© Farda فـــــردا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آصف بره کی

 

 

 

 

متن سخنرانی استاد واصف باختری

 

 

متن سخنرانی استاد لطيف ناظمی

 

 

البوم عکسها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استاد واصف باختری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استاد لطيف ناظمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گزارشگر: آصف بره کی

مریلند- امریکا

 

 

 

ما مست و خرابیم ولی پاک دلیم

هر رشته که پاکیزه نباشد گسلیم 

فانی

 

 

 

 نيکوداشت از کار و آثار رازق فانی

 

 

 

 

شنبه 2 دسامبر2006 مجلس بزرگداشت از کارنامه های ادبی شاعر گرامی رازق فانی در دانشگاه مریلند ایالات متحده ی امریکا برگزارشد. این مجلس از سوی انجمن دانشجویان افغان آن دانشگاه به یاری سفارت کبرای دولت اسلامی افغانستان و مرکز زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مریلند سازمان یافته بود.

دراین مجلس جدا از شخص رازق فانی جناب دکتور روان فرهادی از نیویارک، استاد واصف باختری شاعر منتقد و بژوهشگر از کلفورنیا، استاد لطیف ناظمی ادبشناس و نویسنده از شهر فرانکفورت آلمان، استاد سمندرغوریانی پژوهشگر و نویسنده از دلور امریکا و تعدادی از شاعران و نویسندگان همروزگار و نوپرداز بشمول خانواده ی آقای فانی و یکعده از دوستداران شعر و ادبیات افغانستان از اروپا، امریکا و کانادا اشتراک ورزیده بودند. درجمع حاضران  آقایان استاد متین سلجوقی، حامدنوید، سیمگر باختری وخانم شهلا پوپل از امریکا و آقایان باهر فرملی سردبیر و هارون محمدی از گرداننده گان مجله "نایاب" تورنتو اشتراک ورزیده بودند.

مجلس حوالی 5 بعد از ظهر در یکی از سالن های دانشگاه مریلند توسط رامین جاوید از فعالان انجمن دانشجویان افغان آن دانشگاه گشایش یافت، سپس چهار تن از شخصیت های نام آور ادبیات افغانستان هریک آقایان دکتور روان فرهادی، سمندرغوریانی، واصف باختری و لطیف ناظمی به صدر مجلس دعوت شدند که پس از آن مجلس بریاست آقایان واصف باختری و لطیف ناظمی به کار خود آغاز کرد. نخستین سخنران جناب روان فرهادی بود که بخواهش استاد باختری مجلس را رسما افتتاح کرد. آقای روان فرهادی در سخنرانی کوتاه چنین گفت:

بسم اله الرحمن الرحیم

میخواهم رویدادی مهمی که درزنده گی شاعر گرامی رازق فانی رخ داده یعنی غربت و اهمیتش دو بیت از شعرخودش رابخوانم:

با بال زخم خورده چوکردیم قصدکوچ         برشاخه ی چنارچکیدست خون ما

امسال هم زنشترغربت به هردیار              چون سالهای پار چکیدست خون ما

با اینهم بسیار شادمانم که در این محفل که محفل مبارک است و قدردانی از یک شاعری که از شور دل سخن میگوید، اینجا با هم جمع شدیم و این چهره های استادان دو یا سه نسل را اینجا می بینیم. جناب استاد متین سلجوقی اینجا تشریف دارند اینان با تالیفات خود در تدریس شعر یک خدمت بزرگ انجام میدهند.قابل قدر است که اینجا دیگر چهره های بسیار آشنا را می بینیم، اما بسیار شادمانم که دوست خود لطیف ناظمی را بعد سالها دیدم و با ایشان روبرو شدم وهم استاد سمندرغوریانی اینجا تشریف دارند و استاد واصف باختری هم اینجا هستند که ایشان در حقیقت یکنوع معیارشعر وادب و حتی تاریخ معاصر ادبیات افغانستان بدست ایشانست. الحمدالله که صحت دارند و سفری که در کابل کرده اند بسیارسودمند بوده، امید دارم و از خداوند میخواهم که همه ی اینان سالهای مدید در خدمت فرهنگ وطن باشند. بهرصورت ما همه شادمان هستیم و قدردانی میکنیم از خدمات دکتور کریمی حکاک  که در اینجا (مرکز زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مریلند)استاد هستند، و باهمه ی  مشغولیتهای رسمی و اداری و کار یونیورستی (دانشگاه) که دارند، ام ابازهم بکابل رفته بودند و ایشان آرزومندمطالعات افغانستان شناسی هستند.

