Farda فـــــردا

 

 

 

 

 

 

 

 



 پوهاند دگرجنرال ارکانحرب امام الدین    

 

 

افغانستان در راه صلح و دموکراسی

طرح تحلیلی

افغانستان دارای تاریخ کهن، تمدن قدیم و افتخارات عظیم معنوی بوده از نگاه اقتصادی یکی ازعقب مانده ترین کشور های جهان بشمار میرود.

 عوامل عقب مانده گی اقتصادی این کشور را میتوان در موقعیت جیوپولیتیک آن، جنگ های متداوم داخلی و مداخله دوامدار مستقیم و غیر مستقیم همسایگان آن جستجو نمود. موقعیت حساس جیوپولیتیک افغانستان باعث آن گردیده است تا توجه خاص کشور های پر قدرت جهان را بخود جلب نماید و این کشور عقب نگداشته شده و کوچک مورد حملات وحشیانه آ نها قرارگیرد و برای کوتاه یا دراز مدت به میدان ازمایش سلاح های مدرن و قدرت نمایی های ایشان مبدل گردد.

حملات چنگیز خان، تیمور لنگ، مغول ها، جنگ های سه گانه افغان و انگلیس، حمله ارتش شوروی 1979 و حضور نظامی ایالات متحده امریکا و جامعه جهانی تحت نام جنگ علیه تروریزم در افغانستان، نمونه های بارز این قدرت نمایی ها می باشند.

جنگ های داخلی و خانه جنگی های متداومی که به وقفه های طولانی و کوتاه میان اعضای خاندان سلطنتی و امرای سدوزایی و محمد زایی دوام داشت، تقریبا برای یک سده دامنگیر تمام مردم، اقوام و قبایل سراسر کشور ما بوده و هم چنان جنگ های سه دهه اخیر در افغانستان زمینه نفوذ و تحرکات بیشتر شبکه ها ی استخباراتی ممالک همسایه را مساعد ساخت تا به خاطر رسیدن به اهداف استراتیژیکی خویش نفاق ملی را در بین مردم ما دامن زده و برای مدت طولانی اسباب وعوامل بی ثباتی، بد امنیتی، ترور و وحشت را فراهم نمایند.

تهاجمات ابر قدرت های استعمارگر، جنگ های متداوم داخلی، مداخلات دوامدار ممالک همسایه و استعمارگر جهان، پیکر اقتصادی، روابط اجتماعی، فرهنگی،  بنیاد های دفاعی و امنیتی ما را متضرر ساخته عامل از بین رفتن تمدن و فرهنگ افغانی، اردوی ملی و بالاخره تجزیه یک کشوری شده است که میتوانست با قوت ونیرومندی جاص درپهلوی سایر کشور های دموکراتیک جهان قرارمیداشت.

حاصل این جنگ ها و مداخلات اجنبی، زمینه سقوط سلطنت امان الله خان، شاه تحول پسند، پر شور، انقلابی با احساس، مهربان، دلسوز، مسلمان صادق ولی مخالف بنیادگرایی و دشمن عقاید خرافاتی و کهنه پرستی، پیش اهنگ نهضت تجدد و طرفدار فرهنگ نوین را که میخواست با تطبیق اصلاحات کشورش شاهراه ترقی و تعالی را پیموده هرچه زود تر در قطار کشور های پیشرفته و صنعتی جهان قرار گیرد، فراهم ساخت. علت این شکست مداخلات و تحریکات کشور های بزرگ استعماری، نبودن یک حزب نیرومند طرفدار اصلاحات وعدم تقویه اردویی پوده است که در پهلوی دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ملی در جهت دفاع از ریفورم و اصلاحات از ان استفاده می شد.

همچنان مسلح بودن اقوام و قبایل، افراد و اشخاص غیر مسئوول که در اغتشاشات مردم پکتیا، ملای لنگ و حبیب الله کلکانی از آن استفاده شده، عامل دیگرسقوط سلطنت بوده است.


 صرف نظر از حضور نظامی
۴۰ کشور جهان در افغانستان وضعیت سیاسی و نظامی امروز در بسیاری جهات با اوضاع سیاسی نظامی دوران حاکمیت شاه امان الله غازی در شباهت نزدیک قرار دارد. می بینیم که در طی سه دهه گذشته مردم کشور ما در امر دفاع از استقلال و حاکمیت ملی کشور شان با جانفشانی خستگی ناپذیر در برابر استعمارگران با مقاومت و پایمردی شجاعانه و بی باکانه رزمیده اند، اما جنگ سه دهه اخیر بدتر از جنگ های گذشته ضربه مهلکی را بر پیکر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ملی و نظامی کشور وارد نموده که اثرات منفی آن در چالش های امنیتی ای که در برابر دولت فعلی و جامعه جهانی قرار دارد، به وضاحت قابل لمس می باشد. پس لازم است تا به خاطر بر ملا ساختن عوامل و تاثیرات منفی آن هر کدام ازفکتور های زیرین را جداگانه به بررسی بگیریم تا در نتیجه طرحی را دریابیم که تطبیق آن بتواند اسباب تخفیف و از بین بردن تدریجی بحران کنونی را فراهم نماید.

 1- وضع اقتصادی
سیاست اقتصادی دولت ها را در طی سالهای گذشته روش پلانگذاری و اقتصاد رهبری شده تشکیل میداد. قسمت عمده سرمایه گذاری دولت در طرح زیر بنایی مانند ساختن سرکها، تولید برق و تنظیم سیستم آبیاری بکار رفته که از قروض طویل المدت و کمک های بلاعوض کشور های خارجی (اتحاد شوروی، ایالات متحده امریکا و جرمنی ) تمویل میگردید که در اعمار سرکها و شاهراه های اکمالاتی بزرگ کشور، خانه سازی، تخنیکم ها، تفحص نفت و گاز، پایپ لاین انتقال گاز و ساختمان میدان های هوایی، پروژه های جنگل داری، استیشن های رادیو و مخابرات، فابریکه های نساجی، پشمینه بافی، تولید سمنت و ذغال سنگ در طی دو پلان پنج ساله زمان صدارت سردار محمد داود خان به مصرف رسیده است. به سر رسیدن این پروژه ها در جهت تقویه اقتصاد ملی و کار یابی عده ای از هموطنان ما از اهمیت خاصی در انزمان برخوردار بوده است. متاسفانه تمام پروژه های مذکور بشمول پایه ها و لین های برق با تغییرات قدرت سیاسی بعد از سال ۱۹۹۲ تخریب گردید.

 طبقات اصلی جامعه افغانستان را دهقانان بی زمین و کم زمین تشکیل میدهند و قرار مصاحبه تلویزیونی وزیر زراعت دولت اسلامی
۲۰ ملیون نفر در ساحه ۸ ملیون هکتار زمین مصروف کشت و زراعت و مالداری می باشند، اما اخیراً نسبت تداوم جنگ، مهاجرت های اجباری مردم و تغییرات درجه گرمای کره زمین و پایین امدن سطح آبهای زیر زمینی باعث تخریب نهر ها ی آبیاری، بندش و خشک شدن کاریز ها گردیده است. دهاقین بیچاره با وجود تهدیدات ملاکان وفیودالان مسلح، گاهی ناز زمین را می بردارند و گاهی هم ناز طبیعت را. آنها با هزاران دعا و نیایش، حاصلات ناچیز زمین خویش را جمع اوری می نمایند که به هیچ صورت نمی تواند مخارج زندگی سالانه ایشان را تکافو نماید.

