنگ تریاک ، طنز تلخ سیاست و سنت در افغانستان

عبدالحسین دانش – فیلمساز افغان

فیلم جنگ تریاک دومین فیلم بلند سینمایی صدیق برمک پس از فیلم اسامه است. جنگ تریاک جایزه ویژه منتقدین را از جشنواره رم ایتالیا در سال 2008 بدست آورده است و در چندین جشنواره بین المللی دیگر نیز حضور داشته است.

برمک سه فیلم کوتاه دیوار ، دایره و بیگانه را نیز در کارنامه سینمایی خود دارد اما فیلم جنگ تریاک بهترین فیلم او از لحاظ کارگردانی است. فیلم جنگ تریاک یک طنز تلخ سیاسی اجتماعی است ، طنزی که جهل و جنگ و سیاست و شعار زدگی امروز در افغانستان را به تصویر در آورده است.

جنگ تریاک قصه زندگی یک خانواده روستایی افغان است که در یک تانک فرسوده روسی و در میان مزرعه تریاک زندگی می کنند. پدر خانواده که سه چهار همسر دارد یک پایش را در جنگ با روسها از دست داده و اکنون به یک مالیخولیای می ماند که  در نبود او ، برادر نوجوان اش سرپرستی امور خانواده در هم ریخته را بر عهده دارد. در نزدیکی محل زندگی این خانواده یک هلی کوپتر امریکایی سقوط کرده که فرمانده سفید پوست و سرباز سیاه پوست امریکایی آن زخمی شده اند. دو نظامی خارجی در جستجوی آب و نان و نجات از مرگ به مزرعه تریاک می رسند ، ابتدا خانواده روستایی دو نظامی بیگانه را از خود می رانند اما در نهایت برای آنها آب و نان می دهند تا اینکه دو نظامی امریکایی برای بقای خود در مزرعه تریاک کار می کنند و خود نیز در نشه ای تریاک غرق می شوند.

جنگ تریاک یک فیلم سراپا سمبولیسم است. انتخاب کاراکتر های افغان و نزاع های خانوادگی آنان ، اشاره به نزاع های قومی در افغانستان دارد. در جنگ تریاک افغانستانی را می بینیم که سنت های رایج در جامعه  به مردان آن اجازه داده تا چندین همسر اختیار کنند ، زنانی که در چارچوب سنت های رایج مذهبی و قبیله ای ، فاشیستی ترین استفاده از آنان صورت می گیرد. تفکر دینی طالبانیسم در فیلم جنگ تریاک نیز همچون فیلم اسامه به نقد در آمده است. طالبان همان هایی هستند که شاید در گذشته به خانواده روستایی افغان تعلیم دین و زندگی و داشتن چند همسر را داده است و اکنون نیز با صدور فتوا ، کشت تریاک را مجاز و از خشخاش کاران مالیات می گیرند و در صورت لزوم حق استفاده از مال و زن و فرزند خانواده روستایی را نیز دارند. طالبان در فیلم برمک نه فقط به عنوان یک گروه نظامی مافیایی بلکه به عنوان یک تفکر حاکم و رادیکال دینی در افغانستان و منطقه مطرح شده است. در فیلم جنگ تریاک افغانستانی را می بینیم که جهل و جنگ همراه با بازی های سیاسی ، جامعه ای عقب افتاده ، معلول و بیمار را ترسیم کرده است. دیالوگهای حساب شده فیلم  نیز که بسیار عریان و سکسی به نظر می رسد بیشتر کنایه آمیز و سمبلیک است که البته  در چارچوب ساختاری فیلم بخوبی جا افتاده است و در خدمت بیان طنز آن قرار گرفته است. انتخاب دو کاراکتر نظامی امریکایی که فرمانده سفید پوست آن هنوز هم از سرباز سیاه پوست به عنوان یک برده و پیش مرگ در افغانستان استفاده می کند نگاه سمبلیک به استمرار نوعی آپارتاید در جهان کنونی است. و بلاخره مثلث طالبان افغانی ـ پاکستانی ، امریکایی ها و مزرعه تریاک . مزرعه ای که دو نظامی خارجی را در خود جذب می کند ، دو نظامی که با دیدن طالبان افغانی ـ پاکستانی در زیر برقع زنان هیچ واکنشی از خود ندارند و فقط با دوربین اسلحه خود آنان را تماشا می کنند. برمک  در جنگ تریاک اشاره غیر مستقیم به رابطه تجارت اسلحه در جهان با تولید مواد مخدر در افغانستان نیز دارد که مجال شرح و تفسیر آن نیست.                                       و اما فیلمساز در سکانس پایانی جنگ تریاک نگاه سمبلیک محض و کاملا انتزاعی به دموکراسی شعارگونه امروز دارد که می خواهد  با زور اسلحه در افغانستان ترویج شود. دراین سکانس لشکری نظامی مسلح از زمین و هوا وارد مزرعه تریاک می شوند که در عقب آنان جوانان شیک پوش با عینک های دودی صندوق های رای دهی انتخابات را سوار بر قاطر ها به مزرعه می آورند. دو نظامی امریکایی که اکنون به تریاک هم عادت کرده اند دوباره آماده انجام وظیفه نظامی خود می شوند . خانواده روستایی افغان به زور از تانک فرسوده که خانه آنان است بیرون آورده می شوند تا رای دهند و سپس صف طویلی که برای رای دهی ایستاده اند و در پایان فیلم جنگ تریاک شاهد  تولد نوزاد تقریبا ناقص الخلقه ای هستیم که مادر در صف رای دهی او را به دنیا می اورد و در صندوق انتخابات جای می گیرد.