سپس آقای فرهادی افزودند، که مرا از سخنرانی معذور بدارید،اما میخواهم مطالب عمده ای که درباره شاعر ما رازق فانی ذکرمیشود آنرا جمعبندی کنم و در آخر بشما بیانیه ایراد کنم. بدین ترتیب مجلس را افتتاح کردیم و آروزمندم که در آخر جناب رئیس مجلس دو سه دقیقه بمن وقت سخن بدهند.

پس از سخنان افتتاحیه ی دکتورفرهادی، از خانم لینا روزبه ادیب جوان افغان مقیم امریکا دعوت شد تا زنده گینامه رازق فانی راقرائت کنند، که ایشان در مقدمه ی کوتاه به نثر زیبایی گفتند:

سه دهه جنگ در افغانستان نه تنها از نسل افغان یک نسل آواره مغشوش و سرگردان ساخت بل که صدمات فراوانی را به جنبه های اجتماعی و فرهنگی و هنری و ادبی ما نیز وارد ساخت ادبا و روشنفکران ما مثل دیگر هموطنان خود یا آواره شدند و یا در طول این جنگها و درعرصه های مختلف سیاسی کشته شدند. البته عده ی از این ادبا ی ما با تجربه های تلخ زنده گی، قلم را بزرمین گذاشتند و سکوت اختیار کردند، عده ی دیگر کوشش کردند که گذشته را و زمان صلح آمیز افغانستان را بیاد داشته باشند با اکسیر گذشته حال را بدست فراموشی بسپارند، اماعده ی دیگری از این ادبا هرگز قلم را برزمین نگذاشتند و در جنگ در آواره گی در زندان نوشتند و نوشتند و امروز نه تنها فرهنگ و ادبیات افغانستان بل که تاریخ کشور ما ممنون این شاعران و نویسنده گان هستند که از طریق آثار اینها که از نسلی به نسلی به ارث برده خواهد شد، تجارب زنده گی ما افغانها هم در تاریخ ثبت خواهد گردید. امشب هم افتخار تجلیل از شخصیتی را داریم که هرگز در هیچ زمان و در هیچ عرصه ی قلم بر زمین نگذاشت گاه بزبان حال یک مهاجر نوشت:

دل من بیاد وطن می تپد

چو مرغی که دور از چمن می تپد

دل اندر خروش و زبانم خموش

درون گلویم سخن می تپد

 

و گاه درسوگ شهر و وطن ویرانشده ی خود بسوگ نشسته و سروده:

حسرتا لانه ی عقابان سوخت

جنگل آتش گرفت و مرغان سوخت

رستم داستان کجا رفتی

تا ببینی که کابلستان سوخت

 

گاهی هم از مردم و دنیا دلتنگ میشود و بخدا پناه میبرد و میگوید:

رنجیده دلم از همه کس غیر خداوند

نی می کندم خوشدل و نی میکده خورسند

 

و گاه اوضاع کشورش را در قالب شعر نوین می گنجاند و مسراید:

 

خیل خفاش، همان لحظه چ وبرشهرهجوم آوردند

جغد ها را سر منبر بردند 

حکم اعدام قناریها را،

همه فتوا دادند

و به شب نامه نوشتند که جاوید بمان،

ما هوادار توایم

 

گاه از زمان شکایت میکند و میسراید:

زهستی بجز رنج پیهم ندیدم

دم دیده ی خویش بینم ندیدم

  

باز به تسلی دل خویش میپردازد و میسراید:

ای دل اگرچه پاییز بیداد می نماید

آزاده باش چون سرو افسرده گی نشاید

 

و گاهی افسرده و مملو از خشم میخروشد که:

ما دوزخیانیم که آتش وطن ماست

خون نیست، شرار است که جاری به تن ماست

 

امشب تجلیل از رازق فانی شاعر نویسند ه و ادیب و سخنورفصیح و شیوا کلام دری را داریم که از جمله معدود ستارگان آسمان ادبی افغانستان هستند که به شکرانگی ایشان ما با گذشت سه دهه رنج و جنگ هنوز هم شعر داریم و کتاب داریم و مضمون های شعری. امشب من افتخار تقدیم زنده گینامه ایشانرا دارم که با شما نظر خلاصه ی به زندگانی استاد فانی می اندازیم.