قرار مصاحبه تلویزیونی انورالحق احدی وزیر مالیه سابق مبلغ ۳۶ ملیارد دالر در جهت بازسازی افغانستان به مصرف رسیده است که ۶ ملیارد انرا دولت افغانستان مصرف نموده است.اما دیده میشود که نسبت نبود پلان منظم و کوردینه شده میان دولت افغانستان، کشور های کمک کننده و موسسات مصرف کننده این کمک ها، بازسازی پروژه های صنعتی و زراعتی چندان قابل لمس نبوده و دهاقین از مساعدت ها و کمک های دولت کمتر بهره مند می باشند. تمام پروژه های اقتصادی، سیستم های ابیاری و برق که بعد از سال ۱۹۹۲ تخریب گردیده بودند، بحال خود باقی مانده و میلیون ها انسان در هوا ی ازاد بدون سر پناه زندگی میکنند و پروژه های جدید صنعتی خصوصی، دولتی و یا مختلط که برای مردم افغانستان امیدوارکننده باشند، ایجاد نشده اند. بیکاری روز افزون، ضعف اقتصادی و ضع اسفناک دهاقین کشور و عدم اعتماد مردم نسبت به آینده شان، باعث آن شده که جوانان کشور به خاطر فروش نیرو ی کار خویش به ممالک خارج و کشور های همسایه مجبور به مهاجرت شوند و یا به کارهای مشقت بار و ناسالم کشت و برداشت مواد مخدر رجوع نمایند و یا هم به گروه ها و باند های تروریستی، القاعده و آشوب گران طالب پیوسته و یا بخاطر بدست آوردن لقمه نانی قربانی اعمال آنها گردند.

2 - وضع سیاسی
طی چند دهه اخیر ده مراتبه زعامت سیاسی کشور بخواست عده محدودی از حلقات سیاسی، نظامی افراد و اشخاص از طریق کودتا های نظامی تحت نام انقلاب و یا قیام، به اساس عقده های سیاسی شخصی و یا خانوادگی تغییر نموده است که مردم افغانستان با شنیدن خطابه های طولانی طراحان آن، تحت نام اهداف مرامی، از آنها استقبال نموده اند. اما بعد از سپری شدن مدت کوتاه، نسبت اشتباهات در تطبیق برنامه ها و اصلاحات به مخالفت های اشکار و نهانی، مستقیم و غیر مستقیم مردم وگروه های سیاسی مخالف مواجه گردیده که برخورد خشونت آمیز دولت را در قبال داشته است.

خشونت ها منجر به مهاجرت ها ی جداگانه، دسته جمعی، زندانی شدن، ازبین رفتن تبعیدات سیاسی و ایجاد روحیه عدم اعتماد بین مردم و گروه های سیاسی بین حکومت جدید و تمام کارمندان و اعضای بلند رتبه رژیم قبلی، فرار متخصصین، انجنیران و مغز های متفکر و وطن پرست گردیده است.

بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، حکومت موقت به اساس توافقات بن، در اوضاع و احوالی تشکیل گردید که افغانستان از نگاه مادی ویران و از نگاه معنوی و سیاسی متفرق و غیر متحد بود. همزمان به آن دموکراسی به عنوان یک امتعه وارداتی وارد بازاری گردید که از جهات مختلف به پذیرش آن آماده نبود. به این صورت افغانستان به عنوان یک کشور منزوی یک بار دیگر مورد توجه جهانیان قرار گرفت.

ا مروز اضافه از ۳۶ کشور جهان که در پیشاپیش آن ها ایالات متحده امریکا قرار دارد، تحت نام جنگ علیه تروریزم و دفاع از دموکراسی دراین کشور حضور نظامی دارند. نداشتن یک ستراتیزی روشن در زمینه روح و روان عده زیادی ازمردم را بخاطر جهاد علیه حضور نظامی برانگیخته و عده از کشور های منطقه را در دورا هی همکاری و یا عدم همکاری در مبارزه علیه ترویزم قرار داده است.

3- وضع اقوام و ملیت ها
افغانستان یک کشور کثیرالملیتی می باشد که مردم آن در طول تاریخ دریک فضای دوستی و صمیمیت پهلوی همدیگر زندگی کرده اند. اما زمانیکه حکومت مرکزی نسبت مداخله و تعرض قدرت های استعماری کنترول خود را بر بعضی از مناطق کشور از دست میدهد، شبکه های استخباراتی ممالک همسایه با اعمال نفوذ در بین اقوام و ملیت ها، نفاق، جدایی و افتراق ملی را با استفاده از احساسات مذهبی، ملی و نژادی میان مردم دامن زده که باعث ایجاد تنش ها بین ملیت ها و ایجاد آشوب و بی امنیتی گردیده است. آنها حفظ منافع ملی و ستراتیژیکی خویش را در وجود همین بی ثباتی و اشوبگری ها جستجو نموده و مینماید.

 به این ترتیب مشکل مهمی در برابر زعما و شخصیت های بزرگ سیاسی ایجاد شده که آنها نتوانسته اند اقوام و ملیت های مختلف کشور را با وجود داشتن منافع مشترک سیاسی اقتصادی و اجتماعی، بحیث افراد متساوی الحقوق، زیر بیرق کشور، تحت فرمان حکومت مرکزی، بخاطر دفاع از منافع دموکراتیک جامعه گرد آورده وکشور خود را به مدارج عالی پیشرفت و ترقی برسانند. از جانب دیگراز ا ینکه گروه های جنگی، نیرو های مقاومت و جهاد، به اساس مشخصات قومی، ملی، نژادی، مذهبی و منطقوی تشکیل گردیده، برخورد مصلحت جویانه دولت و جامعه بین الملی در مورد خلع سلاح آنها باعث شد تا مشکل مهمی در جهت اتحاد و همبستگی ملی و ایجاد یک ملت واحد تحت اداره حکومت مرکزی باقی بماند.

4- احزاب سیاسی
روشنفکران افغانستان در ادوار مختلف حاکمیت دولتی با در نظر داشت وضع سیاسی و نظامی کشور شان احزابی را تشکیل و بی باکانه بدور آن حلقه زده اند که به شیوه ها و اشکال ظریفانه با پخش اهداف سیاسی و مرامی شان به نبرد سیاسی و اجتماعی روشنگرانه آغاز نموده اند.

متآسفانه این احزاب زود یا دیر به قهر و غضب امرا، پادشاهان و محافل حاکمه مواجه شده اند که رهبران شان بدون محاکمه، اعدام و تیرباران گردیده و یا به دم توپ پرانده شده و اعضای این حزب ها به زنجیر و ذولانه، شکنجه های روحی و امرو نهی استبداد استعماری مواجه گردیده اند.

در دهه دموکراسی ۱۹۶۳-۱۹۷۳ افغانستان در آستانه تحول قرار گرفت. لویه جرگه دایر شد، قانون اساسی نافذ گردید که در آن حقوق و آزادی های دموکراتیک مردم تسجیل گردید. در این دوره قانون احزاب پاس شد که با وجود استنکاف پادشاه از توشیح آن، احزاب و جریان های سیاسی چپ و چپ نما، چپرو و چپگرا، راستگرا، تندرو، میانه رو، دموکراتیک، ملی و ملی گرا، تشکیل و به فعالیت سازمانی دست زدند.


 اما متاسفانه که در اثر کودتاها و یا قیام هائیکه یکی پی دیگری صورت گرفتند، رهبری این احزاب به سر نوشت رهبران احزاب قبلی مواجه گردیدند و عده از رهبران آنها در زمان حاکمیت سردار محمد داود و بعد از آن در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان و حضور نظامی شوروی به پاکستان و ایران فرار نمودند. بقیه اعضای آن متشتت و پراگنده شدند که امروز با استفاده از دموکراسی نو پا با تغییر نام و برنامه های جدید، به تشکیل احزا ب تازه ای دست زده اند.