نگاهی به کار بازیگران و گروه فنی

صدیق برمک در گرفتن بازی از بازیگران زن و کودک در فیلم جنگ تریاک موفق بوده  بخصوص بازی عالی نوجوان افغان در نقش کاکا به عنوان اولین تجربه او در مقام نابازیگر بسیار حرفه ای و جذاب ارایه شده است.

فیلمبرداری جیورجی دزولایوف ، فیلمبرداری یکدست و مناسب با فضای داستانی فیلم است . ترکیب بندی های حرفه ای و کنتراست خوب و حرکت های منطقی و زیبای کرین و دالی از ویژگی های ارزشمند کار فیلمبردار در جنگ تریاک است.

صدابرداری فیلم به جز چند صحنه که احتمالا در هنگام میکس صدا خوب از کار بیرون نیامده است در مجموع  در چارچوب یک کار حرفه ای قابل توجه است.

موسیقی دلیرنظروف  به دلیل تم تاجیکی آن ، قدری از فضا و ساختار فیلم دور است و این بر می گردد به اینکه آهنگساز فیلم خود تاجیکستانی است و نتوانسته است از ساز ها و آوا های موسیقی افغانی به خوبی استفاده کند.

فیلم جنگ تریاک شدیدا بیان سمبولیسم دارد و در مواردی زیادی ، فضای ریالیستی برخی سکانس های فیلم تحت تاثیر بیان انتزاعی و سمبلیک آن قرار گرفته که باعث دو پارچگی در ساختار روایی فیلم گردیده است.

برخی از منتقدین ایرانی ، دو فیلم اسامه و جنگ تریاک صدیق برمک را تاثیر پذیر از نوع نگاه و سینمای محسن مخملباف تلقی کرده اند اما واقعیت امر این است که سه فیلم کوتاه صدیق برمک حکایت از نگاه مستقل او دارد که در کار های بلند سینمایی اش استمرار یافته است. صدیق برمک با ساختن فیلم جنگ تریاک یک گام بهتر بسوی سینمای حرفه ای  گذاشته و می تواند روزنه امیدی برای سینمای افغانستان باشد.

 

 

                                               

                  برای دیدن عکس های از جریان فیستیوال  اینجا کلیک نمایید

                                        عکس ها  از فرید اروند

    

«»«»«»«»«»«»

 

 

 

 


 

ادبی ـ هنری

 

صفحهء اول