آقای محمد رازق فانی برخلاف گرمی و روشنایی و شور شهر سخن خویش در صبح یک روز سرد زمستانی در سال 1322 خورشیدی برابر با 1943میلادی در محله بارانه ی شهر کابل دیده بجهان گشود. آقای فانی به ادبیات دری در ایام جوانی علاقه ی فراوان داشت در بیست سالگی اشعار و نثرهای ایشان زینت بخش صفجات رسانه های آنزمان بود.

آقای رازق فانی تعلیمات ابتدایی و متوسط را در شهر کابل بپایان رسانید.سپس برای فراگیری تحصیلات عالی رهسپار کشور بلغاریا شد و از آنجا با درجه ی ماستری در رشته ی اقتصاد سیاسی بوطن برگشت.

ایشان سالهای زیادی در ادارات دولتی ایفای وظیفه کرده اند، نخستین اثر شان بنام "ارمغان جوانی" در افغانستان بچاب رسیده، که این سلسله باچاب سه مجموعه ی دیگرشعری هم ادامه داشته. و با بسر بردن در غربت امریکا، برابر سالهای نود میلادی تا کنون چهار مجموعه دیگر شعری از ایشان بنامهای: "دشت آیینه و تصویر ،ابر و افتاب ،شکست شب "بچاب رسیده و تازه ترین مجموعه ی شعری  آقای فانی بنام " پیامبران کاذب" زیر چاب است و بزودی بدسترس علاقمندان خواهد رسید و مجموعه ی از مثنویهای شان که آماده چاپ است"پرتو خورشید در دیوار" نام دارد.

 

خانم روزبه در بخش دیگری از سخنرانی یادکرد های داشت از اشعار فانی که روی موضوعات مختلف که درهوا و بیان احساس چندگانه ی که متن مرکزی آنها را عشق به میهن و مردم و عرفان میسازد، اشاراتی داشت.

 

سپس آقای کریمی حکاک ادبیات شناس و عرفان شناس مشهور و رئیس مرکز زبان و ادبیات دانشگاه مریلند سخنرانی کردند، که در جایی چنین فرمود:

در فرصتهایی که بمن دست داده است، من به استاد روان فرهادی که حق استادی بگردن نه تنها من که بگردن دوسه نسل افراد غائب و حاضر اینجا دارند، عرض کردم که ما وقتی رسالت و ماموریت مرکز زبان و ادبیات دانشگاه مریلند رامی نوشتیم به هیچ وجهه تاکید مان برملیت نبود ما برآنیم که همچنان زبان فارسی زبانیست بین المللی و دست کم سه کشور تاجیکستان افغانستان و ایران به آن سخن میگویند و در فضا های غربت این زبان همچنان که گوینده ی بیشین گفتند، بالنده گی خودش را ادامه داده و نه هراسیم از مصائبی که در گذشته ی دور و نزدیک به سرزمین اصلی فارسی دری "افغانستان" واردشده است، علت اینست که این زبان برهمه ی مصائب فایق آمده است و سربلند برون آمده است.

در ادامه آقایان واصف باختری، لطیف ناظمی،سخنرانیهای ارزشمندی انجام دادند که در جای خود یک گونه بازنگری بود بر شگرد کار شعر آفرینی رازق فانی از دید کاربرد زبان، نحوه ی بیان و مضون و درونمایه و تصویرپردازی" که متن کامل این سخنرانیها را در پایان گزارش میخوانید. همچنان در این مجلس آقای سیمگر باختری شعر فانی را از دید فنی به بررسی گرفت و آقای باهر فرملی از تورنتو نوشته ی زیبایی داشتند که با این بیت آغازشد:

"تکیه برزنده گان کنید ای قوم             تاج برفرق مرده گان نزنید".

از دیگرسخنرانان یکی هم آقای حامد نوید"پسرشاعرنام آور مرحوم غلام احمد نوید" بود که شعر زیبای  شانرا به استقبال رازق فانی به صدای خودشان قرائت کردند که اینک چندبیت آنرا در اینجا به نشر میرسانیم:

 

چه خوش بچشم من دمید،شکوه باز دیدنت

نشستن و شنیدنت،بجان و دل خریدنت

ز دشت زنده گی همی، صدای کاروان رسد

مگر شنیده عطر دل، صدای زنده دیدنت

بیا که باز بشگفد،شگوفه های نغزشعر

ز رنگ باز گفتنت، ز نغمه پروریدنت

....