بعد از اپریل ۱۹۷۸ و دسمبر ۱۹۷۹ عده زیادی از هموطنان ما به شکل جداگانه و دسته جمعی به پاکستان و ایران مهاجر شدند که در آنجا به کمک سایر کشور های جهان از وجود انها گروه های جنگی، نیرو های مقاومت، احزاب و تنظیم ها یی تشکیل گردید که به نام های هفتگانه و نه گانه یاد می شدند. در راس احزاب تشکیل شده در پاکستان عمدتا رهبری سابقه آن عده احزابی قرار گرفتند که در زمان حاکمیت سردارمحمد داود خان به انجا فرار نموده بودند. این احزاب در زمان حضور نیروهای شوروی در افغانستان و بعد از آن، با متحمل شدن قربانی های زیادی در مقابل تجاوز شوروی مقاومت نمودند، تشکیل آنها به اساس مشخصات مذهبی، قومی، قبیلوی، ملیتی و سمتی صورت گرفته بود که بعد از سال ۱۹۹۲ سقوط حاکمیت داکتر نجیب الله باز هم مسلح باقی ماندند که در چوکات حاکمیت منطقوی در حفظ امنیت و یا در جهت مقابل آن اخلال امنیت و همدستی به نیرو های مسلح مخالف دولت میتواند اثر گذار باشند.

خصوصیات فوق احزاب مذکور را در دفاع از منافع قوم، قبیله و سمت قرار داده است که آنها نمی توانند در جهت تامین وحدت ملی، تبدیل کردن جامعه به افرادی دارای حقوق مساوی و تامین حقوق دموکراتیک نقش ارزنده داشته باشند.

حزب حاکم دوران جنگ که از نگاه ترکیب یک حزب فراگیر بود، اما مداخلات کشورهای خارجی شرق و غرب آنرا به یک حزب تحت الحمایه تبدیل نمود که هیچ وقت نتوانست گامی فراتر ازمنافع کشور حمایه کننده بردارد. این حزب بعد از حوادث سال ۱۹۹۲ به خارج و داخل پراگنده شد و اعضای آن افسرده و جنگ زده و غیر متحد می باشند. بعضی از آنها از اشتباهات، عده ای از شخصیت های بلند پایه حرف هایی دارند و بعضی ها ا شتباهات را عمل قانونی و حکم انقلاب قلمداد میکنند. عده یی برضد معامله گری ها حرف می زنند و بعضی ها این معامله گری ها را ضرورت و حکم تاریخ وانمود میکنند. برخی از تعرض شوروی و مداخله نظامی آن کشور، حرف هایی دارند و تعدادی هم آنرا بر حق و مرحله نجات افغانستان تلقی میکنند.

قراریکه در صفحات انترنت مشاهده میکنیم، امروز بیش از صد حزب سیاسی از وزارت عدلیه ی افغانستان جواز فعالیت بدست اورده اند. متآسفانه که تا الحال هیچکدام ازین احزاب نتوانسته اند به یک قوت و یا نیروی دارای پایه های مردمی در بین جامعه خود را تثبیت نمایند. عده یی از هموطنان ما علت تعدد احزاب سیاسی را از دستاوردهای قانون اساسی، موجودیت قانون احزاب، ازادی قلم و بیان و حضور جامعه جهانی می دانند که در بیداری سیاسی و اجتماعی جامعه نقش خود را ایفا می کنند. عده دیگری به گفته های فوق مهر تایید می گذارند علت تعدد احزاب را تداوم جنگ، بروز روحیه عدم اعتماد بین افراد، اشخاص وگروه های مختلف سیاسی وانمود ساخته و علاوه میکنند که قسمتی از احزاب سیاسی امروزی شاخه و فراکسیون های خورد و بزرگ احزابی می باشند که د دهه دموکراسی و دوران مقاومت و جهاد ایجاد گردیده اند که بعضا بر مبنای خصوصیات قومی، زبانی، منطقوی و سمتی استوار بوده و نمیتوانند منحیث یک حزب فراگیر در تقویت دوستی و تفاهم میان اقوام و ملیت ها، حل مساله ملی و تامین عدالت اجتماعی، تساوی حقوق میان اقوام و افراد جامعه توسعه و تحکیم دموکراسی رول ارزنده ای را داشته باشند.

5 - روابط سیاسی افغانستان با کشور های همسایه
افغانستان در ادوار مختلف حاکمیت دولتی سعی نموده است تا سیاست عدم انسلاک، تقویه روابط دوستانه و برادرانه، حسن همجواری و عدم مداخله در امور داخلی یکد یگر را حفظ نماید. غرض تقویه بیشتر مناسبات مذکور جلب همکاری های متقا بل و حل مسایل مربوط به اختلاف عندالموقع به عقد قرار داد ها، پرتوکول ها و معاهداتی توصل ورزیده است. اما با وجود آنهم این کشور در دسمبر 1979 از هوا و زمین مورد تجاوز ابر قدرت جهان، اتحاد شوروی قرار گرفت که پیامد ان بدیختی این کشور و تشنج منطقه و جهان گردیده است.

ازینکه افغانستان میان پاکستان و جمهوریت های آسیایی میانه حیثیت پل ارتباط را دارا می باشد، بنا ء صلح و ثبات در این کشور از نگاه روابط تجارتی، اقتصادی و انتقال گاز از طریق افغانستان و پاکستان به نفع اقتصاد پاکستان نیز می باشد. اما ترکیب ملی پاکستان و خط استعماری دیورند که قسمتی از بدنه ی افغانستان را جبرا به پاکستان ملحق ساخته است، اسباب تیره گی مناسبات افغانستان و پاکستان و تشنج منطقه را از همان آوان تشکیل پاکستان فراهم ساخته که یکی از عوامل تداوم جنگ در افغانستان محسوب می شود.

 این خط استعماری باعث گردیده تا حکومت پاکستان و شبکه های استخبارات نظامی آن روی این موضوع به نظر شک و تردید نگریسته و در جهت مقابل آن سعی نماید تا از طریق مداخله زمینه بی امنیتی، بی ثباتی، ترور و حشت و دهشت را در این کشور فراهم سازد تا افغانستان از نظر سیاسی به یک کشور بی ثبات دارای حکومت دست نشانده از نظر نظامی ضعیف و در گیر جنگ های داخلی و از نظر اقتصادی یک کشور منحصر به پاکستان باقی بماند.

موضوع بی ثباتی، بی امنیتی و ضعف حکومت و اداره افغانستان آنقدر به جانب پاکستان حایز اهمیت است که نواز شریف رهبر حزب مسلم لیک و صدراعظم قبلی پاکستان موضوع ازبین رفتن اردوی افغانستان را در کمپاین انتخاباتی اش افتخارانه به خود نسبت داد ه است. مداخلات پاکستان در سرحدات کشور ما از زمان تشکیل آن کشور در دوران صدارت سردار شاه محمود خان، داود خان، حاکمیت حزب دموکراتیک، حکومت مجاهدین، طالبان و همچنان در زمان حکومت منتخب افغانستان و حضور جامعه جهانی به وضاحت قابل درک بوده و ادامه دارد.
 
با وجودیکه موضوع خط دیورند به اراده مردمان آن طرف خط مذکور ارتباط پیدا میکند، اما به یک موضوع مهم ملی و پرابلم عمده تیره گی مناسبات دوکشور از همان قبل تبدیل و در نزد مردم افغانستان از چنان حساسیتی برخوردار گردیده که هرگاه حکومتی درین مورد ازخود نرمش نشان دهد و یا حزبی در برنامه و اهداف مرامی خویش از آن صرف نظر نماید، از طرف مردم به خیانت ملی، وطنفروشی، اجیر و جاسوس بودن متهم شده اعتبار ملی و پایه مردمی خورا از دست میدهد.

استفاده از آب دریای هلمند در مناسبات دو کشور افغانستان وایران از سا لهای متمادی الی دوره صدارت موسی شفیق منحیث موضوع جنجال برانگیز بین طرفین انعکاس روشن داشت.

این موضوع طی امضای یک پروتوکولیکه بین موسی شفیق اخرین صدراعظم دوران سلطنت و میر عباس هویدا صدراعظم ایران امضاگردیدبا وجودیکه به واکنش جدی همه نیرو های دموکراتیک، ملی وطرقی خواه مواجه گردیده بود بصورت یکجانبه به نفع ایران فروکش کرد.

ایران طی سالهای حضورنظامی شوروی در افغانستان میزبان عده زیادی از افغان های مهاجر و به صورت خاص برادران ملیت هزاره واهل تشیع بوده که در زمینه تجهیز وتصلیح گروپ های مقاومت وجهاد چه در دوران حضور نیرو های شوروی وچه در دوران جنگهای ذات البینی مجاهدین وجنگ علیه جنبش طالبان با دست باز به اهل تشیع افغانستان کهمک نموده است، اما تداوم این کهمکها وحمایه بعدی آن از گروپ های مزکور، باعث تشدید اختلافات مذهبی وایجاد چالشهای جدید در برابردولت ومردم افغانستان خواهد بود. تیرگی مناسبات ایران وایالات متحده امریکادرطی سه دهه اخیر از یکسو و استفاده صلح آمیز ویا غیر صلح آمیز ایران ازانرژی اتومی و غنی سازی یورانیوم از سوی دیگر توجه خاص ایالات متحده امریکاه وکشور های متحد آنراجلب نموده که منجر به تنشهای لفظی گردیده است. ایران حضور نظامی این کشورهارا در افغانستان تهدید نظامی علیه خود تلقی نموده در مورد روشن شدن استراتیژی ایالات متحده امریکاو ناتو نسبت به تمام کشور های منطقه وممالک همسایه افغانستان به علاقه مند ی خاص می نگرد.

ایران میتواند در ایجاد ثبات سیاسی، تامین صلح وامنیت ویا برعکس درایجاد بی ثباتی وآشوبگری درافغانستان نقش قابل ملاحظه داشته باشد.

6 - وضع نظامی
قبلا توضیح گردید که دخالت مستقیم و غیر مستقیم پاکستان در امورات داخلی افغانستان یک عامل عمده تشدید بحران بوده است. برا ساس تازه ترین گزارشی که برای بخش سوم "رحمان بابا" در سایت فـــردا از طرف آقای صبورالله سیاه سنگ ترجمه و نشر شده، به نقل از

 The Terror the West Cannot Face, W. Dalrymple, The Guardian, June 14, 2004

چنین گفته میشود: "شمار مدرسه های دینی پاکستان از یازدهـم اگسـت 1947 که 245 باب بود، در آستانه یازدهم سپتمبر سال 2001 به هفت هزار و با در حال حاضر یعنی در اواسط 2009، به هشت هزار میرسد."

 

که در آنها هزاران نفر افغان مصروف تحصیل یا آموزش مسایل دینی ومذهبی میباشند.

یکی از اهداف مهم و اساسی طالبان مذکور را ادامه جنگ علیه دولت افغانستان و نیرو های خارجی مقیم این کشور تشکیل میدهد که بخاطر برآورده شدن هدف مذکور در پهلوی مسایل دینی تدریس مسایل نظامی جز اساسی پلان تدریسی آنها را تشکیل داده مسایل مالی و تسلیحاتی آنها غرض ادامه جنگ توسط سازمان القاعده و سرمایداران ممالک عربی تامین میشود. آنها بعد از فرا گرفتن تعلیم و تربیه خاص دینی و نظامی و حاضر شدن شان از نگاه روحی و فزیکی بداخل افغانستان فرستاده می شوند تا در عملیات انتحاری که سبب از بین رفتن صدها تن بیگناه میگردد، شرکت ورزیده با استفاده از مسایل مذهبی تحت نام پیشبرد جهاد علیه حضور قوتهای نظامی جامعه جهانی، در بین مردم جاگزین شده با ایجاد بی ثباتی، دهشت افگنی، ترور و اختطاف مانع تطبیق پلان های انکشافی دولت، موسسات خیریه و بازسازی کشور در محلات می گردند. افغانستان طی سالهای متمادی و در ادوار مختلف حاکمیت شاهان، امرا و سلاطین، از داشتن اردو های برخوردار بود که با داشتن قوه خاص نظامی در مقابل استعمارگران خارجی و شورشیان داخلی صف آرایی نموده اند.

هرگاه وضع الجیش اردو های سابقه را مطالعه نماییم به آسانی درک میکنیم که انها بدرجه اول به امنیت خود شان و شهر کابل توجه داشته و بعدا به وضاحت معلوم میگردد که تعداد زیاد از قوتهایی نظامی خود را در استقامت های شرقی، جنوب شرقی و جنوب کشور سوق نموده بودند که یک تصور روشن را از درجه دوستی و دشمنی آنها با همسایگان افغانستان میدهد.

قویترین اردو در زمان گذشته اردوی زمان حاکمیت داکتر نجیب الله بود که ۲۰۰ هزار نفر تشکیل، ۱۲۰۰ تانک، ۳۲۰۰ ضرب توپچی ریاکتیف توب و هاوان، ۴۱۵ بال طیاره و هلیکوبتر و طیارات ترانسپورت موجود داشت. اردوی انزمان از ۱۹ فرقه منظم و چهار فرقه نیمه منظم یک فرقه و سه لوای تانک، ۳ لوا و دو غند کوماندو، ۴ لوای نقلیه لوژستیکی، دو الی سه لوای امنیت بدرقهء قطارها ی اکمالاتی، یک لوای توبچی، دو لوای سکات، چهار کندک لونا و جهار کندک اوراگان، سه غند مرکز تعلیمی، دو لوا و دو غند راکت و توبچی دافع هوا، حربی پوهنتون، پوهنتون هوایی و مدافعه هوایی و حربی شوونځی، قوای سرحدی و قوای هوایی و مدافعه هوایی تشکیل گردیده بود. پولیس و قطعات اوپراتیفی وزارت های داخله و امنیت دولتی جدا از تشکیل اردو تحت امر وزرای مربوطه فعالیت می نمودند. تعلیم و تربیه، اکمالات و تامینات قطعات از طرف ستردرستیز قوای مسلح و معاونین وزیر در امور صنوف مختلفه صورت میگرفت. رئیس جمهور منحیث سرقوماندان اعلی قوای مسلح، در سوق و اداره و تنظیم فعالیت کوردینه شده تمام قوتها نقش فعال و ارزنده داشت.

اردوی فعلی افغانستان از لوا های پیاده که در چوکات قول اردو ها تنظیم شده تشکیل گردیده که پرسونل آن به اساس عقد قرار داد و تعهدات داوطلبانه برای مدت معینی شامل خدمت در صفوف اردو شده اند. کمیت فعلی اردو و تسلیحات آن از نظر سلاح ثقیله و عدم موجودیت سلاح تقویه و حمایه تانک، توپچی و قوای هوایی و مدافعه هوایی جوابگوی اجرای عملیات مستقلانه وظایف امنیتی نمی باشد.

هنوز هم امنیت بعضی از موسسات توسط شرکت های خصوصی امنیتی تامین می شود و از طریق رسانه ها حرف هایی در مورد اربکی و یا ملیشه شنیده میشود. اربکی ها و ملیشه نیرو های فرا تشکیلاتی و فرا قانونی بوده که از بطن نا آرامی ها در مناطق پر آشوب و بحران بخاطر پر کردن خلای قدرت غرض بدست آوردن امتیازات خاصی تشکیل می شوند. ملیشه و اربکی ها نیرو های استفاده جو و خود مختار بوده هرگاه دولت به خواسته های آن بصورت دوامدار لبیک نگوید و یا ختم آشوب به نظر برسد، در انصورت موضوع نارضایتی و گرایش به مخالفین مطرح شده یک دولت موفق را به ناکامی سوق میدهد. این نیرو ها راه را به سوی تضعیف نیرو های امنیتی و تقویت حاکمیت قومی در کشور باز کرده موجبات اختلافات، عظمت طلبی های ملی و ستم ملی را فراهم می سازند. از سالهاست که عده از مردم به اقتصاد غیر مشروع ( اقتصاد جنگی، مواد مخدر، جمع کردن عشر و اعا نه، اختلاس رشوه ) وغیره معتاد شده اند که باید ریشه کن ساخته شوند، اما ملیشه ها آنها را بارور می سازند.

 یک اردوی اجیر و قراردادی نمی تواند فکتور ها و نورم های اساسی ای را که خصوصیات ملی بودن را مشخص می سازد، تکمیل نموده و به ماده
۵۹ قانون اساسی ( دفاع از وطن وجیبه ملی تمام شهروندان است) مطابقت داشته باشد.