 

یکی دیگر از سخنرانان خانم شهلا پوپل شاعرچوان افغان مقیم امریکا بود که ایشان نیز شعری از سروده های خود شانرا که اهدا به جناب رازق فانی بود، به شرح زیر بخوانش گرفتند:

                       

 

ماه امشب در بساط خاکیان آید فرود

بهر استقبال فانی ز آسمان آید فرود

زهره چون آگاه شد آراست بزمی در سماع

از نشاط و باهمی با بزمیان آید فرود

بس زمین بالد که از خاک وی است فرزانه ی

کز نوایش آسمان از آسمان آید فرود

واژه های شعر نغزش نغمه ها ایجاد کرد

از طنین نغمه هایش نوریان آید فرود

مژده آوردند شهلا که اندرین بزم صفا

آن همای خوش سعادت ز آسمان آید فرود

 

در پایان سخنرانی ها به پیشنهاد هیات رئیسه مجلس، استاد لطیف ناظمی گفتند، بخاطر نبود وقت، اجازه دهید که تنها بخواندن نام  شخصیتهای فرهنگی و دوستان آقای رازق فانی بپردازیم، که از نقاط مختلف دنیا پیامهای گرم و صمیمانه شادباش به این مجلس نیکوداشت از کار، آثار و شخصیت رازق فانی فرستاده اند:

 

دکتوراکرم عثمان از سویدن،خانم بهار سعید الحان از کلفورنیا، جلال نورانی از ملبورن استرالیا، محمداسحاق نگارگر از انگلستان، امام عبادی از هالند، محمد یوسف پناه از آلمان، مشتاق احمد کریم نوری از نیویارک، فرید احمد آهنگ هروی از شیکاگو،عتیق اله عاطف مل از لاس انجلس، صادق پیکار از استرالیا و صادق شکیب ازاسترالیا.

 

در بخش دیگر مجلس خانم رابعه سخی فانی دختر آقای فانی به نماینده گی از خانواده ی شان از برگزارکننده گان، سخنرانان و مهمانان حاضر مجلس و فرهنگیان و دوستداران فانی که از هر گوشه ی دنیا پیامهای شادباش ارسال کرده بودند، سپاسگذاری کرده، چند کاپی "دی وی دی" حاوی دکلمه اشعار فانی را بزبان خودش به شخص جناب فانی و چند تن از سخنرانان مجلس اهدا کرد. پس از آن از شخص جناب رازق فانی دعوت بعمل آمد تا حرفهای چند و اشعار چندی از خودشان را پیشکش حاضران مجلس کند، آقای فانی به این فراخوان لبیک گفته، با تن بیمار، اما روان بشاش و مصمم عقب میز خطابه قرار گرفت. در آغاز از حاضران مجلس، دوستانی که پیام ارسال کرده بودند و از سخنرانان سپاسگزاری کرد و چند قطعه شعر خود را که بیشتر از اشعاری با درونمایه های انتقادی و عبرت آمیز با بیان هجو و کنایه آمیز مثل "ریش و تشویش"، "بوزینه و داروین" و... بصدای خود دکلمه کرد.

 

در بخشهای پایانی مجلس از جناب دکتور روان فرهادی دعوت بعمل آمد تا با ایراد سخنرانی  به نتیجه گیری از جریان مجلس بپردازد.

جناب دکتورفرهادی از روی یادداشتهای خود، نکات بکر و برجسته سخنرانیهای مجلس را پیرامون کار، آثار و شخصیت رازق فانی بررسی کرد. و ضمن آن پیشنهاد تحریری طرح کرد که توسط استاد واصف باختری قرائت شد. در این پیشنهاد آمده بود، تا آقایان رامین جاوید، باهر فرملی و سیمگرباختری گزارش کامل این مجلس را در یک شماره فوق العاده ی مجله ی "نایاب" چاب تورنتوی کانادا بچاب برسانند.

همچنان در واپسین لحظات مجلس خانم فتانه عارفی رسام موفق افغان مقیم امریکا پرتره ی "نیم تن" آقای فانی را که بسیار زیبا رسامی کرده بودند، به شخص جناب فانی اهدا کرد.