در چنین شرایطی که مدت زیادی از اشغال کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا توسط بارک اوباما سپری نشده و افغانستان به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نزدیک شده میرود، ریس جمهور ایالات متحده امریکا دستورحاضر کردن ۱۷۰۰۰ نفر نیروی تازه دم را غرض اعزام به افغانستان صادر نموده، نماینده خاص رئیس جمهورامریکا، ریچارد هولدبروک که غرض آماده ساختن ستراتیزی جدید ایالات متحده امریکا موظف شده بود، از سفر پاکستان و افغانستان بازگشت نموده، ملاقات وزیر خارجه امریکا با وزیر خارجه روسیه در مسکو روی مسئله افغانستان به پایان رسیده، رئیس جمهور امریکا درمصاحبه اختصا صی اش با شبکه تلویزیونی پی بی اس گفته است که: امریکا در موضوع افغانستان در مقابل بنیاد گرا های اسلامی نمیتواند به پیروزی برسد و پیشبرد مذاکرات با طالبان میانه رو را ترجیح میدهدد. طالبان موضوع تقسیم کردن شان را به میانه رو وتند رو رد نموده، شرایط خاصی را برای مذاکره پیشکش میکنند. هم چنان رئیس جمهور گفته است: ما علاقه به حضور دراز مدت در افغانستان نداریم زیرا تاریخ این کشور نشان داده که مردم این کشور حضور نظامی دوامدار را در کشور شان اشغال تلقی میکنند. همچنان موصوف جدول زمانی برای خروج نیرو های شان نداشته و گفته است، تا زمانیکه استراتیژی روشن نداشته باشیم، تصمیم برای خروج را نیز نداریم.

همچنان اقای خلیل زاد سفیر و نماینده قبلی ایالات متحده امریکا در ملل متحد، کنفرانس بین الافغانی را در دوبی به اشتراک وزیر خارجه افغانستان داکتر سپنتا، احسان الله بیات، اشرف غنی، داکتر عبدالله و عده ای از کادر های جوان افغانی دایر نموده کار آنرا به پایان رسانیده است. از اظهارات اخیر رئیس جمهور امریکا، شخصیت های سیاسی و دولتی افغانستان و مقامات بلند پایه ناتو معلوم می شود که ایالات متحده امریکا احتمالا در پی نظر سنجی ها برای کنترول وضعیت در افغانستان و پاکستان بوده و بالا تر از آن به خاطر اعتبار ناتو تلاش های تازه ای را روی دست گرفته که از سوی بسیاری ازمحافل منجمله سازمان ملل متحد، شخصیت های مستقل افغانی و عده یی از مفسرین و صاحب نظران اغاز کردیده است.

از طرحی که تحت عنوان ابتکار صلح توسط دکتور وحید وحیدا الله، کارمند و متخصص حل منازعات منطقوی ملل متحد، ارایه شده، برملا می شود که ایشان دعوت بعمل می اورند تا بطور دسته جمعی و صلح آمیز و مسئولانه در اتحاد با همدیگر جهت بکار بستن یک گفت و شنود بین الافغانی، به منظور ایجاد یک حکومت وسیع البنیاد و کاملا نماینده و حدت ملی در افغانستان، حکومت دموکراتیک برای مردم افغانستان و قابل قبول جامعه جهانی دست بکار شوند. وی به حل سیاسی معضله افغانستان تاکید نموده تطبیق پلان را به سه مرحله اتحاد بخاطر صلح و عمران دوباره افغانستان، تدویرلویه جرگه انتقالی و انتخابات دموکراتیک پیشنهاد نموده است.

طرح مذ کور واقعآ یک طرح ابتکاری و ستودنی است که باز تاب دهنده اندیشه های مردم افغانستان در حل معضله فعلی کشور شان میباشد. وی به حیث یک افغان مصلح وطن پرست، روی مسایل کشور خود اندیشیده و طرح صلح خویش را تقدیم هم وطنانش نموده است.

سوال دراین جاست که آیا مخالفین مسلح دولت که عمدتا طالبان هستند، به این اتحاد حاضر میباشند ویا خیر؟ طرح گفتگو در عمل با طالبان به ابهامات و چالش های زیادی روبرو است. مشکل اینجاست که طالبان ازتشکیلات سیاسی، نظامی واداری خاصی برخوردارنیستند. این اتحاد به کدام افراد و یا نهاد های رهبری انها صورت خواهد گرفت.

از سوی دیگر پیش حرف هاییکه از طالبان شنیده می شود شانس این اتحاد بخاطر صلح را کمتر می سازد. طرح حاضر از آنها می خواهد تا موجودیت جامعه جهانی و قانون اساسی افغانستان را بپذ یرند. گروه طالبان قبل از همه خواستار خروج نیرو های خارجی از افغانستان و استقرار به زعم خود شان دولت اسلامی و تطبیق قوانین شریعت اسلامی تیپ خویش، در افغانستان می باشند.

 بارک اوباما رئیس جمهور امریکا اظهار داشته که تماس با طالبان میانه رو می تواند یکی از گزینه ها باشد. بنا بر این طالبان به تاسی از گفته های بارک اوباما، ممکن خواستار امتیازات بیشتری در زمینه گردیده و ازدیدگاه وسیع تری بخود باورمند شوند.

از طرف دیگر ارگان های حقوق بین المللی معتقد اند که ازانجاییکه طالبان به عنوان یک مولفه ء دهشت افگن پنداشته می شوند، گفتگو و اتحاد به آنها، تخطی از فیصله سازمان ملل متحد پنداشته می شود. گروه بین المللی بحران از امریکا خواسته است که در زمینه با شورشیان افغان با احتیاط عمل کرده و در روند مصالحه جویی در افغانستان نباید به اصل حاکمیت قانون معامله شود.

دولت امریکا به تلاش های خود در راستای اعمال قانون و ایجاد یک حکومت مسئوول و پا سخگوی در افغانستان متمرکز نموده تقویت پولیس ملی و اردوی ملی افغانستان را در اولویت برنامه های نظامی اش قرار دهد. نیرو های تند رو زمانی شکست خواهند خورد که امریکا شیوه های تازه ی را در عرصه های سیاسی، اقتصادی و نظامی در پیش گیرد تا به تقویت نهاد های مدنی این کشور منتهی گردد.

 دیگر اینکه حکومت انتقالی قبلا تشکیل و لویه جرگه قبلا دایر شده است که دوره کار حکومت انتقالی پایان رسیده بنا براین تدویر دوباره ء لویه جرگه انتقالی و تشکیل حکومت انتقالی برای باردوم تکرار عمل گذشته و گامی به عقب پنداشته می شود. ازینکه از لویه جرگه نتیجه خوبی بدست نیامده کار حکومت انتقالی و منتخب افغانستان مثمر نبوده است، نقص در مدیریت ضعیف حکومت و برخورد نا درست و مصلحت جویانه امریکا و جامعه جهانی در افغانستان بوده است. پس باید در جهت اصلاح عمل کرد بدر آییم، نه در جهت تعدیل قانون اساسی کشور و تکرار تدابیریکه قبلا انجام یافته اند.

به نظر اینجانب حل معضله افغانستان عبارت از اتخاذ و تطبیق مجموعه تدابیر کمپلکس اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی ای ایست که از طرف دولت افغانستان، ایالات متحده امریکا، جامعه جهانی، ناتو، ممالک همسایه افغانستان، هند، روسیه، چین، عربستان سعودی وجاپان اتخاذ و به صورت منظم وکوردینه شده به وقت وزمان ان تطبیق گردد که ذیلا تقدیم می گردد.

الف: تدابیراقتصادی
 - حکومت جدید تحت زعامت رئیس جمهور منتخب و مشوره متخصصین کشورهای دوست ابتکار پلان گذاری احیای مجدد پروژه های صنعتی و بنیادی (بند های برق، فابریکات مختلف، معادن و اعمار سرکها) هم چنین بازسازی و ترمیم دوباره شهر ها، منازل رهایشی را که در سه دهه جنگ تخریب گردیده روی دست گرفته و غرض کوردینه با کشور های علاقه مند و کمک کننده حاضر نماید.

2- د ولت آینده افغانستان باید پلان های انکشاف اقتصادی کشور را دربخش صنعت، زراعت و معادن ترتیب و غرض تشویق سرمایه داران داخلی وخارجی، کشور های دوست و ذیعلاقه سرمایه گذاری در افغانستان حاضر نماید تا سرمایه داران داخلی و خارجی در جهت سرمایه گذاری های مستقل، مشترک و مختلط در زمینه تشویق گردند.

3: پلان ترمیم و احیای مجدد نهرها و سیستیم های ابیاری، بند های آب و کاریز ها، ساختمان بند ها و نهر ها ی جدید، مدرنیزه کردن سیستیم آبیاری، تهیه ابزارکار مدرن به دهاقین کشور، تهیه و توزیع کمک های مالی، تخم های اصلاح شده بذری و کود کیمیاوی غرض ارتقای سطح زندگی دهقانان ترتیب وبه کشور های کمک دهنده کوردینه شود. تطبیق پلان احیا و ایجاد پروژه های رزاعتی می باید در جهت تقلیل زرع و تولید کوکنار و مواد مخدر تاثیرات مثبت و مفیدی را بجا گذارد.

با تجربه از ۸ سال گذشته کمک های مالی در جهت بازسازی، بر خلاف سالهای قبل به اختیار دولت افغانستان گذاشته شود تا ازیک طرف دولت از نگاه اقتصادی اعتبار مردم را کسب کند و از جانب دیگر یک تعداد از مردم و متخصصین قبلی افغانستان در پروژه های بازسازی شامل کار گردند. با عملی نمودن چنین اقدامات ممالک کمک کننده و جامعه جهانی از حیف و میل کمک های مالی میتواند تاحدی جلوگیری نماید. زیرا ازین پروسه هم از طرف جامعه جهانی و هم از جانب مقامات عالیه دولت افغانستان و پارلمان کنترول بعمل خواهد آمد. اما دولت آینده نسبت به دولت فعلی در عرصه پلانگذاری تطبیق پلان و مصرف تخصیصات داده شده، جلوگیری از فساد اداری و اختلاس ا ز مدیریت قوی و مطالبات جدی تری باید برخوردار باشد.

ب تدابیرسیاسی
1
- عده ای از کشور های جهان و ممالک همسایه افغانستان به نحوی ازانحا، در ایجاد تشنج، تشدید بحران و یا تداوم جنگ درافغانستان سهم داشتند و اکنون در پایان بخشیدن و ختم بحران موجود نیز رول قابل ملاحظه ایرا دارا می باشند. بنا براین تدویر کنفرانس جهانی روی موضوع افغانستان به اشتراک ممالک ذیدخل وبعضا از کشور های منطقه و جهان مانند ایالات متحده امریکا، جامعه جهانی، ناتو، همسایه های افغانستان، هند، روسیه، چین، جاپان و عربستان سعودی روی براورده شدن مقاصد ذیل دایر گردد:

- تحلیل و بررسی وضع و بحث روی یک طرح سالم غرض رسیدن به صلح وثبات در افغانستان

- جلب همکاری وتشدید فعالیت های کوردینه شده ممالک مذکور در جهت مبارزه علیه تروریزم.

- جلب همکاری جهان جهت ادامه کمک بخاطر اعمار مجدد و بازسازی افغانستان.

- کوردینه و هماهنگ ساختن پلان های امور بازسازی و احیایی مجدد در عرصه های مختلف، صنعتی، زراعتی و اعمار محلات رهایش به مهاجرین بازگشت کننده بدون سرپناه

- جلب ممالک مختلف جهان در جهت سرمایه گذاری مستقل و مشترک بخاطر ایجاد پروژه های جدید انکشافی، صنعتی، زراعتی و استخراج معادن.

- جلب همکاری آنها در جهت تعلیم وتربیه کادر های فنی، مسلکی ملکی ونظامی برای افغانستان.

2 - انتخابات د وره ئی ریاست جمهوری با در نظر داشت شرایط امنیتی و امکانات مادی و تخنیکی نظر به تفاهم دولت، پارلمان و کمسیون مستقل انتخابات و ممالک تمویل کننده مصارف آن به یک وقت مناسبت دایر گردد.

3 - ر وشن ساختن وابلاغ ستراتیژی ایالات متحده امریکا در قبال افغانستان وپاکستان به کشور های ذیدخل منطقه وجهان.

ستراتیژی جدید ایالات متحده امریکا باید اهد اف کوتاه مدت ودراز مدت (برچیدن مراکز تربیت نظامی طالبان و امحای تروریزم و القاعده را در افغانستا ن و پاکستان طوریکه دیگر نتوانند با استفاده از مناطق مذکور علیه منافع امریکا و کشور های متحد آن عمل نماید و همچنان تشکیل اردوی نیرومند ملی افغانستان وتجهیزآن به تمام انواع سلاح حمایه و تقویه و تبدیلی افغانستان به یک کشور دموکراتیک، با ثبات، خود کفا، نیرومند، آسیب ناپذیر، بدون مواد مخدر وبالاخره خروج بعدی نیرو های خارجی از ان کشور ) را احتوا نماید.

4- از آنجاییکه احزاب سیاسی فراگیر و پر قدرت در تنویر اذهان مردم، ترویج دموکراسی، تامین وحدت ملی رول مهم و ارزنده دارد بناء دولت اینده افغانستان با در نظر داشت ارزش های قانون اساسی، احترام به اصل دموکراسی، ازادی قلم و بیان وحقوق دموکراتیک جامعه ان عده احزابی را که دارای اهداف مشترک و نزدیک به هم هستند، تشویق نمایند تا در چوکات چند حزب نیرومند و هدفمند دموکراتیک، چب دموکراتیک، ملی دموکراتیک، ملی گرا، راستگرا و محافظه کار متحد شوند. دولت و جامعه جهانی زمینه فعالیت آنها را مساعد نموده تا در عرصه های مختلف مبارزه سیاسی، اجتماعی، کلتوری و ملی جایگاه خاص خود را در ساختار دموکراتیک جامعه دریافته از انحصار شخصیت ها، گرایش سمتی، قومی، مذهبی و نظامی نجات یافته تحت رهبری اهداف مرامی و برناموی شان بخاطر رسیدن به یک هدف مشترک صلح، امنیت ترقی و پیشرفت جامعه مطابق به ارزش های دین مقدس اسلام و قانون اساسی در رقابت معقول سیاسی قرار گیرند.

5- یالات متحده امریکا و جامعه جهانی باید بصورت دوامدار بالای کشور های همسایه افغانستان خاصتا پاکستان فشارسیاسی وارد کند تا در مبارزه علیه ترور و برچیدن مراکز شورشیان افغانستان با جامعه جهانی و دولت افغانستان همکاری نماید. از اظهارات جنرال امریکایی بنام ایکن بیری معلوم میشود که مقامات آن کشور از مداخلات و کمک های شبکه استخباراتی پاکستان، القاعده و طالبان تصویر روشن دارد.پس کمک مالی به پاکستان به مفهوم کمک به طالبان و تروریزم میباشد نه مبارزه علیه تروریزم.

6-د ولت افغانستان با تفاهم به جامعه جهانی با تدویر لویه جرگه های منطقوی و قبایلی در مناطق مختلف کشور، اهداف دموکراسی،  ضرورت حضور نظامی جامعه جهانی را در افغانستان توضیح نموده به مذاکرات و مباحثات بین الافغانی با نیروهای مسلح مخالف دولت ادامه دهد.

دولت جدید باید سعی نماید تا دراین عرصه از روی حسن نیت و برخورد صادقانه، مطابق به قانون اساسی افغانستان، با قایل شدن امتیازات خاصی به مخالفین و شورشیان ضد دولتی غرض تخفیف تشنج و خشونت ورسیدن به یک صلح موفقیت آمیز که برای همه مردم قابل درک و امیداوار کننده باشد، نایل اید.