 

 

یاد داشت:

باسپاس ازدوستان فرهنگ دوست گرداننده ی مجله "نایاب" هریک آقای فاروق حفیظی دربخش تدارک زمینه های مسافرت وآقای هارون محمدی درهمراهی ویاری بی شائبه دربخش تخنیکی ازجمله برداشتن تصویرویدئویی وعکاسی ازاین مجلس.

 

 

 

 

متن سخنرانی جناب استاد واصف باختری درمجلس بزرگداشت از شخصیت، کار و آثار رازق فانی

 

به اجازه ی استادان دانشور و به اجازه ی همه دوستان گرامی، همه هواخواهان ادبیات و فرهنگ، در مورد شاعر گرانقدر و توانمند ماجناب فانی سخنانی بسیاری میتوان گفت، اما بنابر اندک بودن مجال برای این که به استادان معظم مجال سخنرانی فراهم شود و همچنان دوست عزیز بنده و شاعرگرانمایه جناب فانی فرصت بیشتری در دسترس داشته باشند برای شعرخوانی، به چند نکته ی فشرده بسنده می کنم.

جناب فانی میشود گفت که در همه قالبهای آشنای زبان دری فارسی قریحه آزمایی فرموده اند و گاه گاه در اسالیب نیمایی هم سروده های دلپذیری از ایشان خوشبختانه در اختیار داریم اما به اجازه ی استادان گرامی و به اجازه ی شاعر بسیار ارزشمند ما جناب فانی عقیده ی بنده چنین است که قلمرو اصلی آفرینش ادبی در نزد ایشان غزلسرایی است. ایشان با آن که قطعات دل انگیز، مثنوی های شیوا و دوبیتی های بسیار دلنشین دارند، اما آنچه ایشانرا به شهرت رسانیده غزل است یعنی و اقعا قالب جاودانه و زرین شعر زبان فارسی دری . اگر یک اشاره بشیوه ی کلی کار و بزبان غزلهای جناب فانی داشته باشیم چنین است. غزل که بیش از هزار سال در ادبیات ما سابقه دارد، در نخستین نمونه های خود زبان نرم و زبان انعطاف پذیر پس از قرن ششم را ندارد. خوب فعلا وارد این بحث نمیشویم که عده ی از ادبیات شناسان به این عقیده هستند که آن نمونه های قدیم غزل نبودند، بخشهای تغزل بعض قصائد هستند که بدست ما رسیده اند و بخش مدین قصیده و یا بخشهای بعدی قصیده یا مفقودشده و یا توسط دستخوانان عمدا از دست قلم افگنده شده، در هرحال این نظرشاید در بعضی موارد و از بعضی جهات به هنجار و درست باشد، اما چرا غزل در معنی امروزی اش هم هزار سال پیش و پیشتر از هزار سال وجود داشته و سروده شده و هنگامی که عنصری مثلا در مورد خود میفرماید:

در مدیح و در تغزل در هجار و در غزل

هم از تغزل یاد میکند و هم از غزل یاد میکند و همین شاعر میفرماید که:

غزل رودکی وار نیکو بود   غزلهای من رودکی وارنیست

ما نرمی و انعطاف پذیری زبان غزل رامی بینیم. به نظربنده مدیون چند شاعر هستیم از جمله انوری و از جمله ظهیر فاریابی و در بعض موارد خاقانی مثلا وقتی که در یک قصیده انوری میخوانیم:

هزارنقش برآرد زمانه و نبود            یکی نه آن که درآیینه ی تصور ماست

این بیت با آنکه در یکی از قصائدی انوری آمده اما گمان میکنم که در نزد یکعده از سخن شناسترین ادبا هم اشتباه میشود با یک بیتی از غزل حافظ.

یا ما از خاقانی میخوانیم که:

شکسته دل تر از آن ساغر بلورنیم        که در میانه ی خارا کنی رها زدست

از زبان این استادان بود که غزل فارسی، زبان نرم و انعطاف پذیر و زبان بسیار دلنشین خود را واقعا پیدا کرد تا این که نوبت به استادان بسیار بزرگی چون مولاناجلاالدین بلخی، و سعدی و سلمان وخواجو بلاخص حافظ رسید و در شاخه هایی از مکتب هندی چون صائب و کلیم و سلیم و ابوالمعانی بیدل به اوج