7 - بعد ازیک قطبی شدن جهان به دوره انقلابات و تغییرات قدرت از طریق کود تاه ها و تحریکات نظامی تقریبا نقطه پایان گذاشته شده است. حضور نظامی۴۰ کشور جهان با وجود دوام جنگ علیه ترور،  از دموکراسی نو پای افغانستان دفاع نموده در صورت بازگشت قوتهای ناتو از این کشور به اوطان شان بازهم از نظر ملل متحد و جامعه جهانی دور نبوده منبعد تغییرات در قدرت سیاسی از طریق کودتاه ها و شیوه های غیر دموکراتیک به کلی نا ممکن گردیده است.

از این رو زعمای آینده افغانستان با کمال اطمینان می باید به کادر های نظامی و ملکی وطن با وجود داشتن اندیشه های مختلف سیاسی اعتماد نموده از آنها نظربه داشتن تخصص و استعداد کاری شان بخاطر تحکیم دموکراسی، تامین صلح و امنیت، ترقی و پیشرفت افغانستان استفاده کرده همه را با گذشت اسلامی دعوت نماید. به عقده مندی ها، دشمنی ها، انزجار و نفرت، مخالفت و بی اعتمادی وداع گفته و در عوض اصل عفو، دوستی، صمیمت، توافق و اعتماد را در قلوب مردم و شخصیت های سیاسی و دولتی حاکم سازد.

این را باید دانست که افغانها به خاطر رسیدن به قدرت و یا بدست ا وردن زمینه بیشتر خدمت بخاطر ترقی و تعالی کشور شان یکی به رخ دیگری شمشیر کشیدند، این را هم بایددرک کرد که بخاطر منافع ملی کشور شان یک روزی میتوانند یکد یگرخود را در آغوش بکشند.

ج تدابیراجتماعی
ازینکه وحدت ملی یک اصل مهم تامین صلح و امنیت، تحکیم و ترویج دموکراسی در افغانستان بوده که این اصل طالب اشتراک مساویانه تمام افراد، اقوام و ملیت های ساکن کشور دراین راستا می باشد.

دولت اینده و منتخب افغانستان غرض ازبین بردن اختلافات قومی، نزادی، مذهبی وایجاد فضای دوستی، حسن تفاهم، وحدت و وفاق ملی وظایف عمده و مهمی را در پیشرو خواهد داشت. این مامول از طریق کار جسورانه دربین تمام اقوام و ملیت ها، تعلیم و تربیه فرزندان آنها در مکاتب و موسسات تحصیلات عالی مسلکی مرکز، ایجاد و تشکیل اردوی ملی از نظر ترکیب به اساس مکلفیت عامه، برخورد صمیمانه و دوستانه نمایندگان منتخب ملت در پارلمان، انتخاب یک حکومت نیرومند مردم سالار، تطبیق مساویانه قانون بالای تمام اقوام ساکن کشور، دادن امتیازات مساویانه به آنها، کار سالم رسانه ها ی تبلیغاتی و اتخاذ سایر تدابیری که بتواند تمام مردم و ملیت های مختلف کشور را منحیث افراد متساوی الحقوق زیر بیرق کشور تحت فرمان دولت مرکزی گرد اورد، براورده می شود. در آن صورت افتخارنژادی و ملیتی ملیت پرستان بزرگ و نالش اقلیت های قومی و ملی روی موضوع ستم ملی فروکش کرده تمام اقوام و ملیت های مختلف بخاطر نیل به منافع مشترک سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شان متحدانه در سنگر مشترک دفاع از منافع دموکراتیک قرار گرفته، کشور شان را به مدارج عالی ترقی و پیشرفت میرسانند.

د - روابط افغانستان با کشور های همسایه و منطقه با تحلیل از روابط افغانستان با کشور های همسایه به این نتیجه می رسیم که پاکستان در هراس است که هرگاه صلح و امنیت در افغانستان تامین و در حضور پرقدرت ترین کشور های جهان ثبات درین کشور برگردد، هرگاه با سرمایه گذاری کشور های بزرگ جهان این کشور به یک کشور مترقی، صنعتی و از نگاه اقتصادی، سیاسی و نظامی متکی بخود تبدیل گردد، در آن صورت ممکن حادثه مثابه تخریب دیوار برلین و وحدت دو المان در سرحدات غربی آنها تکرارشود و یا خود موضوع ادعای ارضی مجددا احیا و نهضت اتحاد و استقلال پشتون ها و بلوچ ها که در بین مردم دامن زده شده، دوباره اوج گرفته خلاف منافع پاکستان به پیروزی نایل شود. ازینرو مداخلات آنها هیچ وقت قطع نشده با وجود حضورنظامی نیمی از جهان در افغانستان، به شدت بیشتر آن بازهم ادامه دارد.

به نظر اینجانب فرستادن نیرو های بیشتر در افغانستان، براه انداختن عملیات های وسیع نظامی و یا وارد کردن ضربات هوا پیما های بدون سرنشین امریکا در قبایل سرحدی کدام مشکلی را حل نکرده، بلکه این عمل باعث افزایش مشکلات به جامعه جهانی، ناتو و دولت افغانستان خواهد شد. برگشت صلح و ثبات در افغانستان یک پروسه طولانی بوده مستلزم تشکیل و تقویه هر چه بیشتر و زود تر اردوی ملی وپولیس ملی آن می باشد، تا در پهلوی سایر تدابیر سیاسی اجتماعی و اقتصادی و پیشبرد مذاکرات به نیرو های مخالف در چهارچوب سرحدات فعلی کشور از صلح و ثبات و تامین امنیت دفاع نماید.

ذ تدابیر نظامی
1:
تحلیل وضع سیاسی، نظامی، اقتصادی اجتماعی، ادامه مداخلات شبکه های استخباراتی پاکستان، روابط سیاسی افغانستان به کشور های همسایه، اختلافات قومی وقبیلوی، تداوم جنگ، مسلح بودن گروپ های جنگی، احزاب و تنظیم ها با سلاح های مدرن، توسعه فعالیت روز افزون گروپ های تروریستی دهشت افگن، القاعده و باند های شورشی طالب، وظایف دفاعی به خاطر تطبیق قانون اساسی و ارزش های دموکراتیک جامعه و بالاخره جوانه زدن دو نظر متضاد، اما روز ا فزون، میان دولت ها و مردم کشور های اروپایی اعضای پیمان ناتو در مورد تقویه و یا تخلیه فرزندان شان از افغانستان نسبت به هر وقت دیگر ضرورت تشکیل و تقویه یک اردوی نیرومند ملی را بر ملا ساخته است.

:اردوی جدید ملی افغانستان باید بر مبنای فکتور های اساسی ذیل استوار باشد

ازنگاه ترکیب: کوچکترین واحد نظامی آن متشکل از افراد و اشخاص مربوط به تمام اقوام و ملیت های کشور باشد.

ازنگاه فکتور وظیفوی: از تمامیت ارضی، استقلال ملی و حاکمیت قانون در مقابل آشوبگران مسلح ومتجاوزین خارجی دفاع نماید.

ازنگاه فکتور سیاسی: اردوی ملی مربوط یک حزب سیاسی قوم و یا ملیت مشخص نبوده بلکه جدا از تمایلات سیاسی و نژادی با ایثار و فداکاری وجیبه قانونی و ملی خود را در راه دفاع از وطن انجام دهد.
اردوی ملی باید به اساس مکلفیت عامه مطابق به حکم ماده
۵۹ قانون اساسی کشور ( دفاع ازوطن وجیبه تمام شهروندان است) تشکیل گردد. اردوی ملی با داشتن مشخصات و فکتور های فوق و تشکیل آن مطابق به قانون مکلفیت عامه باعث آن خواهد شد که جوانان سراسر کشور شامل تمام اقوام و ملیت ها با در نظرداشت اتحاد و وفاق ملی در یک سنگر واحد از منافع علیای کشور شان دفاع نموده و مشترکات گوناگون وجیبوی، ملی، سیاسی و فرهنگی در تمام عرصه ها آنها را به افراد دارای حقوق مساوی تبدیل نموده زیر فرمان یک دولت در چوکات یک ملت واحد تنظیم نماید.

2: ا ردوی جدید ملی باید از تاثیرات احزاب و تنظیم های مختلف سیاسی، تمایلات منطقوی، قومی، زبانی و مذهبی مصئون بوده کمیت و کیفیت آن با در نظر داشت پرابلم های موجود و امکانات دشمن احتمالی تعین گردد. تحلیل وضع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، تحلیل تجارب از اردو های کشور ما درادوار مختلف حاکمیت دولتی، احتمال تداوم مداخله بخاطر ایجاد بی ثباتی از خارج، تحلیل وضع امنیتی فعلی کشور، دلچسپی سایر کشور های جهان در موضوع افغانستان و سایر مسایلی که قبلا روی آن بحث صورت گرفته ضرورت تشکیل یک اردوی نیرومند را به ترکیب حد اقل ۲۰۰ هزار نفری را بر ملا ساخته است

3:اردوی ملی افغانستان از تمام صنوف مختلفه قوتها متشکل بوده با سلاح تقویه و حمایه مطابق به اردوی زمان حاکمیت داکتر نجیب الله و یا قوی تر از آن که بتواند منحیث نیروی مطمئن در برابر تروریزم، القاعده و آشوبگران مسلح، مستقلانه و بدون کهمک های خارجی دفاع نماید، یکی از ضروریات مبرم جامعه جهانی و دولت افغانستان خواهد بود.

4:ازینکه امروز در حدود۴۰ کشور جهان که اکثرا اعضای پیمان ناتو میباشند در افغانستان حضور بالفعل نظامی دارند، بنا ءاگر بخواهیم و یا نخواهیم روابط نظامی افغانستان در انحصار همین کشور ها با قی خواهد ماند. بنا ء بهتر خواهد بود که سلاح و تخنیک محاربوی اردوی افغانستان از کشور های صنعتی و تولیدکننده مماللک مذکورخریداری واکمال گردد که شامل سلاح خفیفه پیاده، توپچی ریاکتیف میل دار محرک مقوس چاپ کلان و ذات الحرکه، تانکهای ثقیل، ماشین های محاربوی، زرهپوش ها وسایط نقلیه، طیارات نظامی بمبارد، شکاری، ترانسپورتی، هلیکوپتر ها، توپ ها و راکت های دافع هوا خواهد بود. این سلاح ها و تخنیک باید از خصوصیات تکتیکی و تخنیکی، قدرت آتش و مانور خوب، مطابق به شرایط و وضعیت کوهستانی افغانستان برخوردار بوده از جمله سلاح و تخنیک مدرن باشد.

5: علاوه به خریداری سلاح و تخنیک محاربوی موضوع ترانزیت آن از ممالکی که خریداری میگردند الی افغانستان، موضوع اکمال و انتقال دوامدار پرزه جات تخنیکی و مهمات مختلف جنگی نیز در نظر گرفته شود و یا به کمک جامعه جهانی اعمار فابریکه های ترمیم اسلحه و تخنیک محاربوی قوتهای زمینی، فابریکه ی ترمیم طیارات مختلف و همچنان اعمار فابریکه تولید باروت و مهمات جنگی مختلف در نظر گرفته شود.

موضوع ترانزیت سلاح و اکمال دوامدار و ترانزیت پرزه جات تخنیکی و مهمات از اروپای غربی و ایالات متحده امریکا الی افغانستان به مملکت عقب مانده و غریب، کار آسان نبوده باید دولت های آینده افغانستان و جامعه جهانی در زمینه توجه نمایندو یا موضوع خریداری و اکمال سلاح و تخنیک مورد ضرورت افغانستان از نزدیکترین کشور صنعتی جهان صورت گیرد.

6: به شرکت های خصوصی امنیتی، ملیشه ها و اربکی ها که نیرو های فرا قانون و فرا تشکیلاتی بوده و راه را بسوی تضعیف نیرو های امنیتی باز میکنند نقطه پایان گذاشته شود، سلاح اتوماتیک که در جنگ های سابق و جهاد از آن استفاده شده از گروپ های سابق جهادی و اشخاص غیر مسئوول جمع اوری و به نیرو های امنیتی تسلیم داده شود. جمع اوری سلاح در قانون کشور تسجیل گردد تا در طی مدت معینی سلاح ناریه به ارگان های مسوول جمع اوری و تسلیم داده شود بهتر خواهد بود که اسلحه از گروپ ها و اشخاص و افراد یکه جمع اوری میشود از طرف یک هیات دولتی در مقابل پول معین خریداری گردد، به آنعده اشخاصی که بشکل غیر قانونی به حفظ و یا حمل سلاح ناریه توسل میورزند، جزا ی قانونی، جریمه نقدی و حبس در نظر گرفته شود، قوای مسلح افغانستان منحیث نیروی کشف کننده و خنثی کننده آشوب گری ها شناخته شده و موظف گردد تا مطابق قانون و مقررات مصئونیت فردی و اجتماعی مردمان کشور را در سراسر افغانستان تامین نماید.

7: تشکیل و به پا ایستادن چنین اردویی میتواند به یک نیروی مطمین مدافع صلح و ثبات، مدافع استقلال و تمامیت ارضی، ممثل وحدت ملی و تکیه گاه نیرومند دولت و مردم افغانستان مبدل گردد.
دولت در پهلوی چنین اردوی نیرومند ملی و کمک های وسیع جامعه جهانی خواهد توانست با تطبیق پلان های بازسازی در عرصه های مختلف اقتصادی، صنعتی، انکشافی و رهایشی راه طولانی و درازمدت رسیدن به صلح و ثبات را کوتاه تر ساخته تشویش مردم اروپا و جامعه جهانی را در مورد فرزندان شان و تشویش مردم افغانستان را در مورد اینکه دیگر وطن شان به دوره سیاه و تاریک گذ شته بر نمی گردد، مرفوع سازد. تشکیل و به پا ایستادن چنین اردویی باب مذاکره و دیالوگ و تفاهم با نیرو های مخالف دولتی را باز و زمینه تطبیق حل سیاسی معضله افغانستان را فراهم خواهد ساخت.

بالاخره افغانستان به یک کشور پیشرفته با ثبات، خود کفا، جدا از رشوه، اختلاس و عوامل فساد اداری و تولید تریاک و مواد مخدر تبدیل خواهد شد و پیروز مندانه درقطار کشور های پیشرفته جهان قرارخواهد گرفت

پیروزی و شکست دو پدیده کاملا متضاد اند که دوش بدوش به استقبال طرفین درگیر در حرکت میباشند. خداوند بزرگ و متعال پیروزی را به طرفی اهدا خواهد کرد که در مورد خیر، فلاح و سعادت مردم و وطنش اندیشه و تفکر سالم داشته عاقلانه تصمیم گرفته و قاطعانه عمل نماید.

و من الله توفیق

دوستان عزیز و خوانندگان محترم!

میخواهم توجه صاحب نظران، طراحان و دانشمندان کشور عزیز خو د را در داخل و خارج افغانستان به جنگ دراز مدت که باعث رنج و عذاب مردم ما شده است جلب نمایم.

امیدوارم تا صاحبنظران، کارشناسان سیاسی و دانشمندان با نظرات شان به خاطر ختم جنگ و اعاده صلح و ثبات دروطن شان به غنای هرچه بیشتر طرح مذکور یاری نموده و یا خود با تحلیل و ارزیابی دقیق از وضع افغانستان و جهان، طرح های سالمتری را به قدرت مندان کشور و جامعه جهانی تقدیم نمایند. تا باشد که مردم از شر این جنگ خانمانسوز نجات یابند.

بااحترام

                                                                             

اجتماعی ـ تاريخی

صفحهء اول